معاون فرهنگي و تبليغات دفاع ستاد کل نيروهاي مسلح گفت: جمهوري اسلامي ايران هيچ دخالتي در جنگ اوکراين ندارد و ادعاهاي استکبار جهاني در اين زمينه تهمتي بيش نيست. سردار ابوالفضل شکارچي افزود: رژيم حاکم در اوکراين، جدا از بحث مردم اين کشور بهطور کامل وابسته به صهيونيستها و آمريکاييها است و با تزريق فکري آنها نطقي ميکنند و ما بيشتر اين ادعاها را به صورت نطق ميبينيم. وي بيان کرد: آنها نظام جمهوري اسلامي و کشور ايران را آزمودهاند اين حرفها و اتهامهايي که روساي جمهور آمريکا و اوکراين به ايران نسبت ميدهند، بهطور کامل دروغ و تهمت است. وي ادامه داد: استکبار جهاني عامل شروع جنگ اوکراين است و انواع و اقسام سلاح و تجهيزات نظامي را در اختيار ارتش اين کشور ميگذارد، اما ايران را متهم به دخالت در اين جنگ ميکند.
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گفت: حدود 50 نفر از ليدرهاي شناسايي شده در اغتشاشات اخير کشور از منافقين بودند و دشمن در نظر داشت سناريوي سوريه را در ايران پياده کند. حجتالاسلام والمسلمين حسين طيبيفر به سناريوها و طراحيهاي تعريف شده اغتشاشگران براي برهم زدن آرامش و امنيت ملت ايران اشاره کرد و افزود: به اين افراد وعده نابودي جمهوري اسلامي و عدم حمايت ملت از نظام داده شده بود. وي به شکنجه و شهادت طلبه بسيجي به دست اغتشاشگران اشاره کرد و گفت: متأسفانه برخي از افراد با ديدن اين صحنهها باز هم با ترديد از اين جريانها و عوامل آن صحبت ميکنند. جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران اظهار داشت: دشمنان جمهوري اسلامي در تمام اين سالها سختترين توطئهها و تحريمها را عليه ما انجام دادند، از دشمن جز دشمني توقعي نيست و اينها با اساس نظام اسلامي اختلاف و دشمني دارند.
فعال سياسي اصلاحطلب راهحل اساسي شرايط فعلي کشور را در دست مسئولين دانست و اظهار کرد: راه حل دست کسي است که کشور را اداره ميکند چرا که اين طرف ماجرا هيچ فرد مشخصي ندارد که با او گفتوگو کرد لذا طرفي که در حال حاضر ميتواند کنترل کند و به عبارتي اين واقعه را مديريت کند حکومت و اجزاي آن هستند. سعيد شريعتي افزود: مديريت حکومت به اين ترتيب است که ابتدا بايد اعتراض را به رسميت بشناسد و ريشههاي به وجود آمدن اعتراض را به درستي و دقيق شناسايي کند. او در واکنش به اينکه اصلاحطلبان از پتانسيل کافي براي برقراري آرامش برخوردار هستند يا خير ادامه داد: در حال حاضر شرايط به نحوي است که مساله اعتماد اجتماعي کاهش يافته است و در اين شرايط اصلاحطلب، غير اصلاحطلب و در مجموع گروههاي مرجع اجتماعي به دليل اين بياعتمادي، نفوذ خود را از دست دادند.