آرمان ملي- محمدرضا محموديان بيگدلي - دکتراي مهندسي محيط : در گزارشي که پيش روي شما قرار دارد قرار است به اين پرسش پاسخ دهيم که «آيا سيستم آبياري تحت فشار در شرايط فعلي ايران قابل توصيه است»؟ البته قبل از پرداختن به سيستمهاي رايج آبياري، بايد مفهوم و هدف آبياري توضيح داده شود. مفهوم آبياري عبارت است از روشهاي تامين به موقع و به اندازه رطوبت خاک، به گونهاي که شرايط رشد مطلوب گياه و در نتيجه توليد بيشتر محصولات کشاورزي امکانپذير شود. در اراضي تحت آبياري، عمليات تهيه زمين، استفاده از کود و سم و بذرهاي اصلاح شده نيز در گرو آبياري و استفاده بهتر از آب است. در ايران با توجه به اينکه نزديک به 75درصد قلمرو آن داراي اقليم خشک و نيمه خشک است بنابر اين رطوبت مناسب خاک صرفا بايد از طريق عمل آبياري تامين شود که اين امر در ايران بيش از 6000 سال سابقهدارد. در حال حاضر سيستمهاي رايج آبياري را ميتوان به 3 دسته ثقلي، تحت فشار و نيمه تحت فشار طبقهبندي کرد که هر سيستم شامل چند روش آبياري است. از ديدگاه ديگر نيز ميتوان سيستمهاي آبياري را به 2 طبقه سيستم سنتي و سيستم مدرن طبقه بندي کرد. سيستم آبياري سنتي عبارت است از اقداماتي که از طريق مجموعه عقلانيت و تجارب گذشتگان جهت تامين نياز آبي گياهان به دست آمده که معمولا در اين سيستم آبياري احداث سازههاي هيدروليکي ماندگار نقشي ندارند. مهمترين ويژگي مطلوب در اين سيستم، همکاري و همياري کشاورزان در امر آبياري بود که به مرور زمان اين ساختار عرفي (نحوه همکاري و همياري کشاورزان) از بين رفته است. در سيستم سنتي کلا نحوه انتقال و توزيع آب با روش ثقلي صورت ميگيرد. بزرگترين اشکال اين سيستم آبياري، علاوه بر اتلاف آب، کار نيروي انساني را نيز افزايش ميدهند. بديهي است اين اتلاف آب در ايام گذشته به دلايل کمي جمعيت، محدود بودن سبد غذايي، عدم تنوع محصولات و متعادل بودن سطح زير کشت با منابع آبي موجود، بحران آفرين نبوده ولي در شرايط فعلي با توجه به افزايش جمعيت و تغيير در الگوي غذايي، از يک طرف با گسترش بيرويه سطح زير کشت محصولات آبي و از طرف ديگر روند تغييرات اقليم مواجه شدهايم که اين امر کشور را ملزم به جلوگيري از تلفات آب ميکند. به همين دليل، مطالعه و اجراي اصولي سيستمهاي مدرن آبياري با رعايت ملاحظات فني، اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي بايد در دستور کار قرار گيرد. سيستمهاي آبياري مدرن شامل سيستمهاي ثقلي، تحت فشار و نيمه تحت فشار است. مهمترين روشهاي مختلف سيستمهاي آبياري ثقلي عبارت است از کرتي، فارو و... و سيستم تحت فشار شامل روشهاي آبياري باراني و قطرهاي و... است. تمامي روشهاي آبياري سيستمهاي مدرن از لحاظ علمي، به شرط سازگاري با شرايط هر منطقه مورد تاييد است. بنابراين انتخاب نوع سيستم و روش آبياري براي منطقه مورد نظر بايد با شرايط طبيعي محل، دانش و فرهنگ کشاورزان و نحوه همکاري آنها با يکديگر و شرايط اقتصادي سازگاري داشته باشد. براي انتخاب سيستم و روش آبياري براي يک منطقه بايد مطالعات فني، اجتماعي، زيست محيطي و اقتصادي انجام و پس از آن گزينه برتر نوع سيستم و روش آبياري براي منطقه مورد نظر انتخاب شود. متأسفانه در شرايط فعلي، جرياني جهت ترويج و گسترش بيرويه سيستم آبياري تحت فشار فعال است که خواسته يا ناخواسته ضمن تامين منافع ن قشر خاصي از توليد کنندگان و وارد کنندگان تجهيزات غير استاندارد آبياري تحت فشار، به کشاورزان خرد و سيستم توليد محصولات کشاورزي زيان و ضرر وارد ميکند. مهمترين مزيت سيستم آبياري تحت فشار نسبت به سيستم ثقلي، صرفهجويي حداکثر 15درصد از منابع آب مصرفي است. اصولا سيستمهاي آبياري در صورتي که طبق ضوابط فني و با اصول مهندسي اجرا شده باشد راندمان مصرف آب آنها در سطح مزارع در سيستم ثقلي حدود 60- 65درصد و در سيستم تحت فشار 80 تا 75درصد است، در حاليکه در شرايط فعلي عليرغم اعلام انجام طرحها و پروژههاي وسيعي از انواع سيستمها و روشهاي آبياري مدرن در مناطق مختلف کشور متأسفانه در هيچ پروژهاي راندمان مطلوب طراحي پروژه حاصل نشده و اين عدم دستيابي به راندمان مطلوب در سيستمهاي تحت فشار اجرا شده فاحشتر و ملموستر است. اما مهمترين دلايل عدم دستيابي به راندمان طراحي و عملکرد بهينه محصول بهطور خلاصه عبارتست از: دخالتهاي بيمورد دولتها در امر انتقال، توزيع و تحويل آب به بهرهبرداران و عدم واگذاري امور تصديگري به بهرهبرداران تشکل يافته. عدم آموزش و توانمندسازي بهرهبرداران و نبود تشکل مردمنهاد در سطح مزارع. خرد و پراکنده بودن قطعات مالکيت بهرهبرداران. عدم تامين به موقع و به اندازه نياز آبي طبق برنامه آبياري.
عدم انجام تحقيقات براي انتخاب روش مناسب محاسبه نياز خالص آبي محصولات در مناطق هم اقليم. عدم ترويج کشت خزانه براي برخي از محصولات قابل کشت در خزانه (اجراي کشت خزانه حداقل 15درصد در آب مصرفي هر محصول صرفهجويي ميشود.)عدم اصلاح تقويم زراعي؛ تقويم زراعي (بازه زماني تاريخ کاشت، دوره داشت و زمان برداشت محصول) بر اساس تجارب گذشته اعمال ميشود، در حاليکه با توجه به روند تغيير اقليم و افزايش دما اين تقويم براي هر محصول دستخوش تغييرات شده و بايد اصلاح شود. در اين حالت احتمالا طول فصل زراعي براي هر محصول کوتاهتر شده است.کاهش سطح زير کشت آبي؛ با اتخاذ سياست خود کفايي محصولات کشاورزي به جاي بهرهبرداري بهينه از منابع و افزايش عملکرد محصول در واحد سطح، سطوح زير کشت محصولات را بيرويه افزايش دادهايم و اين امر علاوه بر اينکه منابع آب و خاک را به هدر ميدهد، تعرض به حريم آبراههها و اراضي ملي را نيز افزايش داده است. بررسيها نشان ميدهد که براي ايجاد تعادل بين منابع، حداکثر سطح زير کشت آبي کشور، حدود 5/5 تا 6 ميليون هکتار برآورد ميشود در حاليکه در شرايط فعلي نزديک به 9 ميليون هکتار کشت آبي داريم. بنابر اين تا موارد فوق رعايت نشود اجراي هر نوع سيستم آبياري اعم از ثقلي و يا تحت فشار که عمدتاً تفاوتهاي اين دو سيستم در زير بيان شده، قادر نخواهد بود اهداف از پيش تعيين شده را چه از لحاظ ميزان صرفهجويي در مصرف آب و چه از لحاظ عملکرد محصول در واحد سطح را محقق کند. سرآخر، بايد گفت که شاخصترين وجوه افتراق اين 2 سيستم مذکور، علاوه بر تفاوت در ميزان راندمان آبياري عبارتند از:
هزينه اجراي سيستم آبياري ثقلي حدود 65درصد هزينه اجراي سيستم تحت فشار است.
عمر مفيد سيستم ثقلي حدود 2 برابر سيستم تحت فشار است.
هزينه بهرهبرداري و نگهداري سالانه سيستم ثقلي کمتر از نصف سيستم تحت فشار است.
تجربه و دانش بهرهبرداران از سيستم ثقلي به مراتب بيشتر از سيستم تحت فشار است.
اجراي برنامه آبياري براي سيستم ثقلي به مراتب سادهتر و آسانتر از سيستم تحت فشار است.
اجراي سيستم ثقلي در اراضي با مالکيت خرد و پراکنده سادهتر از سيستم تحت فشار است هرچند که اين مساله براي اجراي هر يک از سيستمها يکي از معضلات است.
اجراي کشت مکانيزه در سيستم ثقلي در مقايسه با سيستم تحت فشار از مشکلات کمتري برخوردار است.
امکان آبشويي خاک در سيستم ثقلي ميسر است ولي در سيستم تحت فشار با مشکل همراه است.
تصرف دائمي زمين جهت احداث شبکه آبياري در سيستم ثقلي بيشتر از سيستم تحت فشار است.
امکان کود دهي در سيستم تحت فشار آسانتر از سيستم ثقلي است.