فروريختن ساختمان متروپل حادثهاي بود که ظهر روز دوشنبه 2 خرداد 1401 در خيابان اميرکبير (اميري) واقع در مرکز آبادان رخ داد. در پي وقوع اين حادثه، بخشي از برج شماره 2 متروپل فروريخت. اين حادثه 43 فوتي و 37 نفر مصدوم داشت؛ اين فاجعه تنها اولين ريزش سازههاي غول پيکر متروپل بود، ساختماني که بخشي از پروژه برجهاي دوقلوي متروپل هلدينگ عبدالباقي بود. و اما دومين بار؛ بخشي از ساختمان متروپل در تاريخ 23 شهريور و در زمان سبکسازي سازه فروريخت؛ رسانهها تيتر زدند متروپل براي بار دوم فرو ريخت! ولي اين تمام ماجرا نبود؛ ريزش مدام متروپل در 23 شهريور متوقف نشد؛ بخش ديگري از ساختمان متروپل در آبادان، چهارشنبه چهارم آبانماه فرو ريخت؛ ريزشي براي سومين بار. در اين ريزش آخر نيز يک نفر فوت شد؛ يک خانم 42 ساله روز چهارم آبان بر اثر اين ريزش ناگهاني جان خود را از دست داد؛ ظاهراً او عابري در خيابان بوده که با ريزش ناگهاني آوار، بهشدت مجروح ميشود و درنهايت ميميرد. اما در اولين ريزش ناگهاني متروپل 43 نفر جان خود را از دست دادند و حداقل 37 نفر ديگر مصدوم و راهي بيمارستان شدند. در اين ميان، حداقل 14 نفر از جانباختگان کارگر بودند که به دنبال کسب روزي حلال، در پناه سازهاي غول پيکر بيپناه ماندند و جان خود را از دست دادند. هشتم خرداد؛ اکبر شوکت (رئيس کانون انجمن صنفي کارگران ساختماني کشور) در مورد تعداد کارگران مدفون و آمار اجسادي که تا آن روز بيرون کشيده شده؛ گفت: طبق آماري که ما داريم، تا روز هفتم خرداد؛ 14 نفر از همکاران ما در اين حادثه فوت کردهاند و هنوز تعداد ديگري زير آوار هستند؛ بنابراين هنوز آمار قطعي فوتيها را نداريم. اين اعداد و ارقام که هر کدام نشان از نابودي جان انسانهاي عزيز دارد، بايد زنگهاي هشدار جدي را به صدا درميآورد؛ بايد خيلي پيشتر بانيان اين اتفاق هولناک به جزا ميرسيدند و بايد براي مردم شفافسازي صورت ميگرفت. بعد از دومين ريزش سازه در شهريورماه، مقرر شده بود که عمليات تخريب بقاياي ساختمان متروپل توسط قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا انجام شود و کارفرماي آن، سازمان منطقه آزاد اروند باشد؛ سوال اينجاست که چرا سازه دوباره ريزش کرد و جان يک زن 42 ساله از دست رفت؟ و چرا متروپل براي بار سوم فروريخت؟ احسان سهرابي (نماينده کارگران در شورايعالي حفاظت فني وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعي) با بيان اينکه «متروپل سه بار فروريخت اما ميز مسئولين حادثه فرو نريخت» در اين رابطه توضيح ميدهد: حادثه دلخراش متروپل در دوم خرداد ماه امسال، آبادان و ايران را سياه پوش کرد؛ 43 نفر فوتي و تعداد زيادي مصدوم در يک حادثه دلخراش، کم نيست؛ نکته اينجاست که قضيه تمام نشد؛ در بيست وسوم شهريور ماه، فوت کارگري ديگر در اين ساختمان، فقط يک شماره به دادههاي مرکز آمار ايران اضافه کرد. او ادامه ميدهد: ما بارها اعلام کرديم در اين دست جرايم به جنبه عمومي جرم توجه شود و صرفا در احکام نگاه غرامتي نداشته باشيم؛ ولي راحت از کنار اين حادثه گذشتيم و براي سومين بار متروپل تيتر رسانهها شد. سهرابي در ادامه فقط به دو دستور بعد از حادثه اوليه متروپل اشاره ميکند؛ دستور شناسايي و پيگيري مقصران حادثه و برخورد با هر فردي که در اين حادثه مرتکب تخلف يا ترک فعل شده است که توسط رئيسجمهور صادر شد و دستوري ديگر که به وزارت کشور و سازمان نظام مهندسي و شهرداريها ماموريت داد تا ساختمانهاي ساخته شده ناايمن و در معرض آسيب را شناسايي و معرفي کنند تا اقدامات لازم براي مقاومسازي، تخليه يا تخريب آنها توسط صاحبان آن ساختمانها انجام شود. اين سوال مطرح است: اين دو دستور تا کجا پيگيري شدند، به کجا رسيدند و نتايج آنها چه شد.