آرمان ملي: در کوچه پسکوچههاي پايتخت که قدم بزني در ميان ساختمان هاي سر به فلک کشيده، خانههايي با قدمت بالا به چشم ميآيند که اصالت اين مرز و بوم را يادآوري ميکنند. در تقويم رسمي کشور، چهاردهم مهر روز تهران است اما اين شهر با تمام جاذبههايش حالا شاهد از دست دادن يکي از قديميترين عمارتهايش در خيابان انقلاب، يعني کافه ايران است. حال اين عمارت که نزديک به صد سال از زمان ساختش ميگذشت و به عنوان يکي ساختمانهاي با ارزش در فهرست آثار ملي کشور ثبت شده بود، به بهانه ناايمن بودن، تخريب شد. شهرام شهريار، فعال ميراث فرهنگي از تخريب کامل اين عمارت خبر داد و عنوان کرد که «کافه ايران» که در دهه 1300 با معماري واجد ارزش در تهران بنا شده بود، چهاردهم مهر ماه، به بهانه ناايمن بودن بنا، تخريب شد. او در سايت سفرنويس عکسهايي را از روند تخريب اين بنا منتشر کرده و درباره تاريخچه آن نوشته است: «ساختمان کافه ـ رستوران ايران در دهههاي سال 1300 بنا شده و تنها بناي ارزشمند جداره شمالي خيايان انقلاب بود، اين ساختمان توسط خاندان «ايدون» به عنوان «کافه ـ رستوران ايران» بهرهبرداري شد. ساختمان کافه ايران در چهارراه کالج (در خيابان انقلاب) در سال 1362 در اختيار بنياد مستضعفان قرار گرفت و چند سال پيش هم توسط شخصي در مزايده بنياد مستضعفان خريداري شد.» مرتضي خاکسار، کارشناس ميراث فرهنگي و گردشگري در گفتوگو با خبر آنلاين درخصوص تخريب کافه ايران، بيان کرد: «در کشورهاي خارجي از کوچکترين آثار قديمي خودشان پول درميآورند. در واقع به شکلي محافظت ميکنند و به آن رنگ و نما ميدهند. در شهر اماکني وجود دارد که ميتواند باعث جذب توريست شود. کما اينکه در بازار تهران مشاهده ميکنيم که فردي با يک شگرد خاص، يک مغازه کوچک 50 ساله را به چايخانه تبديل کرده است که همان نقطه عطف ذهن گردشگراني ميشود که سالانه براي بازديد به بازار تهران ميآيند.»وي ادامه داد: «ما نميدانيم چرا وزارتخانه ميراث فرهنگي و گردشگري وارد عمل نميشود، اين چشمهاي ريزبين وزارتخانه چرا معطوف به اين قضيه نميشود؟ چرا از توان اجرايي خود در جهت ثبت و حفظ اين آثار استفاده نميکند؟ چرا از تخريب آثار جلوگيري نميکند؟» خاکسار همچنين مطرح کرد: «ما شهرک سينمايي ميسازيم و چندين ميليارد هم خرج ميکنيم، آن وقت سازمان بنياد سينمايي و سازمان تبليغات اسلامي، در جهت هماهنگ با وزارت گردشگري، هيچگونه همکاري نميکنند. بسياري از ساختمانهاي قديمي از طريق هزينهاي که پرداخت ميکنند، تخريب ميشوند. اين در واقع يک فاجعه انساني و معنوي و همچنين آسيبي براي گردشگري و يک بحران و زلزله مخرب فرهنگي است.» اين کارشناس ارشد گردشگري در پاسخ به پرسشي مبني بر اينکه آيا ناايمني بنا علت کافي براي تخريب يک عمارت با ارزش است يا خير، گفت: «در دنيا، علم به قدري پيشرفت کرده است که ميتوان با استفاده از متخصصان، بناها را مرمت و بازسازي کرد؛ حتي سيوسهپل که بيشتر در معرض ناايمني و آسيب آبي قرار دارد. در زمان دولت آقاي هاشمي رفسنجاني تمام کاروانسراها و تمام بافتهاي فرسوده قديمي، بازسازي و ترميم شدند. همچنين براي نگهداري ابنيه قديمي، در معماري شاخهاي به نام احيا و مرمت داريم. بنابراين اين ناايمنيها بهانهاي براي تخريب تاريخ است. علم جديد براي مقاوم سازي داخل ابنيه تاريخي، تکنيکهايي دارد.» خاکسار ضمن بيان اينکه در کلانشهرها مساله فرهنگ از يک سو و مساله رانت و پول از سوي ديگر، در تعارض قرار گرفتهاند، افزود: «هميشه قضيه رانت و پول با يک داستان ناايمني، کل ابنيه و آثار تاريخي تهران را از بين ميبردند. در صورتي که ميتوان آنها را به صنعت سبز گردشگري تبديل کرده و از آن پول برداشت کنيم. چشم مسئولان فقط به سفره باز نفت است. همين است که ميتوان صداي نفسهاي آخر قدمت و فرهنگ را شنيد. در حالي که اين بخش را ميتوان به بخش خصوصي واگذار کرد و به آنها آگاهي رساند که از اين بنا ميتوانند پول دربياورند چرا که اين بناها مفاخر و سرمايههاي ملي هستند.» اين کارشناس ميراث فرهنگي در پايان تاکيد کرد: «با اين تفاصيل با تبديل اين عمارتها به موزهها، مهمانسراها و چايخانهها، به راحتي ميتوان نيروهايي را جذب و اشتغال ايجاد کرد. ميلياردها تومان خرج شهرک سينمايي ميکنند ولي از ساختمانهاي حاضر و آماده که قدمت دارند، غافل هستند. بايد توجه کرد که ساختمانهاي يک شهر، نماد فرهنگي آن هستند.»