ايالات متحده آمريکا از برجام سال 2015 بيرون نيامد که به همان توافق بازگردد. آمريکا خواهان احياي برجام، بازگشت به توافق و برداشته شدن تحريمهاي ايران است، اما نه در برجام 2015. مابهازاي بازگشت آمريکا به برجام 2015 برجام پلاسهاي 2، 3 و 4 است که آمريکا ميخواهد. لذا عدم احياي برجام و تحولات اخير پيرامون برجام ربطي به تحولات ايران، ماجراي پهپادها و ماجراي ايران، روسيه و اوکراين هم ندارد. آمريکا معتقد است که برجام سال 2015 منافع اين کشور را تامين نکرده است. هم جمهوريخواهان و هم دموکراتها به اين مساله معتقدند اما فرقشان در اين است که جمهوريخواهان ميگويند که ما بايد براي رسيدن به برجام يک بار بايد سر ميز مذاکره نشسته و همه مسائل را حل کنيم و در نهايت تحريمها برداشته شود اما دموکراتها معتقدند که اين يک پروسه طولاني مدت و زمانبر است. لذا اولويتها را در نظر نميگيرند و معتقدند بايد بر موضع هستهاي متمرکز بود و از مذاکرات هستهاي نردباني ساخت که پلههاي بعدي آن تغيير در متن برجام که برجام پلاس ميشود. بنابراين آمريکاييها پيش از اين هم قصد بازگشت به برجام 2015 را نداشتند که اگر داشتند مذاکرات تا اين حد طولاني نميشد. اگر مذاکرات اينقدر طولاني شده به اين دليل است که آمريکاييها نميخواهند به برجام بازگردند. اگر غير از اين باشد به همان راحتي که دونالد ترامپ از برجام 2015 بيرون آمد جو بايدن ميتوانست به برجام 2015 باز گردد. اگر اين اتفاق نيفتاده به اين دليل است که رويکرد آمريکا نسبت به موضع ايران و برنامه هستهاي تغييري نکرده است. لذا به نظر ميرسد که اين فرآيند همچنان ادامه دارد و آمريکا اميدوار است که گذشت زمان فشارها را بر ايران گسترش دهد. به خصوص اعتراضاتي که وجود دارد اين اميد را در آمريکاييها تقويت ميکند که منتظر بمانند ايران زير فشارهاي اقتصادي و اعتراضات اجتماعي تن به خواسته آمريکا بدهد و حاضر شود برجام پلاس را بپذيرد. البته اين مساله سال گذشته مطرح شد که آقاي روحاني رئيسجمهور سابق گفت اگر به آقاي عراقچي اجازه دهيم توافق را به سرانجام ميرساند بايد اذعان داشت؛ صحبتي هم که در آن زمان آقاي روحاني مطرح کرده بود صرفا 50 درصد قضيه بود اما 50 درصد ديگر قضيه نيز وجود داشت. لذا بايد اينگونه تحليل کرد که در همان زمان نيز با مذاکراتي که آقاي عراقچي انجام ميداد نيز آمريکاييها حاضر به بازگشت به برجام 2015 نبودند که اگر بودند اين اتفاق ميافتاد. رئيسجمهور آمريکا که منتظر ننشسته که ايران پالسي بفرستد و آنها به برجام بازگردند. منافع ملي آمريکا اقتضا کند به برجام بازگردد حتي به رغم مخالفت ايران، روسيه، چين و جامعه جهاني کاري که تصور کند درست است را انجام ميدهد. ما نبايد تصور کنيم که آمريکاييها منتظر بودند که ايران اجازه دهد آمريکا به برجام بازگردد که چون تهران اجازه نداده آنها به برجام بازنگشتند. آمريکاييها حتي به عنوان حسننيت يک نصفه تحريم هم بر نداشتند و قريب به هزارو نهصد تحريم دارند اما تنها تحريم برداشته شده وسايل الکترونيکي استار لينک است که آن هم فقط براي اذيت کردن حاکميت ايران است. لذا آنها هيچ قدمي براي اينکه بگويند ما از بين اين تحريمها يک تحريم برميداريم که جناح حامي مصالحه با آمريکا در داخل ايران تقويت شود و بتوانند مخالفان را در داخل قانع کنند که آمريکا نرمشي نشان داده و ما برويم توافقي را بهدست آوريم. آمريکاييها نه تنها اين کار را انجام ندادند بلکه به بهانههاي حقوق بشري، موشکي و پهپاد و... هر روز تحريم روي تحريم اضافه کردند. لذا بايد به اين نکته مهم توجه کرد که مشکل برجام در واشنگتن بوده و در تهران نيست. يعني هر گونه وخامت يا بهبودي در روابط صورت بگيرد از جانب واشنگتن خواهد بود. طبيعي است که کشوري که تحريم کرده آمريکا و کشور تحريم شده ايران است و لذا کشوري که تحريم شده ميخواهد از زير تحريم بيرون بيايد. کدام کشور است که بخواهد زير تحريم باقي بماند. در اين شرايط اگر تصور کنيم که در اواخر دولت قبل نيز آمريکاييها اينقدر مشتاق بودند که به برجام باز گردند اما چون اجازه تهران صادر نشده توافق بهدست نيامده چندان قابل قبول نيست. چون اگر آمريکاييها واقعا بدانند که بازگشت به برجام منافعشان را تامين ميکند لحظهاي درنگ نخواهند کرد.