دولت عضویت در شانگهای را در شرایط تحریم غربیها نوعی دستاورد مثبت برای خود تلقی میکند و معتقد است با توجه به ظرفیتهای اقتصادی کشورهای عضو شانگهای میتواند بسیاری از نیازهای خود را از دل اقتصاد این کشورها برآورد. فارغ از اینکه این تحلیل در ارتباط با شانگهای درست است یا نه باید به ظرفیتهای اقتصادی این کشورها و نوع تعامل اقتصادی کشورهای حوزه شانگهای باهم توجه کرد تا در این ارتباط به دادههای جدیدی دست یافت و اگر ظرفیت اقتصادی برای فعال کردن در کشورهای عضو شانگهای وجود دارد، آن را فعال و از آن استفاده کرد. از این منظر باید موضع چین را در ارتباط با شانگهای مورد بررسی قرار داد که آیا پکن در حوزه سرمایهگذاریهای خارجی در کشورهای عضو شانگهای فعالیت داشته است و میزان این سرمایهگذاری چقدر بوده. آیا پکن توانسته ضمن سرمایهگذاری در کشوری رابطه اقتصادی را با آن کشور توسعه دهد و نیازهای آن کشور را برآورده کند؟ آیا این مناسبات دوسویه است و کشورهای دیگر هم توانستهاند بخشی از نیاز چین را برآورده کنند؟ در هر صورت توسعه رابطه اقتصادی با هرکشوری باید دو سویه باشد و بخشی از نیاز چین نیز باید توسط کشورهایی که در آن سرمایهگذاری میکند، تامین شود. از سوی دیگر باید بررسی کرد که چینیها در حوزه سرمایهگذاری در حوزه انرژی و راهآهن تا چه میزان موفق عمل کردهاند؟ اگر چینیها پروژه موفقی در این ارتباط انجام داده باشند باید از آن به عنوان یک کارنامه موفق یاد کرد. اگر قرار است در این حوزه تصمیمگیری شود، نباید عجولانه و تحت شرایط ویژهای صورت گیرد. باید استراتژی خاصی در ارتباط با استفاده از ظرفیت اقتصادی کشورهای حوزه شانگهای در نظر گرفت تا از این طریق بخشی از نیاز آنها از بازار ایران و بخشی از نیاز ایران از بازار این کشورها تامین شود. ضمن اینکه ایران نباید مناسبات اقتصادی خود را تنها به چین و روسیه و کشورهای حوزه شانگهای خلاصه کند بلکه باید از سایر ظرفیتهای اقتصادی استفاده کند تا به رشد پایدار اقتصادی دست یابد. در این صورت میتوان از هرگونه معاهده اقتصادی با هرکشوری خصوصا کشورهایی که دارای منافع مشترک با آنها هستیم دفاع کنیم و در ارتباط با آن کوششهای مختلف از جمله برقراری روابط دیپلماتیک قدرتمند را در دستور کار قرار دهیم.