پس از عزل «شهابالدين عزيزيخادم» فدراسيون فوتبال ماهها با حضور سرپرست مديريت ميشد. طبق اساسنامه رئيس جديد اين فدراسيون بايستي با رأي مجمع انتخاب و انتخابات فدراسيون فوتبال قرار است طبق برنامه برگزار شود. متاسفانه شرايط فوتبال ما پيچيدهتر شده و از حوزه تصميمگيري در مديريت خارج شده است. براي اينکه فوتبال ما به ريل اصلياش برگردد و بهره درستي از آن ببريم بايد از تجربه، نفوذ در کنفدراسيون فوتبال آسيا، جواني و مديريت هر 3 کانديدا استفاده کنيم. بهنظرم هر 3 کانديدا صلاحيت رياست فدراسيون فوتبال را دارند. من پيشنهاد دادم که هر 3 نامزد باهم ائتلاف کرده و هر کدام بخشي از فوتبال را اداره کنند تا مسائل حل شود. فوتبال مشکلات زيادي دارد و يک نفر نميتواند به تنهايي اين مشکلات را حل و کارهاي فدراسيون را باهم تقسيم کنند تا امورات فوتبال کشورمان را بتوانند اداره کنند. شيوه اداره فدراسيون فوتبال فرق کرده و اعضاي فدراسيون 11 نفره شدند و کميتهها و اعضاي هياترئيسه تصميمگير هستند. الگوي اداره فدراسيون فوتبال همانند مجلس است که رئيس مجلس فقط يک رأي دارد. بهنظرم فدراسيون فوتبال نميتواند به يک نفر تکيه کند که مشکلات فوتبال را برطرف کند. حاجصفي در تيمملي فوتبال زحمت کشيده و بهعنوان کاپيتان تيمملي فوتبال قصد دارد از حقوق خود دفاع کند. همچنين در اساسنامه فدراسيون فوتبال ذکر شده که کاپيتان تيمملي فوتبال يک رأي در انتخابات دارد و او هم ميخواهد از اين رأي استفاده کند. اعضاي هياترئيسه بايد متعهد باشند و آنها بايد بدانند که نمايندگان يک قشر هستند و آراي آنها در سرنوشت فوتبال کشورمان موثر است. آنها بايد متعهدانه به فردي رأي بدهند، فوتبال ما بايد از نفوذ برخي از افراد جلوگيري کند.