آرمان ملي- احسان اسقايي: مجلس شوراي اسلامي بر اساس قانون، دو وظيفه مهم يعني قانونگذاري و نظارت بر دستگاه اجرايي را برعهده دارد. شق دوم وظايف و اختيارات مجلس همواره مورد پرسش بوده که اگر مجلس شوراي اسلامي به اين وظيفه خود عمل ميکند پس چرا دولتها از برنامههاي توسعه عقب هستند و از سوي ديگر مواردي چون فسادهاي گوناگون در برخي ساختار دستگاههاي اجرايي وجود دارد؟ از اين منظر به نظر ميرسد بايد ريشه اين کمکاري مجلس را در فقدان پشتوانه قوي مردمي نمايندگان يافت. نمايندهاي که با چند صد هزار رأي بر کرسيها بهارستان تکيه ميزند، حتي اگر بخواهد بر رفتار غيرقانوني يک مقام مسئول در دولت نظارت کند؛ به علت فقدان پشتوانه عملا نميتواند گامي در اين جهت بردارد. ريشه کاهش جايگاه مجلس که به فرموده امام(ره) بايد در راس امور باشد را بايد در نوع نظارت بر نامزدهاي نمايندگي مجلس يافت. «آرمان ملي» به بهانه بررسي اختيارات نمايندگان مجلس در ارتباط با دولت، با سيدمحمود ميرلوحي، فعال سياسي اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته است که در ادامه ميخوانيد.
مجلس در کشورهاي دموکراتيک از چه ميزان قدرت برخوردار است؟
ساختار قدرت در کشورهاي توسعه يافته بهگونهاي است که قوه مقننه در اين کشورها از قدرت بالايي برخوردار است. در اينکشورها پارلمان حتي از دستگاه قضا نيز قدرت بيشتري دارد. پارلمانها دو نقش اصلي قانونگذاري و نظارت را برعهده دارند. از اين جهت دو قوه ديگر يعني قوه قضائيه و مجريه به مجلس نياز دارند. زيرا اين مجلس است که اقدام به قانونگذاري و تفسير قوانين ميکند. از اينجهت جايگاه مجلس بر دو قوه ديگر برتري دارد.
مجلس در ايران از چه ميزان قدرت برخوردار است؟ چرا به رغم اينکه در قانون بر بعد نظارتي مجلس تاکيد شد اما عملا بحث نظارتي مجلس بعضا به حاشيه ميرود؟
مجلس شوراي اسلامي در ايران نيز داراي اختيارات مناسبي براي نظارت بر دستگاههاي ديگر خصوصا دستگاه اجرايي است اما با شرايط فعلي نميتوان چنين جايگاهي براي مجلس شوراي اسلامي به تصوير کشيد. امروز شما بررسي کنيد ببينيد چرا مجلس به اينجا رسيده است. آنگاه خواهيد ديد که برخي نگاهها به نظارت بر انتخابات است که از جايگاه مجلس در قانون که جايگاه رفيعي است، کاسته. اين مجلس رسما از آقاي رئيسي براي حضور در انتخابات رياستجمهوري دعوت کرده است. از اين رو نبايد توقع چنداني از مجلس داشت.
صرف دعوت اعضاي يک قوه از يک فرد براي حضور در قوه ديگر جايگاه آن را به خطر مياندازد؟
اگر مجلس برخاسته از انتخابات رقابتيتر بود و احزاب در معناي واقعي براي گرفتن کرسيهاي پارلمان تلاش کرده بودند، مشکلي وجود نداشت اما زماني که پارلمان از ضعف برخوردار است نميتوان توقع داشت مجلس با چنين شرايطي بر دولت نظارت داشته باشد. در ايران احزاب عملا جايگاهي براي فعاليت حزبي به منظور تصدي پارلمان ندارند از اين جهت دعوت نمايندگان از آقاي رئيسي به نوعي استقلال مجلس و جايگاه و در راس امور بودن مجلس را زير سوال برد. ضمن اينکه اصولگرايان از مدتها قبل شعار ايجاد حاکميت يکدست را سر دادند و در يک حاکميت يکدست از سه قوه گرفته تا صدا و سيما تا مجمع و شوراي نگهبان را يکدست کردند. ساختار يکدست نظارتپذير نيست.
ساختار يکدست نميتواند مشکلات کشور را حل کند؟
انتظار هم همين بود و اصولگرايان مرتبا اعلام ميکردند اگر يکدستي در حاکميت ايجاد شود، مشکلات کشور حل خواهد شد اما نه تنها به مقصود خود دست نيافتند بلکه بر مشکلات کشور هم اضافه شده است. پيچيده شدن شرايط و برخي مشکلات نشانه حاکميت يکدست است. زماني که اصولگرايان سخن از حاکميت يکدست سر ميدادند، اصلاحطلبان به آنها هشدار دادند که با چالش روبهرو خواهيد شد اما نپذيرفتند و امروز مشاهده ميشود که بر چالشهاي کشور افزوده شده است. يکدستي به قيمت بالايي صورت گرفت و هزينه آن مشارکت حداکثري بود. مجلس و دولت در شرايط يکدست مرتبا اعلام کردند که بحث خودرو را ساماندهي خواهند کرد و قيمتها را با واردات خودرو کاهش خواهند داد آيا امروز وضعيت همين يک صنعت بهتر شده است؟
اگر مجلس يکدست نبود شرايط فرقي با حال حاضر داشت؟
اگر جناحهاي مختلف در مجلس حضور داشتند. با نگاههاي متفاوت لوايح اقتصادي دولت مورد بررسي قرار ميگرفت و هرجا به مصلحت مردم بود، رأي داده و هر جا به ضرر مردم بود، مخالفت ميکردند. در اين روند منفعت براي مردم بهتر از شرايط فعلي بود که نه در اقتصاد و نه در مهار تورم، نه در ساخت مسکن و نه در کاهش رشد نقدينگي فعلا توفيقي حاصل نشده است.