بيشتر نويسندگان براي چاپ و نشر کتاب با مشکلات عمدهاي مواجه ميشوند؛ از گرفتن مجوز و اصلاحيههاي ارشاد تا حقالتاليف يا سرمايهگذاري شخصي و پخش و فروش. بهطور حتم به غيراز تعدادي انگشتشمار آثار مطرح که به دفعات تجديد چاپ ميشوند، بسياري از کتابهاي ارزشمند ديگري هستند که به حمايت نياز دارند. همانطور که براي برگزاري رويدادهاي ورزشي و مسابقات هزينه ميشود، حوزه کتاب هم نياز به پرداخت يارانه و ورود جديتر مسئولان و خيرين دارد. افراد خير براي توسعه کتابخواني بايد دست به کار شوند و اقدامي کنند. مشکلات پيش روي نويسنده و ناشر وضعيت توليد و عرضه کتاب را کند و سخت کرده است و مهمترين آنها بالارفتن قيمت کتاب و کاهش تقاضاي خريد است. مشکل بسياري از ناشران، کمبود منابع مالي است، وقتي کتاب آماده شد، ناشر کتاب را در قبال دريافت چکهاي طولاني مدت در اختيار پخش کننده قرار ميدهد و اگر بخواهد از وام بانکي استفاده کند که ديگر تکليفش معلوم است. سود بالاي تسهيلات بانکي، کم شدن ميزان فروش (يعني درآمد کمتر) حتي باعث ميشود ناشر و چاپخانهدار دست به تعديل نيرو بزند. بالا رفتن قيمت تمام شده کتاب در چنين سير فرسايشي به کاهش فروش، کاهش تيراژ و… ختم ميشود. موضوع اين است که افزايش قيمت تمام شده کتاب آثار سوء فرهنگي نيز به جا ميگذارد؛ از جمله کاهش سرانه مطالعه، هرزگرديهاي اينترنتي، گرايش به شبکههاي مخرب اجتماعي و ديگر روشهاي مضر گذراندن وقت. برخي افراد به مشکلات ناشي از تحريم يا کاغذ وارداتي اشاره ميکنند، گاه قيمت کاغذ در طول سال چند بار تغيير ميکند که بار مضاعفي بر افزايش هزينههاي نشر، ناشر و نويسنده وارد ميکند. دستاندرکاران براي حفظ ساختارهاي فرهنگي نه تنها بايد نظارت دقيقي بر قيمت کاغذ داشته باشند، بلکه بايد نسبت به عرضه کاغذ ارزان جهت نويسندگان هم اهتمام ورزند. ناگفته نماند که استعداد توليد کاغذ مرغوب در داخل کشور هست، اما برنامهريزي صحيحي براي انجام آن وجود ندارد. شايد رشد فزاينده ناشران در ايران يکي از ديگر دلايل بروز برخي مشکلات اين حوزه باشد. بسياري از ناشران در زمينهکاري خود بسيار خوب عمل ميکنند و دغدغه مسائل فرهنگي جامعه را دارند، ولي برخي ديگر تنها به منظور کسب سود وارد اين رشته شدهاند. در اين ميان ميتوان به پديده شوم تکثير غيرقانوني کتاب توسط برخي افراد فرصت طلب و سودجو اشاره کرد که تمام زحمت نويسنده و ناشر را به باد ميدهد. انسان هر اندازه گرفتار و غوطهور در سختيها و رنج باشد، حتما ميتواند شاخه شکستهاي براي نجات خود از غرق شدن بيابد و آن راهي است به سوي نور و رستگاري. انجمن ناشران يا نويسندگان بايد آستينها را بالا بزنند؛ کتاب را به صورت عمده از نويسندگان بخرند و در دبيرستانها، مسابقات ورزشي، دانشگاهها، فرهنگسراها و… به مناسبت اعياد و هر بهانه ديگري هديه دهند. حتي از خود نويسندگان هم براي اهداي کتاب دعوت شود. مطمئن باشيد افراد نيکوکار و خير که همت عالي دارند منتظرند که قدم پيش بگذارند و به امر مهم توسعه و گسترش فرهنگ نشر و کتاب و کتابخواني جامه عمل بپوشانند. کار نويسنده انديشيدن، توليد فکر و پژوهش است. مسئولان اگر امروز فکري براي حمايت زيربنايي و اصولي از کتاب و نشر - نويسنده و ناشر و در يک کلام تقويت پايههاي فرهنگي نکنند، شايد فردا برايمان سرشار از حسرت و افسوس باشد.