شرایطی که امروز در جامعه شاهدش هستیم از قبل قابل پیشبینی بود و تحلیلگران از قبل نسبت به بروز چنین شرایطی هشدار میدادند. این هشدارها نیز مربوط به مطالبات انباشته شده است که طی سالهای گذشته توجه جدی به حل این مطالبات نشده است. در حالی که امروز، هم شرایط جهانی و هم شرایط جامعه متناسب با مسائل روز تغییر کرده است. لذا بد عمل کردنها، خلف وعدهها و بسیاری از مشکلاتی که طی سالهای اخیر توسط مجریان و مسئولان به وجود آمده انباشت مطالباتی بوده که امروز به یک این نقطه رسیدهایم. اما اینکه اکنون برای حل مشکلات چه میشود کرد و راهحل چیست؟ باید اذعان کرد که امروز هر قول و قراری که گذاشته شود عدهای سخت باور میکنند مخصوصا نسل جدیدی با تبلیغاتی که صورت گرفته و میگیرد اگر به حرفها و وعدهها جامه عمل پوشانده نشود تبعات خود را دارد و کار جلو نمیرود. امروز اگر بخواهیم شرایط جامعه بهبود پیدا کند و مشکلات جامعه حداقل در جهت رضایتمندی مردم حل شود باید خیلی زحمت کشید و اتفاقات زیادی بیفتد. اگر مسئولان و متولیان امور بخواهند مسائل را حل کنند و اعتماد عمومی را ترمیم کنند باید صادقانه اشکالات موجود را بگویند و درصدد اصلاح آنها برآیند. به نظر میرسد که یکی از راههای بسیار مهم این است که قانون اساسی را پیشرو قرار دهیم و جاهایی را که تفسیرپذیر است را اصلاح کنیم. امروز متأسفانه قانون اساسی بسیار تفسیرپذیر شده است. باید گروههای خبرهای تشکیل شوند و روی قانون اساسی کار کنند و برخی موضوعات را حل کنند. در کنار این قضیه باید شاهد اصلاح عملکردها نیز باشیم. و در برخی مسائل و رویهها اصلاح صورت پذیرد. لذا برای یک همراهی میان جامعه و حاکمیت باید مطالبات جامعه از نسلهای گذشته تا نسل فعلی مورد نظر و انجام قرار گیرد. چرا که مردم ما خواهان هرج و مرج و آشوب نیستند ونمی خواهند آرامش از بین برود بلکه خواستار زندگی آرامی هستند. مسئولان اگر میخواهند مشکلات را حل کنند باید صادقانه و شفاف با مردم حرف بزنند. اینگونه میتوان امیدوار بود که جامعه و مسئولان به یک اعتماد و همراهی برسند.