بستن
کد خبر: ۱۰۴۰۸۴۱

روسیه از جنگ اوکراین چه می‌خواهد؟

روسیه از جنگ اوکراین چه می‌خواهد؟
محمد انیسی طهرانی کارشناس سیاست بین‌الملل

 

 

 

حدود شش ماه پس از حمله روسيه به اوکراين، هنوز اختلاف نظر گسترده‌اي درباره انگيزه‌هاي ولاديمير پوتين، وجود دارد. اگر در مورد دلايل رئيس‌جمهور روسيه براي حمله نظامي و اينکه از اين اقدام چه دستاوردي را مي‌خواهد به‌دست آورد اتفاق نظر نسبي وجود نداشته باشد، تعريف شکست يا پيروزي براي طرف‌هاي متخاصم و دورنماي پايان جنگ ناممکن خواهد بود. اين جنگ هم مانند همه رويارويي‌هاي نظامي در مکان و زمان مشخص پايان خواهد يافت. اما واقعيت غير قابل تغيير، اجبار جغرافياي سرزميني براي اوکراين و روسيه است که درکنار يکديگر محکوم به زندگي هستند و دو کشور بايد براي زيست مسالمت‌آميز راهي مطمئن پيدا کنند. همچنين اين امر در مورد اروپا و روسيه نيز صدق مي‌کند. اما پرسش اصلي اينکه چرا پوتين تهاجم نظامي پرمخاطره‌اي را آغاز کرد که در بهترين حالت يک سرزمين ويران شده (اوکراين) را تحت سلطه خود درخواهد آورد. برخي کارشناسان استدلال‌هاي گوناگوني را ارائه کرده‌اند، از جمله: اول؛ پوتين از چشم‌انداز يک اوکراين دموکراتيک در مجاورت مرز روسيه نگران است. شايد در نگاه اجمالي، اين امر قابل قبول به نظر برسد، ولاديمير پوتين از «انقلاب‌هاي رنگي» که از سال 2003 به بعد باعث تغيير در نظام‌هاي سياسي کشورهاي بلوک شوروي سابق شد، متنفر بود. اما ظرفيت‌هاي اوکراين براي تبديل شدن به يک «نمونه دموکراتيک» حقيقتا محدود است. چرا؟ اين کشور عميقا از فساد و ضعف حاکميت قانون در رنج و اليگارش‌هاي ميلياردر از قدرت بالايي برخوردار هستند. اگر روزي اين ناهنجاري‌ها اصلاح شود، روشنفکران روسيه ممکن است به الگوي نظام دموکراتيک توجه داشته باشند اما تاثير آن بر اکثريت روس‌ها يعني توده مردم که از اخبار و تبليغات رسانه‌هاي دولتي تغذيه و پايگاه سياسي پوتين را تشکيل مي‌دهند، خنثي است. دوم؛ اين تهاجم همچنين به عنوان تلاشي براي احياي اتحاد جماهير شوروي سابق تلقي مي‌شود. اين نگاه بر افکار عمومي ساکنان اروپاي شرقي تاثير گذاشت به گونه‌اي که برخي معتقد بودند در سال‌هاي آينده کشورهاي استوني و لتوني در خط مقدم خطر حمله روسيه قرار مي‌گيرند. با توجه به اينکه رئيس‌جمهور روسيه زماني فروپاشي اتحاد جماهير شوروي را «بزرگ‌ترين فاجعه ژئوپليتيک قرن بيستم» خواند، ممکن است اين استدلال منطقي به نظر برسد. اما در عين حال پوتين اين جمله را هم اضافه کرد که «هر کسي که از هلاکت خود پشيمان نشود، قلب ندارد؛ هر کسي که دوباره بخواهد بازسازي آن را ببيند، مغز ندارد.» به تعبيري ديگر، احياي شوروي سابق با آن رُخسار از ديدگاه رئيس‌جمهوري روسيه، خيالي خام و سرابي بيش نيست. علاوه بر آن، اين واقعيت که ارتش روسيه براي کسب موفقيت‌هاي اندک نظامي در جبهه اوکراين با دشواري‌هاي بسيار روبه‌رو شده است، حمله به کشورهاي حوزه درياي بالتيک (ليتواني، لتوني و استوني) يا لهستان که مسکو را در مقابله مستقيم با ناتو قرار مي‌دهد، آخرين چيزي است که مسکو يا غرب به دنبال آن هستند. در واقع، تهاجم رئيس‌جمهور روسيه به اوکراين به دليل ملاحظات ديگري انجام شده است. «ويليام برنز»، رئيس کنوني سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا (سيا) که بين سال‌هاي 2005 تا 2008 سفير ايالات متحده در روسيه بود در نامه‌اي محرمانه به کاخ سفيد نوشت: «ورود اوکراين به ناتو روشن‌ترين خط قرمز براي نخبگان روسيه (نه فقط پوتين) است. در بيش از دو سال و نيم گفت‌وگوي من با بازيگران کليدي روسيه، از خلوت و تاريک‌ترين راهروهاي کاخ کرملين تا تندخوترين منتقدان ليبرال پوتين، هنوز کسي را پيدا نکرده‌ام که عضويت اوکراين را در ناتو چيزي جز به چالش کشيدن مستقيم منافع روسيه ارزيابي نکند. روسيه امروز پاسخ خواهد داد.» دولت‌هاي متوالي آمريکا هشدار برنز را ناديده گرفتند و رئيس‌جمهور روسيه پاسخ داد. در سال 2014 شبه جزيره کريمه را (جنوب اوکراين) ضميمه خاک روسيه و سپس به تحريک جدايي طلبان در منطقه دونباس در شرق اوکراين پرداخت و سرانجام در فوريه (اسفند) سال جاري، جنگ را شروع کرد. گسترش ناتو فقط نوک کوه يخ بود، بسياري از نارضايتي‌هاي ديگر عليه غرب در دو دهه‌اي که پوتين در قدرت بود، انباشته شده و رئيس‌جمهور روسيه متقاعد شده است که ايالات متحده و متحدانش مصمم هستند روسيه را به زانو درآورند. سياستمداران غربي آن را به عنوان توهم پوتين، رد مي‌کنند. اما مشکل نيات غرب نيست، بلکه اين است که کرملين چگونه آنها را تفسير مي‌کند. هدف پوتين نه تنها ضعيف کردن رژيم در کِيف، بلکه مهم‌تر از آن، نشان دادن ناتواني ناتو در متوقف کردن ماشين نظامي روسيه است. اينکه آيا او موفق مي‌شود به وضعيت ميدان جنگ و مقاومت اروپا فايق شود به زمستان پيش‌رو و کمبود انرژي بستگي دارد. مسکو براي اينکه پوتين بتواند مدعي پيروزي شود، نيازي به دستيابي به دستاوردهاي بزرگ ندارد. کنترل کل منطقه دونباس و ايجاد پل زميني به کريمه (شرق به جنوب اوکراين) کافي است. اما حتي دستاوردهاي کوچک‌تر نيز محدوديت‌هاي قدرت ايالات متحده را نشان مي‌دهد. در حالي که روسيه با نظم امنيتي به رهبري آمريکا در اروپا مخالفت مي‌کند، چين آن را در آسيا به چالش مي‌کشد. يک‌گذار ژئوپليتيکي آغاز شده است که نتايج آن ممکن است براي چندين دهه کاملا آشکار نباشد. اما نظم پس از جنگ سرد که در 30 سال گذشته بر جهان حاکم بوده، رو به پايان است. پس از نابودي آن، توازن قدرت جديدي پديدار خواهد شد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی