عملکرد قواي 3 گانه همهجانبهنگر باشد
آرمان ملي- سهيل ثابت: جامعه نسبت به برخي عملکردها انتقاد دارد اما به نظر ميرسد که امروز با توجه به اين مساله بايد نوعي گفتو گوي اقناعي با مردم صورت گرفته و مطالبات آنها نيز مدنظر قرار گيرد تا ميزاني از رضايتمندي در جامعه حاصل و از طرف ديگر اعتماد به دولت و اميد به آينده تقويت شود. لذا اين دولت و ساير دستگاههاي حاکميتي هستند که با عملکرد مثبت خود ميتوانند اين شرايط را سامان ببخشند و بايد ديد در اين راستا شاهد چه عملکردهايي خواهيم بود. براي بررسي راههاي ايجاد رضايت در مردم، لزم کارآمدي و اتفاقات اخير «آرمان ملي» با اميررضا واعظيآشتياني، فعال سياسي اصولگرا به گفت و گو پرداخته است که ميخوانيد.
با توجه به اتفاقات اخير فکر ميکنيد بايد چه اقداماتي صورت گيرد تا رضايت مردم در حوزههاي مختلف به ويژه حوزه اقتصادي فراهم آيد؟
من معتقدم که همه چيز مربوط به مسائل اقتصادي نيست؛ البته نه اينکه مطالبات مردمي اقتصادي نباشد اما مسائل اقتصادي نيز در آن بيتاثير نيست. ولي نکتهاي که وجود دارد بحث تغيير نسل ايجاد شده و خواستههاي نسل جديد است. در کشور ما متأسفانه احزاب و حتي سياسيون همه چيز دان شدهاند و در تمامي احزاب و گروهها ميبينيم که سياسيون در مسائل اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي صاحب نظر ميشوند. اين در حالي است که ما رشتههاي فرهنگي و اجتماعي داريم که صاحب نظراني دارد و اساتيدي در اين حوزه هستند که ما خود را از نظرات اين دسته از افرادي که از آگاهيهاي علمي و تحقيقات در اين مسائل برخوردارند محروم کردهايم. لذا تا زماني که از گزينههاي مختلف در رابطه با مسائل مختلف کشور به خوبي استفاده نکنيم تحليلها و برداشتهايمان همواره يکسويه خواهد بود. همه جانبهنگري موضوع بسيار حائز اهميتي است که به بحث تحزب در کشور بازميگردد. اما واقعيت امر بر آن است که تحزب در کشور ما بسيار ضعيف است و جريانات سياسي ما آنطور که از اسمشان پيداست جريان هستند و يک حزب کارآمدي که خواستههاي اقشار مختلف مردم را به خود اختصاص دهد وجود ندارد. اين جريانات سياسي بيشتر به دنبال اين هستند که در زمان انتخابات ورود پيدا کنند و ليستي را بدهند. من باورم بر اين است که اگر تشکلهاي سياسي با برنامه و هدفدار در کشور داشته باشيم ميتوانيم بخشي از دغدغههاي امروز نسل فعلي و نسل گذشته را برآورده کنيم.
همه دولتها در حوزه استفاده از نيروهاي کارآمد بعضا با چالشهايي مواجه هستند و برخي از آنها در حوزههايي نيز در عمل ناکارآمد جلوه کرده يا ميکنند؛ از ديدگاه شما اين مساله ناشي از چيست؟
به هر صورت در قالب احزاب است که گفتمانها صورت ميگيرد و احزاب برنامهدار و هدفدار بر مبناي کارکرد حزبي خود در انتخابات مختلف به نحو مطلوبي عمل ميکنند. در حالي که شاهديم وقتي در کشورمان زمان انتخابات رياستجمهوري فرا ميرسد و شخصي به رياستجمهوري برگزيده ميشود تازه به فکر بستن تيم و کابينه خود است. اين مساله نيز فقط مختص جامعه سياسي ما است. يعني رئيسجمهور هيچ وقت تيمي آماده در حوزههاي مختلف ندارد. همين عامل در حوزههاي مختلف نشان ميدهد که ما از بخش قابل توجهي از جامعه بيخبريم. لذا اشارهاي که در بخش قبل داشتم که خودمان را از جامعهشناسان تا صاحبنظران در حوزههاي فرهنگي و اجتماعي محروم کرديم به همين منظور است. به هر جهت تخصص در اين حوزه بسيار ميتواند در مسائل مختلف کشور کمک کند تا ببينيم با نسل جديدي که نسل رايانه، اينترنت و فضاي مجازي است چگونه برخورد کنيم. آيا براي اين نسل رسانههاي گروهي جذاب است يا فضاي مجازي؟ اينها نکات حائز اهميتي است که بايد نسبت به آن توجه داشته باشيم. اما متأسفانه در يک دهه گذشته از دولتهاي يازدهم و دوازدهم گرفته تا امروز در دولت فعلي اين موضوع را جدي نگرفتيم در حالي که بايد بسيار جدي تلقي شود و به سمتي برويم که ببينيم خواستههاي نسل جديد چيست و تصميمگيريها بر اساس آن خواستهها انجام پذيرد و حتي قوانين وقتي ميخواهد در مجلس گذرانده شود قوانيني باشد که به روز و کارآمد باشد. موضوع موفقيت در يک کشور صرفا به قوه مجريه نيست بلکه قوه مقننه و قضائيه نيز در اين راستا بايد همکاري لازم را در جهت رسيدن به موفقيت داشته باشند. لذا اين سه قوه بايد به گونهاي حرکت و تصميمگيري کنند که همه جانبهنگر باشد. دولت نيز بايد منصفانه نگاه کنيم که وارث يکسري کاستيها از گذشته است.
بسياري از کارشناسان بر اين باورند که دولت براي موفقيت بايد ابتدا برنامه مدوني در حوزههاي مختلف داشته باشد؛ اين مساله را چگونه تحليل ميکنيد؟
دولتهاي ما هيچگاه سعي نکردهاند که بر اساس يک برنامه حرکت کنند. همين برنامههاي 5 ساله را اگر ببينيد در برخي از جاها نقصان و کاستيها داريم و در جاهايي نيز پيشرفتهايي بوده است. علت نيز اين است که دولتهاي ما اعتقادي به برنامه نداشتند که اگر داشتند امروز قطعا وضعيت بهتر بود. اگر اقتصاد کشور را ميبينيم که هشتاد و پنج درصد آن دولتي است نشات گرفته از تفکر سليقهاي دولتها بوده است. وقتي ما در حوزه اقتصاد سليقهاي برخورد کرديم در حوزههاي ديگر نيز دولتهاي ما سليقهاي عمل کردند و در همين راستا هم بايد به مجالس در ادوار مختلف انتقادي وارد کرد که شما که هم قانونگذار و هم ناظر بودديد چرا از قدرت نظارت خود استفاده نکرديد و دولتها را در ريل برنامه قرار نداديد و از دولتها نخواستيد که بر اساس برنامه حرکت کنند.