يک سال از عملکرد دولت سيزدهم گذشت و اکنون بسياري شروع به ارزيابي عملکرد يکساله کردهاند و طبيعي است که اگر اين ارزيابيها با نگاه جناحي باشد راه به جايي نميبريم. طرفداران و حاميان آقاي رئيسي همه چيز را خوب ميبينند و هيچ محلي براي نقد قائل نيستند. از سوي ديگر نيز گروههاي مخالف و منتقد نبايد چشم بسته و يکجانبه به قضيه نگاه کنند؛ بلکه بايد در راستاي منافع ملي کشور عملکردها را تحليل کرد. لذا مسلم است که هر دولتي موفق شود نفع آن براي همه مردم است و اگر خداي ناخواسته هر دولتي با هر گرايشي ناموفق جلوه کند ضرر آن نيز باز براي همه مردم است. در همين راستا بايد باور کنيم که سياست خارجي تابعي از سياست داخلي و رفتارهاي دولت در همه زمينههاست و فرآيندش در سياست خارجي خود را نشان ميدهد. در سال گذشته در ارتباط با همسايگان و کشورهايي، رابطه چندان فعالي نداشتيم خوب عمل کرديم و توانستيم روابط نرمالي داشته باشيم که جاي تقدير دارد. اما واقعيت اين است که هنوز بستر توسعه مناسبات سياست خارجي را فراهم نکردهايم و بستر اين است که بايد بتوانيم با همه دنيا رابطه منطقي داشته باشيم. متأسفانه يکي از چيزهايي که در سال گذشته حل نشد مساله برجام بود. چرا که تا زماني که دستگاه ديپلماسي مساله برجام را حل نکند موارد ديگر همچون بهبود روابط با همسايگان موردي است و نميتواند در درازمدت خيلي تاثيرگذار باشد. اما به هر حال بايد به سه نکته اشاره کرد؛ نخست اينکه؛ سياست نه شرقي ؛ نه غربي را که از شعارهاي عمده و محوري انقلاب اسلامي بود نبايد يکجانبه تفسير کنيم بلکه بايد بدانيم که اين سياست بدين معناست که از شرق و غرب سلطه نميپذيريم. اما بدين معنا نيست که با شرق و غرب رابطه متعادل نخواهيم داشت. اگر ما به هر بلوکي بيش از ظرفيتش متمايل شويم و يا اگر با رفتارمان به بلوک ديگر اطمينان دهيم که هرگز با آنها مرواده نخواهيم داشت اين دست سياست خارجي ما را ميبندد و حوزه نفوذ منافع ملي را محدود ميکند. لذا توسعه مناسبات با چين و روسيه خوب است اما به معناي اين نباشدکه دريچه روابط را با ساير کشورها بستيم. چرا که نبايد به کشورهاي ديگر اين اطمينان را بدهيم که فقط در يک زمين بازي ميکنيم. در نتيجه؛ سياست نهشرقي - نهغربي يعني سلطه از شرق و غرب نميپذيريم اما روابط متعادلي با شرق و غرب خواهيم داشت. اميد ميرود که در سال دوم عملکرد دولت شاهد تجلي عملي و اجرايي اين شعار با ارزش باشيم.