ناصر ايماني در گفتوگو با «آرمان ملي»:
دولت مشکل تصميم گيري دارد
باعث تاسف است که ميگويند دولت تغييراتي نخواهد داشت
آرمان ملي- سهيل ثابت: بيش از 13 ماه از روي کار آمدن دولت سيزدهم گذشته و ديگر همگان به يک بررسي کامل و جامع از عملکرد دولت و دولتمردان در حوزههاي مختلف رسيدهاند. بر پايه همين بررسيها و شناخت است که بسيار گفته ميشود بايد تغييراتي در دولت به ويژه در مديران اقتصادي انجام شود. با اين حال مشخص نيست که چرا دولت در اين مساله تعلل ميکند. پس از 3 ماه براي وزارت کار گزينه پيشنهادي معرفي شده که گفته ميشود از مجلس راي نخواهد گرفت. تکليف تفکيک وزارت صمت نيز که هنوز مشخص نيست. به نظر ميرسد که دولت بايد هر چه سريعتر به تصميم برسد که براي حل مشکلات چه خواهد کرد و چه تغييراتي را صورت خواهد داد. در اين راستا براي بررسي عملکرد دولت، لزوم تغييرات در دولت و شکاف ميان دولت و مردم «آرمان ملي» با ناصر ايماني فعال سياسي اصولگرا به گفت و گو پرداخته است که ميخوانيد.
مسئولان از بهبود شرايط سخن ميگويند اما واقعيات جامعه در حوزههاي مختلف گوياي چيز ديگري است اين شکاف و تناقض ميان دولت و مردم را چگونه تحليل ميکنيد؟
من به تيم رسانهاي دولت و به معناي کليتر اساسا سيستم اطلاعرساني دولت بسيار ايراد دارم و تصور ميکنم که اين سيستم اطلاعرساني دولت سيستمي ضعيف است و اطلاعات کافي براي نوع اطلاعرساني و به لحاظ رواني هم به نقاط حساسيت جامعه خوب مسلط نيستند که بخواهند خوب و درست اطلاعرساني کنند. به نحوي که اولا اطلاعات به خوبي به مردم منتقل شود و در ثاني جامعه را بشناسند که بايد چه نوع و چگونه اطلاعاتي به مردم بدهند که مردم را دچار نوعي عصبانيت روحي نکنند. اينها وظيفه يک کار اطلاعرساني درست است. تيم اطلاعرساني دولت چون از اين جهت ضعف دارد خيلي به اين مسائل دقت نميکند. وقتي که گفته ميشود مثلا تورم کم شده و مردم عصر همان روز ميخواهند خريدي انجام دهند و قيمتها را با 2 يا 3 ماه پيش مقايسه ميکنند از حرف دولت عصباني ميشوند. در حالي که تيم رسانهاي دولت بايد به درستي به مردم اطلاع دهند که هدف از کاهش و متوقف شدن رشد و... چيست و اين گفتهها به چه معنا است. ضمن اينکه اساسا معلوم نيست که اين اخبار؛ آمار و اطلاعاتي که ميدهند تا چه ميزان درست است. چون تيم دولت ضعيف است که بتواند آن اطلاعات را به درستي استخراج کند و به درستي به اطلاع مردم برساند. اين يک نکته مهم است که قابل مطرح کردن است و مساله دوم نيز اين است که اساسا هر دولتي بر اين بنا است که نوعي اميد به مردم دهد و حتي دولت قبل هم با تورم 50 درصدي نميگفت که همه چيز خراب شده و اميدي نداشته باشيد و خرابتر خواهد شد. لذا دولتها صرفا اميد ميدهند. منتها نحوه اميد دادن نيز مهم است.
بسيار مطرح شده که دولت نيازمند تغييراتي در حوزههاي مختلف کارکردي و عملکردي خود است و عدهاي نيز نياز به تغيير در برنامهها را مطرح ميکنند تحليل شما از تغييرات در دولت چيست؟
من روز گذشته توييتي زدم که مشکل اين دولت مشکل تصميم گيري است و خيلي دير تصميم ميگيرد. اساسا دولت يا تصميم نميگيرد يا آنقدر با تصميم نگرفتن صبر ميکند تا آن موضوع منتفي شود يا اينکه زمان آن بگذرد. به عنوان نمونه در ماجراي معرفي وزارت رفاه اگر ببينيم 3 روز ديگر 3 ماه مهلت قانوني رئيسجمهور براي انتخاب و معرفي وزير پيشنهادي کار، تعاون و رفاه اجتماعي تمام ميشود. چه نيازي بود که براي معرفي يک وزير اين وزارتخانه کشور 3 ماه با سرپرست اداره شود؟ آيا هيات دولت طي 3ماه نتوانستند يک نفر وزير مناسب براي اين وزارتخانه پيشنهاد کنند؟ شما ميگوييد که برخي از مديران دولتي و وزرا بايد عوض شوند؛ اما من ميگويم اين وزيري که قرار بوده طي اين 3 ماه معرفي شود 3 روز مانده از مهلت هنوز معرفي نشده و حتي صحبت شده که سرپرست فعلي به عنوان وزير معرفي شود. خب اين 3 ماه معطل کردن ميخواست؟ رئيسجمهور نميتوانست اين کار را چند روز يا يک هفته بعد از رفتن وزير قبلي انجام دهد؛ حتما بايد کارها در دقيقه آخر انجام شود؟ چه دليلي داشتند؛ ترس از رأي ندادن مجلس؟ خب مجلس هم که تقريبا با رئيسجمهور همراه است. بنابراين آنجا مشکل تصميم گيري داريم. اينکه در اين يکي دو هفته چندين بار شنيديم که سخنگوي دولت و مسئولان مربوطه گفتند که هيچ گونه تصميم براي تغييرات در دولت نيست خيلي باعث تاسف است. براي اينکه يک سال پيش رئيسجمهوري که تازه سر کار آمده بود يک تيمي را بر اساس شناخت خود به عنوان وزرا معرفي کرد. الان يک سال از آن ماجرا ميگذرد و آيا در اين بيست و چند وزير، معاونان رئيسجمهور و رؤساي سازمانهاي دولتي حتي يکي دو نفر هم پيدا نشدند که در يک سال گذشته عملکرد مناسبي نداشته باشند و احتياج به تغيير آنها باشد. يعني دقيقا همه انتخابهايي که رئيسجمهور يک سال پيش انجام داده همه درست بوده؟ اگر کسي چنين حرفي بزند خيلي حرف غير قابل قبولي است. البته باز هم به همان مساله تصميم گيري که در ابتدا گفتم باز ميگردد که بسيار کند است.