اروپا همواره يک اتحاديه پيرو آمريکا بوده و هيچ رفتار مستقلي از منظر بينالمللي از خود نشان نداده است. در شرايط فعلي آمريکا بيش از گذشته به اروپا تسلط دارد و سياستهاي خود را به اروپاييها ديکته ميکند. در نتيجه هر حرکتي در عرصه بينالمللي به وقوع ميپيوندد اروپا مجبور به پيروي از آن حرکت و آمريکاست. در ارتباط با ايران نيز اروپا هيچگاه سياست مستقلي نداشته است. درحال حاضر آمريکا فشار سنگين رواني و نرم افزاري بر تهران وارد ميکند تا بتواند از ايران امتيارات بزرگتري اخذ نمايد. در نتيجه اروپا هم مجبور به تبعيت از آمريکاست و احتمال اين وجود دارد که حتي سطح روابط خود را با تهران کاهش داده و سفراي اروپايي را از ايران فراخوانده و وارد عرصه جنگ رواني با تهران شوند. اگر رويه اينگونه شود سرآغازي است در جهت چالش بزرگتر با اروپا. البته ايران در ارتباط با اين سياست، برگههايي براي رو کردن دارد و در زمان خود از آن استفاده خواهد کرد. امنيت اروپا از امنيت منطقهاي که ايران در آن قرار دارد و در آن اعمال نظر ميکند، عبور ميکند. در اين معنا که اگر منطقه آرام نباشد، همان طور که در گذشته منطقه توسط تروريستهاي تکفيري ناآرام شد، اروپا هم ناآرام شد. الان هم اگر منطقه ناآرام باشد و اروپا در ارتباط با ايران نا آرامي کند حتما موجهاي سنگين اين ناامني به اروپا خواهد رسيد و اروپا بيش از گذشته در معرض خطرات احتمالي قرار ميگيرد. اروپاي فعلي اروپاي فرتوت و شکست خوردهاي است که در سياست اقتصادي خود وا مانده است. بزرگترين بيکاري در حال حاضر در اروپا قابل روئيت است. اين شرايط اقتصادي و تورم بيسابقه در شرايطي است که اروپا با بحران ناشي از کرونا ضربه سنگيني خورده است. درحال حاضر نيز بحران اوکراين بر وضعيت و شرايط اروپا و به خصوص آلمان اثرگذاشته است. اروپاي امروز اروپايي نيست که خودي نشان دهد و عدم همراهي با آمريکا داشته باشد زيرا بهشدت در برابر بحرانهاي حال حاضر و جاري آسيب پذير خواهد شد. پيشنهاد نگارنده به عنوان يک ديپلمات ارشد که 40 سال است در اين عرصه قلم زده اين است که در حال حاضر خود را در ارتباط با تهران به آمريکا نزديک نکند. زيرا اگر قرار باشد بيش از اين به تهران فشار آورد، ايران از آن ميزان از قدرت برخوردار است که در عرصه منطقهاي به اروپا فشار آورد.