روابط ايران و غرب به دو علت در چالش قرار گرفته است. يکي مسائل داخلي ايران و فشار افکار عمومي بر دولتهاي اروپايي و آمريکا و ديگري نيز مسائل مربوط به ادعاهايي که غربيها و اوکراين دارند که ايران با روسيه در جنگ عليه اوکراين همکاري دارد. لذا اين مسائل باعث تنش در روابط شده است. اميد ميرفت که بعد از انتخابات آمريکا مذاکرات از سر گرفته شود؛ اما روند امور به سمت و سويي رفت که امروز شاهد تنش ميان ايران و غرب هستيم و به نظر ميرسد که اين تنش بيشتر هم خواهد شد. از امروز که تحريمهاي اتحاديه اروپا اعلام خواهد شد و آلمان نيز گفته پس از اين بازهم تحريم خواهيم داشت طبيعتا بر روي بقيه کشورهاي غربي و آمريکا و کانادا نيز اثر ميگذارد. لذا در حال سپري شدن زمان پس از يک دوران تنش هستيم که به نظر ميرسد شرايط تشديد شود. اما از طرف ديگر غربيها دست از توافق و برجام نکشيدند. غربيها ميخواستند بعد از انتخابات کنگره به نحوي در مساله آژانس امتيازي بدهند و مساله را جمع و جور کنند. اما ميبينيم با توجه به رويکرد اخير آنها در ارائه پيشنويس قطعنامه احتمالي ديگر رويکرد سابق در خصوص تعامل بين ايران و غرب مطرح نيست. از طرف ديگر به نظر ميرسد که اگر قرار بر صدور قطعنامه دوم از سوي شوراي حکام آژانس باشد اين قطعنامه حالت تند و تيزتري از قطعنامه اول خواهد داشت و ميخواهد پرونده ايران را به دم در ورودي شوراي امنيت ببرد. اگر ايران با آژانس که آقاي رافائل گروسي، مديرکل آژانس به تهران خواهد آمد به توافق رسيدند که هيچ ؛ اما اگر به توافق نرسند قطعنامه ديگري صادر خواهد شدکه اين قطعنامه پرونده ايران را به شوراي امنيت خواهد برد. البته بالاخره موضع آقاي گروسي هم بيشتر به موضع غربيها نزديکتر است و زبان او با چند ماه پيش بسيار متفاوت شده است. مصاحبهاي هم که در هفته گذشته داشت مقداري تند بود و گفت که سفر آقاي اسلامي رئيس سازمان انرژي اتمي کشورمان به وين نيز تاثيري نداشته است. لذا تصور ميشود که غربيها قبلا ميخواستند در مورد آژانس و بستن پرونده ايران امتيازي بدهند؛ اما آنچه امروز در صحنه عمل و اظهارات آنها ميبينيم اين است که ديگر نميخواهند به ايران امتياز دهند و در نتيجه از يک طرف ميخواهند توافق کنند و از طرف ديگر اين مساله را چون استخوان لاي زخم نگهدارند. مگر اينکه ايران بتواند پاسخهاي آژانس را بدهد و آنها را قانع کند.