بستن
کد خبر: ۱۰۴۵۴۱۵

بی‌دقتی در ترجمه‌ نمایشنامه و خسارت‌های زبانی

بی‌دقتی در ترجمه‌ نمایشنامه و خسارت‌های زبانی

نمايشنامه‌هاي ارائه شده در «توده‌ خاکستر و سه نمايشنامه‌ ديگر» از نظر درونمايه و پيام چه اشتراکاتي با هم دارند؟

کتاب از چهار نمايشنامه‌ معاصر تک پرده‌اي تشکيل شده است. نخستين وجه مشترک اين نمايشنامه‌ها اين است که همگي متعلق به کشورهاي انگليسي زبان يعني آمريکا، انگلستان و استراليا هستند و به جز لين ناتيج اين نخستين مرتبه‌اي است که در ايران آثاري از مرديت اُکس، نيل لابيت و کنت کاچ به فارسي ترجمه مي‌شود. وجه مشترک دوم اين چهار نمايشنامه موضوعات جديد و درباره‌ چالش‌هاي انسان مدرن است؛ چالش‌هايي که بعضاً بسيار عجيب و غريب بوده و خواننده را مبهوت ساخته و به فکر وامي‌دارند. وجه اشتراک سوم را مي‌توان دنياي مردسالارانه و به چالش کشيدن آن دانست. لين ناتيج در سال 1964 در بروکلين در ايالت نيويورک آمريکا متولد شد. نمايشنامه« توده‌ خاکستر» نخستين مرتبه سال 1993 ميلادي به‌عنوان بخشي از نمايشنامه‌هاي نوين آمريکايي جشنواره‌ هومانا که توسط بازيگران تئاتر لوئيزويل تهيه شده بود، به اجرا درآمد. به‌طور حتم، حمله به نظام مردسالارانه يا پدرسالارانه محور اصلي اين نمايشنامه است، اما توصيفات و لحن نويسنده همراه با طنز و شوخي است. ناتيج با ظرافتي مثال زدني نقش جنسيتي زنان و مردان را در اين اثر ترسيم مي‌کند. اما نقش‌هاي جنسيتي در اين اثر وارونه شده‌اند و يا به‌طور کلي از بين رفته‌اند، چرا که لورين اگرچه يک زن ستم‌ديده است، اما شوهرش که نمادي از نظام مردسالارانه است را به چالش مي‌کشد (سهواً موجب مرگ او شده است). «فاصله را حفظ کنيد» نمايشنامه‌اي تک پرده‌اي نوشته‌ مرديت اُکس نويسنده استراليايي- انگليسي است. اين نمايشنامه به مسائل روان‌کاوانه در بطن روابط خانوادگي و رابطه‌ مادر و فرزند در آستانه‌ قرن بيست‌و‌يکم مي‌پردازد. رخدادهاي داستان در زيرِ زمين، ايستگاه مترو و قطار رخ مي‌دهند، در نتيجه لايه‌هاي پنهان ذهن ناخودآگاه را يادآوري مي‌کند. تغيير کردن مدام جايگاه قدرتي، نظريه‌هاي ميشل فوکو فيلسوف پسامدرن فرانسوي از قدرت شبکه‌اي را يادآور مي‌شود. از آنجا که شخصيت اصلي داستان يک زن است و صفاتي چون دروغگويي و رياکاري به او نسبت داده مي‌شود، اين نمايشنامه از ديدگاه جامعه‌شناختي و نقد فمينيستي نيز حائز اهميت است. تاکنون اثري از مرديت اُکس به فارسي ترجمه نشده است. نيل لابيت نمايشنامه‌نويس، کارگردان و هنرپيشه‌ آمريکايي است. وي سال 2013 برنده‌ «جايزه‌ آکادمي هنر و ادبيات آمريکا» در حوزه‌ ادبيات شد. شخصيت‌هاي اصلي نمايشنامه‌هاي نيل لابيت مرداني خشن و خودخواه هستند. درونمايه‌ اکثر آثار نيل لابيت سبب شده است تا او را به عنوان شخصي «متنفر از زنان» و يا يک «انسان‌گريز» بشناسند. اما بايد گفت که بدرفتاري‌هايي که در زمان کودکي به خصوص از سوي پدرش مشاهده کرده بود سبب شد تا لابيت به اشتباهات و رفتارهاي ناپسند انساني بينديشد. نمايشنامه‌«شرط بندي» براي نخستين بار سال 2012 منتشر شد. موضوع اصلي اين نمايشنامه ناتواني انسان در برقراري يک رابطه‌ صحيح با همنوع خود است. اين نخستين باري است که اثري از نيل لابيت به فارسي ترجمه مي‌شود. کنت کاچ نويسنده‌ معاصر آمريکايي در کنار شاعران بزرگي همانند جان اَشبري عضو «مکتب نيويورک» بود. کاچ در نمايشنامه‌ «استاندارد طلا» قراردادي بودن نظام پولي و اقتصادي آمريکا و جهان را هدف قرار مي‌دهد. «استاندارد طلا» که عنوان نمايشنامه نيز از آن گرفته شده، يک اصطلاح تخصصي در علم اقتصاد است؛ استاندارد طلا يک نظام پولي است که در آن واحد محاسبه‌ اقتصادي استاندارد وزن ثابتي از طلاست. اين نمايشنامه نمونه‌اي کم‌نظير درباره‌ استعاره‌ پول و طلا در ادبيات است. شخصيت‌هاي اصلي اين نمايشنامه دو راهب بودايي در معبدي در چين هستند که بحث اصلي آن‌ها موضوع روز بسيار از جوامع يعني دلار است! کنت کاچ تاکنون در ايران ناشناخته مانده بود و اين نخستين مرتبه است که اثري از او به فارسي ترجمه مي‌شود.

آيا مي‌توان «توده‌ خاکستر» را اثري روانشناختي دانست؟ تجربه‌ زيستي ناتيج و فعاليت‌هاي پدرش به عنوان روانشناس چه نقشي در آثار او دارد؟

بله همان‌طور که اشاره شد، «توده‌ خاکستر» و ساير نمايشنامه‌هاي اين مجموعه آثاري کاملاً روانشناختي هستند. والاس ناتيج پدرش روانشناس کودکان و مادرش معلم و بعدها مدير مدرسه بود. لين ناتيج به واسطه‌ شغل والدينش از کودکي با مسائل روانشناختي آشنا بود و در تخيلات کودکانه‌ خويش آن‌ها را مي‌پروراند. به همين جهت ناتيج زماني که تنها يک دانش‌آموز دبيرستاني بود نخستين نمايشنامه‌ خود را نوشت و به چاپ رساند. وي در دانشگاه براون و مدرسه‌ ادبيات نمايشي يِيل به تحصيل پرداخت. پس از فراغت از تحصيل به مدت چهار سال در انتشارات عفو بين‌الملل کار کرد و سپس به تدريس نمايشنامه روي آورد. ناتيج متأهل و داراي دو فرزند است. وي هم‌اکنون دانشيار تئاتر در دانشگاه کلمبياست و به امر تدريس و آموزش دانشجويان مي‌پردازد. لورين شخصيت اصلي نمايشنامه‌ «توده‌ خاکستر» زني متأهل و در اوايل سي سالگي خود است. از طريق صحبت‌هاي آغازين لورين با فلورين که دوست صميمي و هم‌سن و سال خودش است متوجه مي‌شويم که عواطف لورين در طول زندگي مشترکش مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. کشمکش دروني لورين نمادي از کشمکش دروني زن‌هايي است که از يک طرف از دست فردي که آن‌ها را براي مدت طولاني مورد سوءاستفاده قرار داده بود (شوهرشان) راحت شده‌اند، ولي از سويي ديگر با احساس گناه و عذاب وجدان روبه‌رو هستند، همانند لورين که تصور مي‌کند عامل ناپديد شدن و يا قتل (سهوي) همسر خود است. بنابراين، ازدواج و روابط زن و مرد جايگاه اصلي را در اين نمايشنامه دارند و در نتيجه رويکردهاي روانکاوانه و فمينيستي بهترين روش‌هاي نقد براي بررسي اين نمايشنامه است.

از مراحل انتخاب، ترجمه، ويرايش و انتشار «توده‌ خاکستر» بگوييد. همکاري با مترجمان ديگر اين اثر (مريم طريقت‌بين و سيد مجتبي جعفري) به چه صورتي انجام شد؟

کار با مترجمان جوان و باانگيزه بسيار لذت‌بخش است، به‌خصوص اينکه خانم مريم طريقت‌بين و آقاي سيد مجتبي جعفري از دانشجويان پُرتلاش سابق من هستند. همکاري در تمامي مراحل از انتخاب اثر تا ترجمه و ويرايش به صورت هماهنگ و مشترک به پيش رفت. اين مترجمان جوان و توانمند علاقه‌ زيادي به ترجمه‌ آثار جديد نشان دادند. در نتيجه، آثاري را که از مدت‌ها براي ترجمه مد نظر داشتم در اختيار آن‌ها قرار دادم و به صورت مشترک آن‌ها را ترجمه، بازخواني و ويرايش کرديم. همچنين من تلاش کردم تا در ابتداي هر اثر مقدمه‌اي کوتاه درباره‌ آن بنويسم تا درونمايه‌هاي اصلي و ارزش ادبي آن‌ها براي مخاطب روشن شود، زيرا اين آثار براي نخستين بار بود که به فارسي ترجمه مي‌شدند و به غير از لين ناتيج حتي يک اثر هم از آن‌ها به زبان فارسي ترجمه نشده بود.

شما به عنوان استاديار زبان و ادبيات انگليسي از يکسو و مديريت گروه ادبيات جهان مرکز تحقيقات زبانشناسي کاربردي از سويي ديگر فعاليت داريد. از اين منظر چه حساسيت‌هايي در انتخاب آثار براي ترجمه داريد؟

از آنجا که کار اصلي بنده تدريس ادبيات انگليسي است، هميشه به دنبال آثار ادبي جديد و فاخر هستم که شايستگي ترجمه و معرفي به خواننده‌ فارسي زبان را دارند. از طرفي ديگر، به عنوان مدير گروه ادبيات جهان در مرکز تحقيقات زبانشناسي کاربردي، انتخاب آثار را به کشور خاصي محدود نمي‌کنم. با ارجاع به سخنان يوهان ولفگانگ فون گوته، اديب شهير آلماني در قرن نوزدهم، ادبيات ديگر ملي نيست، بلکه با مفهوم ادبيات جهان به عنوان يک ادبيات فراملي و جهاني روبه‌رو هستيم. بايد تلاش کنيم تا آثار فاخر و طراز اول و يا به عبارتي ديگر بهترين‌هاي ادبي ملل ديگر را مطالعه کنيم. از آنجا که مخاطب نمي‌تواند به چندين زبان مسلط باشد و همه‌ آثار مهم ادبيات جهان را به زبان اصلي بخواند، در نتيجه ضرورت ترجمه پيش مي‌آيد. به همين جهت اخيراً تصميم گرفته‌ام تا ايچيو هيگوچي نويسنده‌ ژاپني را نيز به فارسي زبانان معرفي کنم؛ نويسنده‌اي که رمان «پايان کودکي» او مشهورترين رمان رئاليستي ادبيات ژاپن در جهان غرب است، اما در ايران ناشناخته مانده است. به عنوان مثالي ديگر، مي‌توانم به منظومه‌ «کايسا الهه شطرنج» سروده‌ سِر ويليام جونز (مستشرق انگليسي و نظريه‌پرداز زبان‌هاي هندو- اروپايي) اشاره کنم که شعر اسطوره‌اي او نزديک به سه قرن است که در ايران ناشناخته مانده بود.

يکي از چالش‌هايي که مترجمان و ناشران در حوزه‌ نمايشنامه‌هاي ترجمه‌اي با آن مواجه هستند، اجراي نمايشنامه بدون در نظر گرفتن حق مالي و معنوي مترجم و ناشر است. نظر شما در اين باره چيست؟ آيا با اين مساله مواجه بوده‌ايد؟

تاکنون با اين مساله روبه‌رو نشده‌ام. به عنوان مترجم خيلي خوشحال مي‌شوم که اين نمايشنامه‌ها توسط کارگردانان توانمند ايراني به روي صحنه بروند و به نوبه‌ خود، از نظر اقتصادي سهمي به عنوان مترجم براي خود نمي‌خواهم. زيرا اين امر را خدمتي به جامعه‌ ادبي و فرهنگي کشورم مي‌دانم. اما شرايط و موقعيت ناشر با من تفاوت دارد. به هر حال، از نظر قانوني انتشارات صاحب حقوقي اثر به شمار مي‌آيد و در خصوص اين کتاب نشر لوگوس است که بايد تصميم‌گيري کند. با روحياتي که از آقاي دکتر سلطاني مديريت محترم نشر لوگوس سراغ دارم، ايشان حتماً نهايت همکاري را با کارگردان‌هاي توانمند ايراني خواهند داشت.

ترجمه‌ آثار ادبي در حوزه‌ نمايشنامه چه چالش‌هايي به‌همراه دارد؟ و چه تفاوتي با ترجمه‌ رمان و داستان دارد؟

سوال بسيار خوبي است. در نگاه اول شايد تفاوتي ميان ترجمه‌ نمايشنامه و ساير انواع ادبي مثل رمان و داستان کوتاه قائل نشويم. اما بايد تأکيد کنم که اشتباه و يا بي‌دقتي در ترجمه‌ يک نمايشنامه، از خسارت‌هاي زباني و ادبي فراتر مي‌رود. به بياني روشن‌تر، يک نمايشنامه‌ ترجمه شده زماني که توسط يک کارگردان استفاده مي‌شود، اگر از لحاظ صحنه‌آرايي، توصيف کردن شخصيت‌ها، گفتار و حرکت‌هاي شخصيت‌ها عيناً با نسخه‌ متن مبدأ مطابقت نکند، سبب ناهماهنگي و آشفتگي در اجراي آن مي‌شود. عدم توجه کافي مترجم نه تنها ارتباط کلامي و مکالمه‌ شخصيت‌ها را قطع مي‌کند، بلکه سبب مي‌شود صحنه نيز بر خلاف توصيف نويسنده، اشتباهي و نادرست تشريح و اجرا شود و همچنين زيان مالي در پي داشته باشد.

در حال حاضر کتابي در دست ترجمه و يا آماده‌ انتشار داريد؟

خوشبختانه نشر لوگوس در هفته‌هاي اخير رمان «پايان کودکي» نوشته‌ ايچيو هيگوچي را چاپ و منتشر کرده است. «پايان کودکي» مشهورترين رمان رئاليستي ادبيات ژاپن در جهان غرب به شمار مي‌آيد که پس از گذشت 127 سال از نخستين چاپ آن به سال 1895 ميلادي در ژاپن به فارسي ترجمه شد! هم‌اکنون کتاب فرهنگ روان‌زخم: سياست ترس و فقدان در سينما، ادبيات و رسانه در نوبت چاپ قرار دارد که انشاا... به زودي توسط نشر لوگوس چاپ منتشر خواهد شد. همچنين ترجمه‌ منظومه‌ کايسا الهه شطرنج در چند هفته‌ اخير توسط نشر شباهنگ چاپ و روانه بازار کتاب شده است که ترجمه‌ شعر بلندي اثر سِر ويليام جونز (صاحب نظريه زبان‌هاي هندو- اروپايي) درباره‌ پيدايش اسطوره‌اي بازي شطرنج است. در آخر قابل ذکر است که به‌همراه خانم مريم طريقت‌بين در حال گردآوري و ترجمه‌ چند داستان کوتاه از ايچيو هيگوچي هستيم که انشا... پس از انجام مراحل ويرايش و بازخواني آن را در اختيار نشر لوگوس قرار خواهيم داد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی