آرمان ملي: سخنگوي دولت براي آرام کردن فضاي دانشگاهها با علم به نارضايتي دانشجويان، به دانشگاه رفت و با آنها سخن گفت يا رئيس قوه قضائيه هم با تدبيري که داشت، تاکيد کرد: «بايد باب گفتوگو را در کشور بسط و گسترش دهيم و گفتوگو محوري و تضارب آرا و تعاطي افکار را به يک فرهنگ عمومي تبديل کنيم» اما بسيج دانشجويي ظاهرا مسير ديگري دارد و روز گذشته بسيج دانشجويي چند دانشگاه کشور در نامهاي به رئيسجمهور به طرح اين سوال که زير سوال بردن مدتدار اخلاق اصيل دانشگاهي تا چه زماني تحمل خواهد شد؟ پرداختند. در اين نامه آمده است: «آيا دولت و وزارت علوم تصور کرده با يک حرکتِ اصيل دانشجويي مواجه است که اقدام به صدور حکم تعليق و محروميت از تحصيلِ اقليّت هتاک و آشوبگر دانشگاهي نميکند؟ به راستي دليل بنيادين سکوت و اهمال رؤساي دانشگاهها در قبال آشوبها و تجاوزها به حريم معنوي و فيزيکي دانشگاهها چيست؟ چرا هيچ ارادهاي براي برخوردِ اهرمهاي دروندانشگاهي با اين افراد ديده نميشود؟ بهراستي اگر تحمّل وحشتافکنيها و هتاکيهاي اين اقليت خودخواه بناست بهعنوان راهبرد «بسط آزادي بيان» توسط دولت جنابتان انتخاب گردد، خواهشمنديم نهاد دانشگاه و وزارت علوم را تعطيل کنيد تا بيش از اين شاهد تعرض به اموال عمومي و حيثيت ارزشهاي ملي و ديني در صحن مقدس دانشگاه جمهوري اسلامي ايران نباشيم. وزير علوم دولت جنابعالي تا چه حدي اين وضعيت را تحمل خواهد کرد؟ هتاکان و آشوبگران دانشگاهي دقيقاً چه اقدامي بايد انجام دهند که شما متوجه عدم صلاحيت وزير علوم در مديريت دانشگاههاي حساس کشور شويد؟» بسيج دانشجويي در پايان اين نامه آورده است: «سالهاي سال است بسيج دانشجويي پرچمدار و هشداردهنده شعار عدالت و پيگيرِ اصيل تحقق اين آرمان بزرگ سياسي و الهي در ايران اسلامي بوده است. اما صحنه اکنون، صحنه تعجببرانگيزِ متفاوتي است؛ دشمنانِ قسمخورده اين خاک مصمماند در افکار عمومي ملت شريف ايران حرمت و حيثيت امنيت ملي، استقلال و آزادي اصيل الهي و ايراني را هتک کنند. چنين آرايشي نياز به «اتاق جنگ» و «فرمانده ميدان» در دولت دارد. از جنابعالي انتظار ميرود از سويي براي مقابله با دسيسههاي دشمنان خارجي و نيز از سويي ديگر براي ممانعت از استمرار آشوب دانشگاهي، «برنامه اقدام متقابل» به ملت و نخبگان ايران ارائه کنيد و با تدابير مقتضي از بقاي چنين فضاي آلوده و خطيري جلوگيري نماييد.»