اتفاقاتي که در چند هفته اخير در جامعه رخ داد چيز چندان تازهاي نيست و در گذشته نيز اين اتفاقات در جامعه رخ داده است. ما در سالهاي 78، 88، 96 و 98 نيز اين دست اتفاقات را تجربه کردهايم. نکته ديگر اينکه وظيفه مسئولان اين است که هرچه ميتوانند آگاهسازي کنند و در بخشي از توضيحات خود افشاگري هم انجام دهند و فقط نگويند که اين حادثه رخ داده است. بلکه بايد بگويند که از کجا و چگونه شروع شده، به کجا رسيده و هدف چه بوده و بعد هم با عاملان آن برخورد کنند. نکته مهم ديگر اينکه بايد ميان کسي که منتقد، معترض و مغرض است تفاوت قائل شوند. زماني شخصي از گراني مينالد يا مقالهاي مينويسد و يا به نصب يک مقامي معترض است. اما به زبان خوش و قلم خوش مينويسد و اعتراض خود را بيان ميکند. گاهي اوقات نيز به تخريب رو ميآورد و آمبولانس آتش ميزند. اين دو اقدام با يکديگر فرق ميکند و طبعا برخورد با اين دو اقدام نيز بايد با هم تفاوت داشته باشد. در حال حاضر به دستور مقام معظم رهبري که چندين بار و چندين سال مساله ميز انديشه و گفتوگو و گفتمان را فرمودند عملي نکرديم يا اگر عملي شده بسيار محدود بوده است. ولي همين الان از صداو سيما، مطبوعات، نماز جمعهها، مساجد و آموزش و پرورش بايد کلاس و ميزگرد بگذاريم و افراد بيايند و اگر اعتراض، انتقادي دارند بگويند. اگر ديديم که اعتراض و نقدش مثبت است بگيريم و عمل کنيم. مثلا با اينکه معاون رئيسجمهور اعلام کرده که با ارز ترجيحي که حذف شد دارو و نان گران نميشود شخصي از قصه دارو گلهمند است و به افزايش قيمتها اعتراض دارد. خب؛ اگر محلي براي اعتراض و انتقاد مردم باشد ميآيند اعتراض خود را مطرح ميکنند و موضوع حل ميشود. لذا در همه شرايط به ميز انديشه نياز داريم. اساسا مقام معظم رهبري به مساله جهاد تبيين اصرار دارند و بايد اين را عملي کنيم. چراکه اگر اينگونه باشد اين قطعا جلوي بهانهگيريها را ميگيرد و آنهايي که مزدور هستند و گوش به حرف بيگانه ميدهند اگر هم ديديم که چندين چراغ دارد و باز هم بيراهه ميرود؛ بگذار بيفتند و بيند سزاي خويش.