بستن
کد خبر: ۱۰۴۱۷۳۷

تضاد سیاست و اقتصاد

تضاد سیاست و اقتصاد
امید فراغت روزنامه‌نگار

 

 

 

يکي از بزرگان اعتقاد داشت در شرق، خورشيد از غرب طلوع مي‌کند و همچنين هر آنچه در غرب تجربه شده است با تاخر زماني در شرق هم به وقوع مي‌پيوندد. سوال مهم و اساسي اين است چرا همه چيز پولي شده است؟ براي مثال مدارس و دانشگاه‌ها يک نمونه تجربه شده است. دقيقا از دوره هاشمي تا به اکنون که دولت رئيسي سر کار است، بحث خصوصي‌سازي، کوچک و چابک‌سازي دولت، کاهش هزينه‌هاي دولت و... در جريان است؟ اما ادبيات اقتصاد اسلامي در ساختار اقتصاد مملکت نهادسازي نشده است. جريان انقلابي و اصولگرايان که خود در فضاي اين اقتصاد زيست مي‌کنند، چطور و چگونه دولت‌هاي سازندگي و اعتدال را متهم به اقتصاد نئوليبراليستي مي‌کردند؟ آيا بحث آزاد‌سازي قيمت‌ها يکي از نشانه‌هاي اقتصاد نئوليبراليستي نيست؟ اسحاق جهانگيري در آبان 96 اعلام کرد، خصوصي‌سازي يکي از سياست‌هاي قطعي نظام است بنابراين وقتي اين سياست در فضاي اقتصاد شيکاگويي حرکت دارد، اتهام زني اقتصاد نئوليبراليستي به دولت‌ها يک دعواي ساختگي است. وقتي رئيسي، رئيس‌جمهور بيان مي‌کند دولت‌ بايد تصدي‌گري‌هاي خود را در اقتصاد رها کند و در جايگاه هدايت، حمايت و نظارت قرار بگيرد، پيامِ چنين ادبياتي چيست؟ متأسفانه اکثريت جامعه امروز ايران در پروسه آموزش، بهداشت و درمان، بانکداري، مسکن، خودرو و... دچار مشکلات ريز و درشتي هستند و متأسفانه سياست‌هاي اعمالي و اعلامي دولت‌ها، گره‌اي از مشکلات جامعه امروز ايران باز نکرده است. شايد بهتر است مشکلات کارگران، معلم‌ها و... را در همين فرآيند اقتصاد نئوليبراليستي جست‌وجو کرد. نويسنده اين مقاله مخالف اقتصاد نئوليبراليستي و مکاتب تجربه شده موفق اقتصادي در دنياي امروز نيست. مسئولان مملکت بايد بپذيرند نمي‌شود بخشي از ساختار اقتصادي مملکت را با ادبيات اقتصاد اسلامي و بخشي ديگر را با ادبيات نئوليبراليستي اداره کرد! اينکه برخي مسئولان موضوعيت شکل اقتصاد مملکت را اسلامي عنوان کنند اما ماهيت و محتوا بر اساس ادبيات اقتصاد جهاني و قوانين تجارت جهاني پيش برود، توامان ملت و مسئولان با هم آسيب خواهند ديد. براي مثال سيستم آموزشي آموزش و پرورش و آموزش عالي کشور چه واقعيت‌‌هايي را براي جامعه امروز ايران تصوير کرده است؟ پيام موجوديت انواع و اقسام مهدکودک‌ها، مدارس و دانشگاه‌ها چيست؟ با توجه به درآمدي که اکثريت ملت ايران دارند، نرخ هزينه زندگي براي ملت در همه عرصه‌هاي زيست‌شان بالاست و ناخودآگاه جامعه به دو قطب فقير و غني تبديل شده است بنابراين در چنين فضايي سخناني نظير فرصت‌هاي برابر و تحقق عدالت اجتماعي به گزاره‌اي سياسي براي تبليغات در انتخابات کاربردي مي‌شود! لازم است اقتصاد و سياست را يکپارچه و هماهنگ کرد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی