اين روزها و بعد از فوت مهسا اميني اتفاقات مختلفي افتاده است که در اين يادداشت فقط ميخواهم به يک نکته اشاره کنم. نکته اين است که هر جامعهاي براي توسعه وپيشرفت به دو سرمايه نياز دارد: سرمايه انساني و سرمايه اجتماعي. هر مدير هوشمندي که پيشرفت جامعهاش برايش اهميت داشته باشد يا در اولويت باشد تمام تلاش خود را براي ارتقاي اين دو سرمايه انجام خواهد داد و همين طور مانع انجام هر کاري خواهد شد که در کاهش اين دو سرمايه تاثيرگذار باشند. اين روزها خبر توقيف پاسپورتهاي برخي از چهرههاي شناخته شده در عرصههاي مختلف هنري، ورزشي و... هستيم. از جمله اينها علي دايي است که تقريبا نه فقط براي مردم ايران که براي مردم جهان و بهويژه علاقهمندان پرطرفدارترين ورزش جهان يعني فوتبال است. در امور خير مشارکت دارد و.... خبر کوتاه بود و اينکه «پاسپورت علي دايي توقيف شد.» روزهاي بعد اعلام کردند که پاسپورت ايشان برگردانده شده است. علي دايي در اولين اظهارنظر خود پس از اين اتفاق گفته است: پس از بازگشت از سفر خارجي، پاسپورتم در فرودگاه بينالمللي تهران ضبط شد. در رسيدي که به من دادند، آمده بود براي پيگيري پرونده بايد به دادستان عمومي و انقلاب تهران مراجعه کنم. اما توقيف گذرنامه مسئله مهمي براي من نبود و نيست و به همين خاطر جايي نرفتم و مسئولان پس از دو يا سه روز آن را پس دادند. اين ستاره فوتبال گفت: «متاسفانه نفهميدم چرا پاسپورت من را گرفتند وبازگرداندن گذرنامه از نظر قانوني چه معنايي دارد؟» همين موضوع درمورد همايون شجريان و تعداد ديگري از هنرمندان و... اتفاق افتاده است. حال سرمايه اجتماعي کشور خوب نيست. پس کارهايي که به کاهش اين سرمايه مهم کمک ميکند را انجام ندهيم. باور کنيم که درک اين موضوع خيلي کار سختي نيست. کاهش سرمايه اجتماعي هرجامعهاي را زمين گير خواهد کرد.