آرمان ملي- سهيل ثابت: شرايط کشور به گونهاي است که نيازمند نوعي همراهي دولت و ملت با يکديگر است. عبور از اين شرايط حاصل نخواهد شد مگر اينکه مردم و مسئولين به يکديگر اعتماد داشته باشند. به نظر ميرسد اعتماد گوهر گم شده دولتهاست که البته در روزهاي ابتدايي بر روي کار آمدن اين دولت، وجود داشت اما بعد از حوادث اخير و اصلاحات اقتصادي که دولت در گذشته به آن دست زد گويا به حاشيه رفته است. به گونهاي که ميتوان بر اساس آمارها اعلام کرد که محبوبيت دولت در مقايسه با گذشته با کاهش روبهرو شده است. به نظر ميرسد، دولت براي عبور از شرايط فعلي بايد به منادي گفتوگو با گروههاي سياسي مرجع تبديل شود. منادي که البته نيازمند صبر در شنيدن نيز هست. زيرا بسياري از مشکلات کشور روي هم تلنبار شده و دولت بايد يک تنه به جنگ آنها برود و در اين ميان البته دولت بايد مردم را در کنار خود داشته باشد؛ مردمي که در مقايسه با گذشته مطالبات جديتري دارند. «آرمان ملي» در ارتباط با لزوم گفتوگو با مردم با فرزانه ترکان، فعال سياسي به گفتوگو پرداخته است که در ادامه ميخوانيد.
اتفاقاتي در کشور افتاده که بعضا موجب افزايش تنش در جامعه شده است. اگر دولت در ارتباط با ريشه بحرانها با مردم شفافتر سخن بگويد ميتوان شرايطي را به تصوير کشيد که از برخي چالشها عبور کنيم؟
توجه دولت به مواردي همچون شفافيت و پذيرفتن رأي و نظر مردم موجب ايجاد آرامش در کشور ميشود. در هفتههاي اخير حوادثي رقم خود که اساسا مناسب نبود. بايد گوشي براي شنيدن اعتراضات مردمي از سوي دولتمردان وجود داشته باشد. به قول مسئولان، اعتراضات به اغتشاش تبديل شده است. نبايد شرايط به گونهاي پيش برود که آرزوهاي برخي روز به روز دست نيافتنيتر تحليل شود. بايد از روزهاي اول در قدرت قرار گرفتن دولت به گلايههاي مردم توجه ميشد.
دولت بايد به کدام سو گام برميداشت تا اعتراضات فعلي به وجود نيايد و شاهد افزايش اختلافنظر مردم با دولت نبوديم؟
نه در شرايط فعلي بلکه درگذشته بايد زمينه براي بيان اعتراض مردم فراهم ميشد. جناحهاي سياسي مختلف بايد فرصت به دست ميآوردند که از رسانهملي با يکديگر به بحث بپردازند و تبادل نظر صورت دهند و افرادي که دلسوز ملت هستند حرف خود را بزنند و اگر زمينه گفتوگو فراهم بود اتفاقات اخير رخ نميداد. بعضا اعتراضات در حال حرکت به سوي هرج و مرج است و نبايد اجازه داد که اين اعتراضات با تلنبار شدن به بحران تبديل شود. اگر اعتراضات گفتمان داشت آنگاه ميتوانستيم با آن به گفتوگو بپردازيم. اين نسلي که بايد آينده ايران را بسازد اما آنها احساس نميکنند که نظر آنها شنيده ميشود. پس در حوادث اخير در کف خيابانها مطالبات خود را مطرح کردند که با کمال تاسف به خشونت و اغتشاش کشيده شد.
چگونه ميتوان شرايطي را به وجود آورد که اين نسل که فکر ميکند درخواستهاي آنان مورد پسند نيست به مسير گفتماني بازگردد؟
بايد از نظر سياسي شرايط فراهم شود که مردم بتوانند سلايق مختلف را انتخاب کنند. بايد به جوانان بها داد. براي نمونه در انتخابات شوراي شهر به جوانان اهميت و بها داده شود و به آنها اجازه داد که وارد عرصه سياستورزي شوند و بخت خود را براي اداره شهرها بيازمايند. افراد جوان بايد برگزيده شوند که حرف نسل جديد را ميفهمند. اگر اين اتفاق بيفتد ديگر جوانان در کف خيابانها فرياد نميزنند که مسئولان حرفهاي آنها را بشنوند. همين طور در مجلس هم بايد نسل جواني در قدرت قرار بگيرد که توان گفتوگو با نسل جوان و فهم خواستههاي آنان را داشته باشد. آيا مجلس فعلي و نمايندگانش اکثريت جامعه را نمايندگي ميکنند؟ يا اينکه افرادي اکنون در مجلس هستند که با فهم واقعي از اعتراضات فعلي در زاويه قرار دارند. در سالهاي اخير حتي انتخابات صنفي برخي از مشاغل هم به حاشيه رفته است. برخي در انتخابات صنفي هم رد صلاحيت ميشوند. در انتخابات نظام مهندسي، نظام پزشکي، کانون وکلا برخي رد صلاحيت ميشد اين مورد موجب ميشود که جواني که وکيل و پزشک است و قصد دارد وارد عرصه مديريت کلان شود، نااميد شود. وقتي برخي از جوانان ناديده گرفته ميشوند چگونه ممکن است در برابر ناملايمات در کنار دولت قرار گيرند. اتفاقا مردم بسيار صبور هستند چراکه فشار اقتصادي يکسال اخير در هر جاي دنيا بر هر ملتي وارد ميشد آثار سوء بيشتري داشت مردم فشارهاي اقتصادي را تحمل ميکنند. از اين جهت براي حفظ آرامش بايد با مردم سخن گفت.