شرايط بينالملل پيچيده است و دادهها نيز خيلي روشن نيست و به نحوي فرايندهايي در حال شکلگيري است و از اين دادهها متوجه ميشويم که غرب، اتحاديه اروپا، آمريکا و کانادا ميخواهند سختگيريهايي نسبت به ايران انجام دهند و مواضعشان را نسبت به سابق تندتر و سختتر کنند. اما معلوم نيست که اين نوع رويکردها و موضعگيريها تا کجا ادامه خواهد يافت و هدف غايي و نهايي از اين سختگيريها چيست؟ آيا ميخواهند که ايران را آنقدر تحت فشار قرار دهند که به نوعي رفتار خود را در برخي حوزهها تغيير دهد يا اينکه روند کنوني را ادامه دهد. مثلا در مورد ادعاي غربيها مبني بر فروش يا تحويل پهپاد به روسيه ميخواهند اين روند اصلاح شود يا اينکه به دنبال اهداف ديگري هستند. البته برخي مسائل حقوق بشري نيز وجود دارد که نسبت به مسائل و تحولات داخلي ايران اتخاذ ميکنند. بنابر اين مشخص نيست که آيا با اين سختگيريها ميخواهند ايران را مجددا به پاي ميز مذاکره بکشانند و آن شرايطي را که مطلوبشان است به ايران تحميل کنند تا بپذيرد. لذا هنوز سياست روشني ديده نميشود. شايد هم فرايندهايي شروع شده که اينها در ادامه راه يکي دو ماهه مشخص شود تصميم و موضوع نهايي غربيها در قبال ايران چه خواهد بود. به نظر ميآيد بخشي در حال تکوين و بخشي در حال شکلگيري اوليه است. مثلا روز گذشته آلمان يک سري محدوديتهايي براي ديپلماتهاي ايراني قائل شد. اگر اينها به هم وصل شود تصوير بزرگتري از مناسبات غرب و ايران را در آينده نه چندان دور ميتواند نشان دهد. از طرف ديگر اروپاييها و آمريکا از اول سعي کردند به نوعي مساله برجام را از منازعات ميان ايران و آمريکا جدا کنند. برجام مقولهاي امنيتي تعريف شده که طي آن بايد فعاليت هستهاي ايران رصد و کنترل شود و بازرسيهاي مستمري صورت بگيرد تا کشورهايي که مقابل ايران هستند اطمينان حاصل کنند که از باب فعاليت هستهاي ايران، خطري امنيت آنها را تهديد نميکند. لذا در اين خصوص ممکن است که در حوزههاي مختلف با ايران منازعه و اختلاف داشته باشند و حتي مواضع تندي اتخاذ کنند. اما تا آنجا که به آمريکاييها مربوط است به نظر ميرسد که حساب برجام را از بقيه مسائل جدا و تلاش ميکنند که برجام احيا شود و در آن حوزه خيالشان از فعاليت هستهاي ايران راحت شود. هر چند که اين مساله به اين معني نيست که امضا و احياي برجام موجب عادي شدن مناسبات ايران و کشورهاي غربي يا تنشزدايي ميان ايران و آمريکا شود.