حسين کنعانيمقدم در گفتوگو با «آرمان ملي»:
دولت در مسائل مبهم از ظرفيت قانون اساسي استفاده کند
نتيجه گفتوگو و قابليت اجرايي آن بايد مورد بررسي قرار گيرد
آرمان ملي- سهيل ثابت: اين روزها بسياري از مقامات، مسئولان، شخصيتها و چهرههاي سياسي براي برون رفت از شرايط فعلي و ايجاد آرامش در جامعه به يک نکته مشترک اشاره ميکنند و آن هم بحث ايجاد گفتوگو در جامعه است. اما همين مساله نيز با ابهاماتي روبهرو است که اساسا اين گفتوگو قرار است ميان چه کساني انجام شود؛ به چه نتايجي برسد و در نهايت ضمانت اجرا و عملياتي شدن آن چه خواهد بود؟ البته در اينکه گفتوگو امر بسيار مطلوب و مبارکي در جامعه است شکي نيست اما قدر مسلم اگر نوعي شفاف سازي در خصوص چگونگي و شرايط اين گفتوگوها در سطوح مختلف داده شود بسيار بهتر ميتوان از اين ظرفيت استفاده کرد. در اين راستا براي بررسي لازم و گفتوگو در جامعه، مناسب بودن شرايط و بستر جامعه براي اين امر و نوع مواجهه جامعه با آن «آرمان ملي» با حسين کنعانيمقدم، فعال سياسي اصولگرا و دبيرکل حزب سبز به گفتوگو پرداخته است که ميخوانيد.
چندي است که در جامعه و از سوي مقامات، شخصيتها و چهرههاي سياسي بر لزوم گفتوگو تاکيد ميشود؛ اساسا اين مساله و روند آن در جامعه را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
من معتقدم که گفتوگو ابتدا بايد تعريف شود که اساسا به چه معناست؟ يعني قرار است موافقان و مخالفان با يکديگر گفتوگو کنند؛ نخبگان با يکديگر به گفتوگو بپردازند؛ مردم با مردم صحبت کنند يا در حول يک موضوع خاص بايد اين گفتوگو شکل بگيرد؟ البته بايد مشخص شود اين موضوع چيست و چه کساني ميخواهند پاسخگو باشند. اساسا در اين گفتوگو پاسخگويي وجود دارد يا اينکه صرفا بيان برخي از مسائل است. قاعده گفتوگو اين است که طرفين گفتوگو بايد مشخص شوند که چه کساني هستند و موضوع چيست و اينکه ميخواهند از اين گفتوگو چه نتيجهاي بگيرند و اين نتايجي که گرفته ميشود قابليت اجرايي و عملياتي شدن دارد يا خير. لذا ظاهرا خيلي مجهول و مبهم در اين خصوص بحث ميشود. به نظر ميرسد که بايد ما در بحث گفتوگوي ملي که مطرح ميکنيم ابتدا جناحهاي سياسي کشور که حرفهايي براي گفتن دارند در افکار عمومي به عنوان قاضي مطالب خود را مطرح کنند و حاکميت نيز بايد به گفتماني که خير و صلاح کشور در آن است پاسخ مثبت دهد. اگر نقد و نصيحتي وجود دارد و اگر برنامهاي مطرح ميشود و اصلاح اين موضوع مورد توجه است نيز مطرح گردد. در غير اين صورت به نظر ميرسد که گفتوگويي که مطرح ميشود يک تعارف سياسي باشد تا يک واقعيتي که بتواند مشکل گشايي کند.
اساسا با توجه به شرايط فعلي فکر ميکنيد جامعه گفتوگو را ميپذيرد و اين مساله در حال حاضر براي حل مسائل پاسخگو خواهد بود؟
در شرايطي که التهاب، اغتشاش و ناامني وجود دارد يا شرايط سياسي غبارآلود است گفتوگو به نتيجه نميرسد. چرا که همه در يک موضعي قرار دارند که نسبت به يکديگر خصومت دارند و اين بستر فعلا بستر مناسبي نيست. بايد اجازه دهيم فضا مقداري آرام شود و سپس بحثهاي کرسيهاي آزاد انديشي را از دانشگاهها و گفتوگوي ملي از احزاب را شروع کنيم. در غير اين صورت فکر ميکنم که از اين موضوع به نتيجهاي نخواهيم رسيد.
از ديدگاه شما ارکان حاکميت مثل دولت يا مجلس چه ميزان ميتوانند در شکلدهي به اين گفتوگوها تاثيرگذار باشند؟
من معتقدم که دولت نبايد در بحث گفتوگوي ملي دخالت کند، چراکه اين موضوع به احزاب، تشکلها، جريانات سياسي و نخبگان کشور بازميگردد. اگر دولت يا هر مجموعه ديگري بخواهند در اين نوع گفتوگوها دخالت کنند اين گفتوگوها فرمايشي شده و نتيجهاي هم نخواهد داد. دولت اگر ميخواهد در اين موضوع حرکتي رو به جلو براي حل مشکلات داشته باشد در مواردي که محل اختلاف است و به قانون اساسي رجوع کند و بحث همه پرسي را در برخي از مسائل مثل برجام به همه پرسي بگذارد. ما يک همه پرسي در اين خصوص بگذاريم .
پيش از اين در سالهاي گذشته بحث گفتوگوي ملي مطرح بود که از جانب برخي نمايندگان مجلس دهم نيز دنبال شد، اما توفيقي نيافت؛ اساسا چقدر ميتواند ضمانت کرد که اين گفتوگوهايي که مطرح ميشود در نهايت به نتيجه موثر و مطلوبي برسد؟
در آن دوران از سوي آقاي خاتمي بحث آشتي ملي مطرح شد که خود من جزء مخالفان اين مساله بودم و گفتم مردم ما با هم قهر نيستند که بخواهند آشتي کنند. چيزي که بحث ماست گفتوگوي ملي است که بايد موضوع و محورهايش کاملا مشخص شوند که راجع به چيست و چه کسي قرار است اين گفتوگو را پيش ببرد. هيچ پيش شرطي هم نبايد در گفتوگو مطرح شود. بعد هم اگر اين گفتوگو به راهکار رسيد حاکميت در مسير اصلاح امور در چارچوب قانون اساسي حرکت کند. بالاخره قانون اساسي ميثاق ملي است و از حول و حوش اينکه چرا قانون اساسي با ظرفيتهايي که دارد اجرا نميشود دولت بايد پاسخگو باشد.