بستن
کد خبر: ۱۰۴۰۹۴۷
نرسی قربان درگفت‌وگو با «آرمان ملی»:

صادرات گاز به اروپا فعلا امکان‌پذیر نیست

صادرات گاز به اروپا فعلا امکان‌پذیر نیست
آرمان ملی: مقامات دولتی اعلام کرده‌اند درپسا توافق، ایران می‌تواند وارد بازارگاز اروپا شود. آن هم در شرایطی که سال‌هاست در بخش نفت وگاز در ایران سرمایه‌گذاری کلان و مطلوبی صورت نگرفته است و همین تابستان سال گذشته قطعی برق در ایران نوبت‌بندی شده بود و از سوی دیگر برخی نیروگاه‌های برق به علت کمبود گاز؛ مازوت می‌سوزاندند؛ ایران می‌تواند به صادرکننده گاز آن هم نه به ترکیه و عراق که هم اینک به آنها صادرات دارد بلکه به دوردست‌ها آن هم بدون داشتن خط لوله گاز و یا حتی دستگاه‌های فشرده کننده میعانات گازی، گاز صادر کند؟ پاسخ به این سوالات و اینکه آیا می‌توان در آینده گاز ایران را به دروازه‌های اروپا رساند، را از «نرسی قربان» کارشناس حوزه انرژی پرسید‌ه‌ایم. او در پاسخ به این سوالات نکات مهمی را با «آرمان ملی» مطرح کرد. از جمله اینکه با توجه به ظرفیت کنونی صادراتی گاز در ایران حداقل 5 سال آن هم در صورت سرمایه‌گذاری می‌توان گاز ایران را به اروپا رساند. به نظر می‌رسد گام‌های بلندی در پسابرجام برای انتقال گاز ایران حتی به کشورهای اطراف لازم است. گام‌هایی که اگر برنداریم در فردایی که انرژی‌های پاک در اروپا سهم بسزایی داشته باشد، نمی‌توانیم دیگر اقدامی در زمینه صادرات گاز انجام دهیم.

بحران اوکراين و روسيه زمستان سردي را پيش روي اروپا قرار داده است. اين بحران تا چه ميزان براي کشورهاي اروپايي جدي است؟

بخش قابل توجهي از انرژي در اروپا وابسته به روسيه است. خصوصا آلمان‌ها وابستگي زيادي به انرژي روس‌ها دارند. اين کشورها مجبور خواهند شد بخشي از منابع گازي خود را جايگزين کنند. انرژي‌هاي جايگزين گاز در طولاني مدت براي اروپا احتمالا انرژي‌هاي تجديدپذير خواهد بود اما در کوتاه مدت جايگزين‌هاي ديگري را براي گاز روسيه انتخاب خواهند کرد. مقداري از اين جايگزين‌ها در سال آينده امکان‌پذير است اما مقداري هم قابل جايگزيني نيست. در نتيجه بحران اوکراين بر روي اروپا تاثير‌گذار است و مشاهده مي‌کنيم که اروپايي‌ها در حال تلاش براي آن هستند که کمتر از سرمايي که از چند ماه آينده در کشورهاي آنها آغاز مي‌شود؛ آسيب ببينند.

اين ميزان وابستگي در اروپا به گاز روسيه چقدر است که اين حجم از تکاپو را در آنها براي بستن قرارداد با قطر و برخي کشورهاي توليدکننده انرژي را مشاهده مي‌کنيم؟

بحث جدي در حوزه انرژي در اروپا مربوط به زمستان است. اکثر کشورهاي اروپايي به دليل موقعيت جغرافيايي زمستان سردي را تجربه مي‌کنند. البته گاز براي صنايع در اروپا هم از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است. اروپايي‌ها در تابستان هم در بخش صنعت خود از ميزان قابل توجهي گاز استفاده مي‌کنند. از اين جهت مساله انرژي براي اروپايي‌ها ديگر تابستان و زمستان ندارد اما در حال حاضر با توجه به اينکه زمستان در حال رسيدن به دروازه‌هاي اروپاست، جايگزين کردن گاز خصوصا براي توليد برق به جد در حال پيگيري در اين کشورهاست. به طوري که برخي نيروگاه‌هاي خود را براي سوخت زغال سنگ و يا ساير سوخت‌ها آماده مي‌کنند. اروپايي‌ها با اين اقدام به جد مشغول‌اند تا کمبود گاز در بخش‌هاي حساس را جبران کنند اما اينکه تا چه ميزان در اين مسير موفق شوند و مساله گاز تا چه ميزان توليد ناخالص آنها را کاهش مي‌دهد؛ بعدها مشخص خواهد شد. مضاف بر اينکه استفاده از ساير سوخت‌ها در نيروگاه موجب افزايش آلودگي در کشورهاي اروپايي و خصوصا شهرهاي بزرگ خواهد شد. آن هم در شرايطي که اروپايي‌ها با بحث آلودگي هوا زاويه دارند. از اين منظر اگر اروپا نتواند از اين مرحله عبور کند آثار اقتصادي؛ سياسي زيادي را حتي در سال‌هاي بعد تحمل خواهد کرد.

تکاپوي اروپايي‌ها براي سرمايه‌گذاري در قطر به منظور افزايش ظرفيت گاز LNG در اين کشور و انتقال آن به اروپا چه مقدار مي‌تواند از بار مشکلات اروپا در زمستان امسال بکاهد؟

اگر همين امروز قطر ميليارد‌ها متر مکعب گاز را در کنترل داشت و مي‌توانست آن را توليد کند، قابل صادرات به اروپا نبود. زيرا يا بايد خطوط انتقال گاز از قطر به سوي اروپا از قبل وجود داشت و يا به صورت گاز مايع يعني LNG گاز را به اروپا صادر مي‌کرد. براي تبديل گاز به مايع سرمايه‌گذاري چندين ميليارد دلاري و حداقل 5 سال زمان نياز دارد. در بهترين حالت با وجود سرمايه حداقل 3 الي 4 سال زمان لازم است که اين گاز از اين طريق به اروپا برسد. حال اگر کشتي براي حمل آن نيز ساخته شده باشد! در اين معنا که حداقل نمي‌توان گاز قطر را ظرف يکي دو ماه و در زمستان به اروپا رساند.

پس با اين تفاسير اروپايي‌ها زمستان بسيار سختي را در پيش دارند؟

اين مساله براي آنها جدي است و خود نيز مي‌دانند که امسال را بايد به زحمت بگذرانند. البته اروپايي‌ها به‌شدت حرف گوش کن هستند و با دولت در اين زمينه همکاري خواهند کرد و صرفه جويي در گاز و انرژي را جدي خواهند گرفت و از اين منظر فشار بر اروپاي بدون گاز روسيه کمتر خواهد شد اما همان طور که اعلام شد اين فشار جدي است و مشکلات کشورهاي صنعتي‌تر در اروپا جدي‌تر خواهد بود.

البته توافقاتي در زمينه صادرات غلات از سوي اوکراين به اروپا صورت گرفته و بعد از اين توافق شاهد افزايش صادرات غلات هم هستيم. تداوم اين نگاه مي‌تواند به مساله گاز هم سرايت کند؟

البته که اين احتمال وجود دارد که با روس‌ها به توافق برسند که صادرات گازي به اروپا افزايش يابد. از اين رو موضع گيري اروپا در ماه‌هاي آينده در مساله اوکراين هم بر اين افزايش صادرات گاز اثر خواهد گذاشت. اروپايي‌ها و روس‌ها مانند کشورهاي جهان سوم نيستند که به سادگي وارد منازعه شوند. خصوصا در طول سال‌هاي گذشته اروپا تلاش کرده با ديپلماسي و با کمترين هزينه به خواسته‌هاي خود برسد. از اين منظر به نظر مي‌رسد ديپلماسي بر مساله صادرات گاز روسيه به اروپا خصوصا در زمستان مي‌تواند اثرگذار باشد. مساله صادرات گاز به اروپا بده بستان است و روس‌ها مي‌دانند که بايد صادرات گاز خود را به اروپا نگاه دارند چون اروپا جايگزين پيدا خواهد کرد و اگر اين جايگزيني اتفاق بيفتد ميلياردها دلار سرمايه‌گذاري روس در اين زمينه از بين خواهد رفت و اينگونه نيست که روس‌ها آنقدر محکم بايستند که بازار‌هاي خود را از دست بدهند. در نتيجه روس‌ها تلاش خواهند کرد که اروپا متکي به آنها باقي بماند. اين بازي دو طرفه و سخت است.

ايران خط لوله گازي به ترکيه دارد، ايران مي‌تواند گاز خود را در اين ميانه به اروپايي‌ها صادرکند؟

اعداد و ارقام ميزان اضافه توليد گاز در ايران را نمي‌دانم که اعلام کنم ايران مي‌تواند به لحاظ ظرفيت‌هاي خود به سمت صادرات گاز به اروپا حرکت کند يا نه اما ايران هم يا از طريق خطوط انتقال گاز مي‌تواند به اروپا گاز صادر کند که مورد علاقه نيست يا بايد از طريق ترکيه اين گاز را به اروپا صادر کند و يا اينکه از درياي مديترانه گاز خود را به اروپا برساند. اين موارد هم مانند صادرات گاز قطر به اروپا حدود 4 الي 5 ميليارد دلار سرمايه‌گذاري براي توليد گاز و حدود 15 ميليارد دلار براي خطوط انتقال گاز سرمايه نياز است. همچنين براي صادرات گاز به صورت مايع نيز در هر واحد نيازمند 5 ميليارد دلار سرمايه‌گذاري هستيم که اين چندين واحد در اين زمينه نياز ايران است. در نتيجه ايران فعلا پتانسيلي براي صادرات گاز به اروپا ندارد. همچنين لوله گاز ايران به ترکيه هم ظرفيت صادرات به اروپا را ندارد و نمي‌توان از اين لوله استفاده کرد. ضمن اينکه ايران خود در زمستان کمبود گاز دارد. از اين منظر شايد بايد توليد گاز در ايران دو برابر شود تا بتوانيم در انديشه صادرات گاز باشيم. در ميانه دهه 70 تا اواسط دهه 80 بسياري از شرکت‌هاي بزرگ جهان مانند شل، پتروناس، بي‌پي و ديگران براي سرمايه‌گذاري در بخش گازي ايران تلاش کردند، اما نهايتا به دليل عدم‌حصول توافق و تحريم‌ها و مسائل سياسي اين امر محقق نشد. با رفتن اين شرکت‌ها نيز سرمايه جايگزيني براي بخش نفت و گاز ايران هم مهيا نشد. در شرايط کنوني و با توجه سرکار آمدن دولت جو بايدن و کاهش احتمالي تنش‌ها ميان غرب و ايران که مي‌تواند به توافق جديدي منجر شود‌ و تحريم‌ها بار ديگر کاهش يابند، شرکت‌هاي حوزه انرژي نگاه ويژه‌اي به ايران خواهند داشت. در چنين شرايطي مي‌توان با استفاده از امکانات و تجهيزات لجستيکي آنان به سرعت بخش گازي کشور را توسعه داد و از سوي ديگر تکنولوژي‌هاي آنان را حفظ کرد که حتي در صورت پايان همکاري يا رقم‌خوردن هر سناريويي ديگر مهندسان توانمند ايراني امکان استفاده و توسعه اين تکنولوژي‌ها را خواهند داشت و ظرفيت توليد و صادرات گاز ايران گروگان حضور آنها در بازار ايران نخواهد بود.

فارغ از اتحاد استراتژيک ايران و روس‌ها، روس‌ها تا چه ميزان ايران را رقيب خود در صادرات گاز مي‌داند؟

مشخص نيست که روس‌ها در ارتباط با صادرات گاز خود به چه مي‌انديشند اما با در نظر گرفتن کليات، ايران دومين و روس‌ها اولين منابع گاز در دنيا را دارا هستند. از اين منظر هميشه اين دو کشور همديگر را رقيب فرض خواهند کرد. ايران و روسيه انرژي صادر مي‌کنند و رقيب هم خواهند ماند اما ايران با چيني‌ها که وارد کننده انرژي هستند، رقابتي ندارند. از اين منظر رقابت بين ايران و روس‌ها در صادرات گاز جدي است.

اين رقابت مي‌تواند روس‌ها را متقاعد کند که روزي مانع صادرات گاز ايران حداقل به اروپا شود؟

اين مورد بستگي به اين دارد که چگونه با هم اتحاد يا افتراق کنند. روس‌ها تاکنون مانع صادرات گاز ايران نشده‌اند. اگر به اين سمت حرکت کنند ديگر قرارداد استراتژيکي بين روس‌ها و ايراني‌ها وجود نخواهد داشت. در نتيجه بايد فعلا اين مساله را بر اساس نوع قرارداد استراتژيک ايران و روسيه تحليل کرد.

روس‌ها قرارداد توليد گاز با ايران امضا کرده‌اند اين مورد مي‌تواند نشان از اين باشد که روس‌ها ايران را رقيب خود در صادرات گاز نمي‌دانند؟

البته اين مورد در حد تفاهم نامه است و هنوز به قرارداد منتهي نشده است. تفاهم نامه در يک زماني تبديل به قرارداد مي‌شود که هنوز زمان آن مشخص نيست. اين امکان وجود دارد که روس‌ها هم در کنار ساير شرکت‌ها در ايران مشغول به کار شوند.

چه زماني ايران مي‌تواند به يک صادر کننده قدرتمند در زمينه انرژي و گاز تبديل شود؟

تا زماني که تحريم‌هاي بين‌المللي در مورد ايران وجود دارد سرمايه‌گذاري خارجي در بخش نفت و گاز ايران به وجود نخواهد آمد. قبل از برجام هيچ گونه سرمايه‌گذاري در ارتباط با اين صنايع از سوي خارجي‌ها در ايران وجود نداشت. بعد از برجام در حال آغاز سرمايه‌گذاري در ايران بودند که منتهي به تحريم ترامپ شد. در آن زمان توتال و چيني‌ها هر دو به پارس جنوبي آمدند اما بلافاصله حتي چيني‌ها از ايران رفتند. وزير نفت اعلام کرده که حداقل به 200 ميليارد دلار به سرمايه‌گذاري در گاز و نفت نياز داريم که اولا آمدن اين حجم از سرمايه در پسا بازگشت به برجام زمان بر است در ثاني مولفه‌هاي زيادي بر اين سرمايه‌گذاري تاثير خواهد گذاشت.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی