سناريو تازه عليه ايران
اتهامزني وقتي شاهدي در کار نيست
جنگ روسيه و اوکراين، بحران يا به تعبيري بهتر، به استخواني در گلوي غرب تبديل شده است. حاميان دولت کييف، زماني که زلنسکي را در برابر پوتين، قرار ميدادند؛ تصوري از عمق بحراني که دامن غرب را ميگرفت، نداشتند. اکنون پس از هفت ماه از آغاز اين جنگ، غرب و آمريکا، تصميم گرفته است مسئوليت خود را در قبال فجايع روي داده در اوکراين، فرافکني کرده و اين ميان بهانهاي تازه براي اعمال سياست کهنه تحريمي خود عليه ايران، پيدا کند.
داستان از کجا شروع شد و غرب مدعي چيست؟
براي آگاهي از انگيزه و سناريو اتهامزنيهاي اخير مقامات اروپايي و آمريکايي به جمهوري اسلامي ايران بايد به تابستان سالجاري برگرديم. 20 تيرماه سالجاري «جيک ساليوان» مشاور امنيت ملي آمريکا با انتشار تصاويري، مدعي ميشود که نظاميان روسيه در يکي از پايگاههاي سپاه پاسداران در شهر کاشان در حال خريد پهپادهاي شاهد ايران هستند و اين درحالي است که تصاوير منتشر شده مربوط به مسابقات نظامي پهپادي 2022 است که به گفته سردار «علي بلالي» سخنگوي اين مسابقات، اين تمرينهاي پهپادي با حضور کشورهايي چون بلاروس و ارمنستان برگزار شده است. و اين بسترسازيهاي براي ادامه سناريو در حالي است که يک رسانه عبري همزمان با اين ادعاها، از ارسال سامانه پيشرفته ضدپهپادي ساخت يک شرکت رژيم صهيونيستي به اوکراين خبر ميدهد. اوکراين از همان ابتداي جنگ به صورت رسمي و علني اعلام کرده بود که از پهپادهاي «بيرقدار» استفاده ميکند و اين پرندههاي ساخت ترکيه به اصليترين پرندههاي نظامي مورد استفاده در اين جنگ تبديل شده است که هر کدام از آنها براي اوکراين جنگزده نزديک به 2 ميليون دلار تمام ميشود! 22مهرماه ارتش اوکراين در بيانيهاي مدعي ميشود که نخستين پهپاد ساخت ايران را در نبرد ساقط کرده است و وقتي درباره مدارک اثبات کننده اين ادعا در اين بيانيه جستوجو ميکنيم؛ «عدم تطابق شماره سريال اين پهپاد با شمارههاي شناخته شده تسليحات روسيه»، به عنوان تنها مدرک و سند ارائه شده نادرستي اين ادعا را مييابيم. سناريو به نقطه عطف خود نزديک و غرب مدعي ميشود، پهپادهاي کاميکازه روسيه همان شاهد 136 ايراني است که مسکو آنها را ژرانيوم2 ناميده است! عدم انتشار مدرک اما سبب نميشود که تروييکاي اروپا درخواست نشست غيرعلني شوراي امنيت ملي را ندهند. «بن والاس»، وزير دفاع بريتانيا، تکذيب فروش پهپاد به روسيه، از سوي ايران را، تکذيب ميکند و مدعي وجود مدارک متقن درباره اين استفاده ميشود!
واکنش ايران
ايران ارسال پرندههاي هدايتپذير از دور خود را به منظور استفاده در جنگ اوکراين، قويا و مکررا رد کرده و از طرفهاي غربي خواسته است اگر در اين زمينه مدرکي وجود دارد ارائه دهند. صداقت و حسننيت از اين بالاتر که «حسين اميرعبداللهيان» وزير امور خارجه از آمادگي جمهوري اسلامي براي بررسي ادعاي فروش پهپاد در جلسه مشترک با اوکراين خبر دهد و بار ديگر تاکيد کند که ايران هيچ سلاح و پهپادي براي به کارگيري در جنگ با اوکراين به روسيه نداده و نخواهد داد. اميرعبداللهيان، پس از ادعاهاي مقامات غرب، 27 مهرماه در گفتوگو با گردان گرليچ رادمن، وزير امور خارجه و اروپاي کرواسي، تصريح کرد: «اگر سندي درمورد استفاده از پهپادهاي ايراني در جنگ اوکراين وجود دارد، ارائه کنند.» وزير امورخارجه ايران، در هفتههاي گذشته، چه در گفتوگوهاي تلفني با مقامات و همتايان خارجي خود از جمله «جوزف بورل» مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا و چه در سفرهاي ديپلماتيک خود، بارها و به بيانهاي مختلف تصريح کرده است: «ايران هيچگونه تسليحاتي به روسيه براي استفاده در جنگ عليه اوکراين ارسال نکرده و نخواهد کرد، چراکه معتقد به راهحل اين بحران سياسي است و هرگونه حمايت تسليحاتي از طرفين، فرصت صلح را به تأخير مياندازد.»
شاهدي نيست، هرچه هست ادعاست
روسيه از اواسط مهرماه و پس از انفجار يکي از استراتژيکترين پلهاي خود توسط اوکراين، حملات هوايي خود عليه کييف را شدت بخشيد، بمباران شهرهاي اوکراين، انتقادهاي بيشماري عليه غرب به عنوان حاميان کييف برانگيخت، پس لازم بود جهت افکار عمومي تغيير کرده و مسئوليت اروپا و آمريکا در بحران به وجود آمده، فرافکني شود و گزينه هميشه دسترس در اين گونه موارد هم، پيش کشيدن بهانهاي تازه عليه ديگر کشورها، به ويژه ايران بود که اين بار هم تکرار شد. اتهامات پهپادي عليه جمهوري اسلامي، بيش و پيش از آنکه برپايه مدرکي استوار باشد، جنگي سياسي- رواني است که در چند جبهه مختلف آغاز شده و هرازگاهي شدت مييابد.
هدف از سناريو جديد چيست؟
هفت ماه از آغاز جنگ روسيه عليه اوکراين گذشته است، نبردي فرسايشي که بيشتر زيرساختهاي اوکراين را به نابودي کشانده و هزاران کشته و ميليونها آواره برجاي گذاشته است. «ولوديمير زلنسکي» رئيسجمهور اوکراين که در آغاز جنگ، به اميد و وعده اروپا و آمريکا، در ميدان نبرد رجزخوان قابلي شده بود، اکنون توان ادامه اين رجزخوانيها را ندارد و طبيعي است که به دنبال بهانههاي جديد براي فرافکني مسئوليت خود در اين جنگ را داشته باشد. پس دَم به دَم ادعاهاي کاخ سفيد ميدهد و هر روز اتهام تازهاي عليه ايران رو ميکند. لذا فشار به ايران سياست نامحسوس دولت آمريکاست، سياستي که دونالد ترامپ آن را محسوس و شفاف اعلام ميکرد اما جو بايدن در پوستهاي رنگين و نامحسوس آن را پيش ميبرد. بر همين اساس، بخشي از داستان پهپهاد هم در پي فرار از مسئوليت نابودي اوکراين و بخشي ديگر هم فشار مضاعف بر جمهوري اسلامي ايران تفسير ميشود.