خميرمايه انسان در خانواده شكل ميگيرد و خانواده حاصل پيوند زن و مردي در تشکل ازدواج است. مشكل از اينجا آغاز ميشود كه بسياري از جوانان و والدين آنها اهميتي به ازدواج نميدهند يا با بدبيني و بددلي تنها مشکلات احتمالي ازدواج را يادآوري ميکنند. هر فرآيندي، از جمله ازدواج، ميتواند نقاط ضعف و قوت داشته باشد. انسانها هم داراي کاستيهاي شخصيتي و نقطه ضعفهايي هستند. هيچکس نميتواند ادعا کند که من کاملم.ازدواج كردن صرفا يك موضوع غريزي مثل غذا خوردن نيست، بلكه مباني اخلاقي و رواني دارد. يعني قرار است در ازدواج من «زن» و من «مرد» تبديل به عمارت «ما» بشوند و در طول زمان بزرگتر و تكامل يافتهتر شوند.هر انساني نياز به احساس امنيت و آرامش دارد. اين آرامش و امنيت را كجا بايد بهدست آورد؟ در كانون خانواده جايي كه يك زن و مرد به عنوان زن و شوهر، پدر ومادر در كنار هم قرار ميگيرند شرايطي را فراهم ميكنند تا به يکديگر احساس آرامش و اطمينان و امنيت بدهند. يعني كانوني را درست ميكنند به اسم خانواده براي تربيت و رشد و پرورش همديگر و انسانهايي به اسم فرزندان.کودک درون انسان نياز به توجه و ديده شدن دارد، يعني دريافت نوازشهاي عاطفي. در مسير بزرگ شدن انسان اين وظيفه برعهده پدر و مادر است ولي از جايي به بعد، بهواسطه بالا رفتن سن نوازشهاي والدين کمرنگ ميشوند درحاليکه همچنان کودک درون انسان (در هر سني که باشد) نياز به توجه و نوازشهاي عاطفي دارد. که اين مهم در قالب ازدواج زن و مرد بايد تامين شود.وقتي دختر و پسري از ازدواج سرباز ميزنند و پدر و مادر و اطرافيان هم اقدامي نميکنند و بعضا هم مشوق ازدواج نکردن ميشوند. بهطور ناخواسته زمينه عدم تامين نيازهاي رواني ايشان را فراهم ميکنند. رواج روابط نامشروع و غلط خارج از چارچوب ازدواج يکي از عواقب چنين نگرشي است. از طرفي ديگر خودمان با دست خود آداب و رسوم اشتباهي را در ازدواج رواج دادهايم که چندان سنخيت و همخواني با ادبيات روابط انساني در دنياي امروز و نياز ازدواج ندارد، بهگونهاي که برخي از اين آداب و رسوم همانند زنجيرهايي دست و پاي خانوادهها و دختران و پسران را در امر ازدواج بسته است و نميتوانند از آن رهايي يابند.بالا رفتن سن دختران و پسران، سختگيريهاي بيمورد، هزينههاي غلط، مهريههاي سنگين، مراسم پرهزينه، عدم شناخت کافي، باورهاي سنتي نادرست و... همه و همه از دلايل به تعويق افتادن ازدواج است. خانواده اولين نهاد اجتماعي است و ازدواج به عنوان يکي از مهمترين رسوم اجتماعي براي دستيابي و تقويت نيازهاي عاطفي، غريزي و امنيتي همواره مورد توجه بشر بوده است. ازدواج رابطهاي انساني، پيچيده، ظريف و پوياست که از ويژگيهاي خاصي برخوردار است که درصورت وجود محيطي سالم و سازنده، روابط گرم و صميمي بين زن و مرد، کانون خانواده پيشرفت و ارتقاي بهداشت رواني جامعه را فراهم ميسازد.برآورده کردن نيازهاي: عاطفي - احساسي - اجتماعي - غريزي هر انساني ابتدا در محيط خانواده که نتيجه ازدواج است صورت ميگيرد. تعامل و دلبستگي زن و شوهر با يکديگر نيرو و پتانسيل شگرفي ايجاد ميکند که زمينهساز بسياري کارهاي مثبت ديگر است و عدم چنين روابطي از ضعف ساختار عمارت «ما» نشات ميگيرد که به گسترش ناهنجاري و بزهکاري در جامعه دامن ميزند.