آقاي ياقوتي، چرا کوهرنگ گلآلود شد؟
تا به حال کوهرنگ به اين شدت غليظ نشده بود؛ کوهرنگ هميشه گلآلود است، موقع بارندگي بايد گلآلود باشد مگر ميشود چشمهاي تحت تاثير سيلاب قرار نگيرد و اين طبيعي است اما اين بار ميزان غلظت اينقدر زياد بوده که آب، حالت سيالش را از دست داده است. در اين پديده، يک علت سطحي داريم و يک علت زير سطحي؛ چشمهاي داريم که از دو منبع سطحي و زيرسطحي تغذيه ميکند و اين چشمه يک مدت کور شد. وقتي دورهاي سرچشمه کور شود رسوبات تهنشين ميشود وقتي دوباره چشمه تغذيه شود رسوبات وارد آب ميشود و آب را گلآلود ميکند و اين عامل گلآلودگي زيرسطحي است. عامل دوم سطحي است؛ با بارشهاي مونسون، روانآبها با قدرت بالايي آمدند و باعث جاري شدن خاک شده و رسوبات را وارد سرچشمه کردند که البته اين هم ريشه در عدم مديريت صحيح منابع آبي دارد که اگر چشمه خشک نميشد اين اتفاق نميافتاد. البته تغيير اقليم هم ميتواند تاثير داشته باشد اما شعار من اين است که مشکلات آب و کم آبي ايران 20درصد در اثر تغيير اقليم است و 80درصد به دليل عدم مديريت صحيح منابع آب در ايران است. از 31 استان ما 30 استان بحران فرونشست زمين دارند چون مديريت منابع آب نداريم.
برخي افراد انفجارها درطرح حفاري تونل، زلزله انديکا و تداخل لايههاي زمين را عامل گلآلود شدن اين سرچشمه ميدانند نظر شما چيست؟
اين مساله نيازمند دادههاي علمي است. يک طرح موضوع (پژوهش) با ارائه مستندات علمي و بازخورد (جمعآوري اختلاف نظرها و در يک سو قراردادن آن)، حاصل شده و فرآيند آن يک آموزش و راهبرد علمي است. تمام استانداردهاي جهان، حاصل تجارب و مستندات علمي کارگاههاست.
علت خشکيدگي و کور شدن کوهرنگ در پاييز سال آبي گذشته چه بود؟
ما مشکل در مديريت منابع آب داريم، مديريت منابع آب ايران از نوع تقاضا نيست از نوع عرضه است. مديريت تقاضا جامعنگر و توسعه محور است اما مديريت عرضه مثلا مسئولي ميرود سراغ يک مسئول بالاتر و يک مطالبه ميکند مثلا پتروشيمي يا اراضي تحت پوشش يا انتقال آب ميخواهد مديري که در راس قرار گرفته توسعه محور نگاه نميکند مديريت عرضه ميبيند و ميخواهد آن شخص را راضي کند وگرنه دليل اين همه حفر چاه در اصفهان چيست؟ تاسيس پالايشگاه، ذوبآهن و... اين چيدمان غلط صنعت در آن منطقه کويري و خشک يعني چه؟
پس مديريت غلط باعث خشک شدن موقت کوهرنگ شده بود؟
شما يک چشمه داريد و يک سرچشمه؛ سرچشمه آب و آباداني و توسعه به من ميدهد توسعه شهري و رونق کشاورزي ميدهد اگر با اين ديد وسيع ببينيم سرچشمه کوهرنگ را تخصيص نميدهيم اما در همان چشمه کوهرنگ تخصيصهاي آبي انجام شد و چشمه مدتي کور شد. آينده دز را مثل همين کوهرنگ ببينيد در سد دز رسوبات دارد بالا ميآيد و اگر سد بختياري زده نشود در سال 1420 خوزستان ديگر آب شرب ندارد درحالي که خوزستان همين الان هم با مشکل بيآبي روبهروست در آينده چه ميشود؟ آينده دز و خوزستان کوهرنگ و شهرکرد فعلي است و بايد به فکر سد بختياري و مديريت سرچشمه دز باشيم بايد در توسعه پايدار در برُدار علم حرکت کنيم و بُردار سياست و اقتصاد به موازات علم باشد.
طرحهاي انتقال آب در منطقه را چطور ارزيابي ميکنيد؟
بايد يکپارچه نگر و جامعه محور باشيم. از پاياب تا سراب، از سرچشمه تا منتهياليه رودخانه بايد با توجه به تاريخچه آباديها و منابع و همچنين افق (طرح آمايش سرزمين با افق 1440 و يا بيشتر) با ضرايب ريسک مخاطرات، تخصيص آب رودخانه را تدوين کرد. چيدمان و جانمايي صنايع آببر، اصلاح الگوي کشت، آبخوانداري و آبخيزداري (احياي چرخه آب از سطح به زيرسطحي و بالعکس) و... همگي راهکارهاي بحرانهاي شديد آب است. همين الان اگر مسئولان با استفاده از نخبگان و فرهيختگان و تشکيل کارگروههاي تخصصي (بدون فضاي سياسي و فقط تعهدات علمي)... کار را آغاز کنند بهتر است تا فردا.