عملکرد دولت در حوزه کاهش تورم و ايجاد آرامش در جامعه را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
وعدههاي دولت در حوزه اقتصادي و خصوصا کاهش تورم چيزي نيست که بتوان آن را ناديده گرفت. رئيسجمهور از ابتداي تشکل دولت سيزدهم و حتي قبل از تشکيل دولت و در مناظرههاي انتخاباتي از کاهش تورم سخن به ميان ميآورد. آن وعدهها اين تصور را ايجاد کرد که دولت در مسير کاهش تورم حرکت خواهد کرد اما در يک سالگي تشکيل دولت، تورم افزايش يافته است در نتيجه مردم در مقايسه با گذشته با گراني بيشتري روبهرو شدهاند. حتي اقدامي نشده که مردم احساس کنند، ميزان رشد تورم در مقايسه با قبل کمتر شده است. کاري که حداقل قبل از تصويب برجام در دولت روحاني صورت گرفت. روزي نيست که کارشناسان حوزه اقتصادي از افزايش ميزان خلق پول سخن به ميان نياورند. خلق پول باعث شده شاهد چنين تورمي باشيم.
البته دولت مدعي است که فشار تورم به علت تصميمات مهم در حوزه ارز 4200 توماني است که آن هم در حال تخليه شدن است. اين معيار تا چه ميزان قابل پذيرش است؟
درست است که بخشي از افزايش قيمتها بهخاطر حذف ارز 4200 توماني است اما همه مشکلات اقتصادي هم به اين تصميم دولت باز نميگردد. رشد نقدينگي چنان بالاست که حتي اگر بخش حاصل از آزادسازي نرخ ارز هم همان طور که دولت گفته تخليه شود، اما باز هم ميبينيم که چاپ پول آنقدر رشد کرده که همه ميدانند در آينده نهچندان دور اين افزايش ميزان نقدينگي چه تورمي به وجود ميآورد.
اگر تحريمها لغو شود آيا دولت ميتواند دستاوردي در حوزه اقتصادي داشته باشد؟
البته مردم در انتظارند که مساله هستهاي حل شود. اگر اينطور شود برجام در کوتاه مدت بر اقتصاد اثر مثبت خواهد گذاشت، اما اگر دولت فکري براي خلق نقدينگي نکند در ميان مدت تاثير برجام هم از بين خواهد رفت. تورم بزرگترين دشمن دستاوردهاي هر دولتي است.
دولت مدعي است حل مشکلات را به برجام گره نزده آيا ميتوان بدون برجام مشکلات را کاهش داد؟
بدون برجام مسير روشني پيش راه اقتصاد نيست. اگر برجام به نقطه اجرا نرسد، کنترل وضع موجود سخت است. خصوصا در ساختاري که در آن با برخي افراد کم تجربه قصد بهبود شرايط را دارند. البته اميدواريم که برجام به نتيجه برسد و تيم اقتصادي دولت تقويت شود در اين صورت مشکلات اقتصادي مردم کاهش خواهد يافت. بدون اصلاح تيم اقتصادي آثار برجام به دولت هم نخواهد رسيد. در هر حال عملکرد اقتصادي دولت بر خلاف شعارهايي بود که ميدادند و همچنان مشکلات باقي است و امروز زندگي براي برخي اقشار سخت شده است. از اين رو اميدواريم دولت به موارد مطرح شده توجه کند و تنها براي بررسي شرايط به داده مديران خود بسنده نکند به جد مشکلات مردم را شناسايي کند و راهحلي براي حل مشکلات ايجاد شود. هيچ مديري نميگويد که عملکرد من بد بوده اين منتقدان هستند که بايد عملکرد مديران را بررسي کنند. به نظر ميرسد وجه دوم مد نظر دولت نيست که دائما از بهبود اوضاع و رشد اقتصادي سخن به ميان ميآورند.
دولت در حوزه ارز 4200 توماني گفته است که با فساد مقابله کرده. اين مورد تا چه ميزان براي مردم قابل پذيرش است؟
شرايط معاش مردم سخت شده است و اين سخنان نميتواند باعث کاهش مشکلات شود. اينکه ارز بايد آزاد شود در تمامي دولتها عنوان شده و سخن تازهاي نيست. در دولت روحاني نيز ارز 4200 توماني ابتدا به 20 قلم کالا داده ميشد اما همان دولت نسبت به اصلاح آن گام برداشت و تنها آزادسازي چند مورد به اين دولت محول شده است. سخن اين است که چرا اکنون به فکر آزادسازي قيمتها افتادهايد آن هم در شرايطي که مردم با گراني مواجه هستند. بسياري به وعدههاي دولت در حوزه اقتصادي دل بسته بودند اما اقدام دولت در اين زمينه اميد طبقات فرودست را براي آينده بهتر کاهش داد. کسي با حذف ارز 4200 توماني مخالفتي ندارد. سخن اين است که چرا بعد از احياي برجام و يا در شرايطي که کمي وضعيت مردم بهتر بود، به سمت اجراي اين سياست حرکت نکرديد.
بالاخره بايد اين اقدام صورت ميگرفت چه اکنون چه بعد برجام؟
دولت گفته است که حذف ارز 4200 توماني را به درستي انجام داده است. در حالي که ميتوانستند به مرور اين اقدام را مثلا در طول دو سال انجام دهند. دولت بايد جلوي چند نفري که ارز 4200 توماني را دريافت ميکردند و از اين مساله سوءاستفاده ميکردند را ميگرفت. البته هر تصميم در حوزه اقتصادي عوارض سنگيني دارد و بايد راهي براي جبران اين مورد خصوصا در اقشار ضعيف جامعه ايجاد کرد. در نتيجه فقدان تحليل دقيق ممکن است حتي آثاري هم که مدنظر است، ايجاد نگردد. اقدامي به اين سنگيني که آثار آن روي زندگي اقشار متوسط و ضعيف مشهود است، نبايد در اين وضعيت اقتصادي فعلي گرفته ميشد.
اين اقدام در دولت گذشته قابل انجام نبود؟
قطعا در دولت قبلي امکان اجراي اين سياست وجود داشت و حتي آثار آن بر روي زندگي مردم در آن دولت کمتر بود. اما برخي سرسختانه با اجراي آن مخالفت ميکردند. اختلاف ارز آزاد با دولتي 40 سال است که ادامه دارد اما تصميم يک باره در اين زمينه آن هم بدون توجه به عوارض سنگين آن، نشان از کمبود کار کارشناسي دارد.
با تمام اين موارد ميتوان پذيرفت که اقدام دولت در اين زمينه ضد فساد بوده است؟
تورم ايجاد شده ناشي از اجراي اين طرح خود باعث ايجاد مشکلات است و با اجراي اين طرح جيبهاي برخي خالي شد. وقتي فساد و رانت در برخي ساختار اداري و اقتصادي وجود دارد، جلوي هر جايي را بگيريم با ضريب چند برابر در جاي ديگر رشد خواهد کرد. از اين رو بايد تصميم قاطعي در زمينه مبارزه با فساد در همه موارد گرفت. دولت بايد به فکر حل موارد فسادانگيز و افراد رانتخوار در ساختارهاي مديريتي و اقتصادي باشد. مقابله با فساد نيازمند تصميم جدي است. اگر عدم حذف ارز 4200 توماني خود فساد بود اما چيزي هم گير مردم ميآمد اما زماني که ساختار اصلاح نميشود اين فساد در چند جا ديگر بيرون خواهد زد.
پس چه زماني بايد در زمينه مقابله با فساد اقدام کرد؟
تا زماني که فکري به حال ساختار و اصلاح ساختار اقتصادي نشود، چنين اقداماتي که فقط زحمتش براي مردم است اما فساد آن در نقاط ديگر باز توليد ميشود و مشکلي حل نميشود. حذف ارز ترجيحي بهخاطر مقابله با فساد منطقي نبود اما اگر اين اقدام دولت در زمانبندي مناسب صورت ميگرفت شايد قابل دفاع بود اما به شکل فعلي قابل دفاع نيست.
به جاي آزادسازي قيمتها دولت چه کار کند که فشار آن بر دوش مردم قرار نگيرد؟
از گوشه و کنار اخبار هم شنيده ميشود که دولت احتمالا در زمينه بنزين نيز برنامههايي دارد. اگر آن تصميم به اصطلاح ضد قاچاق هم در زمانبندي معقول گرفته نشود، بعيد نيست آثاري براي خود دولت هم داشته باشد. دولت به جاي آزادسازي قيمتها که احتمالا در زمينه بنزين نيز گامهايي برخواهد داشت در انديشه اين باشد که تورم را کنترل کند. زماني که صبح بانک مرکزي درب خزانه را باز ميکند و3 هزار ميليارد به صورت روزانه نقدينگي توليد ميشود، ديگر چه نيازي به اصلاح قيمتهاست؟ همين سطح توليد نقدينگي و تورم ايجاد شده ناشي از آن در طول چند سال تمام اقدامات دولت را در زمينه ارز 4200 توماني يا حتي آزادسازي قيمتها را بياثر خواهد کرد.
آزادسازي قيمت بنزين در شرايط فعلي چه ميزان فشار ايجاد خواهد کرد؟
در گذشته و يکي دو سال قبل اعلام ميشد که اگر قيمت سوخت آزاد شود، بنزين حدود 5 الي 8 هزار تومان خواهد شد. اکنون با اين نرخ ارز صحبت از بنزين بالاي 20 هزار تومان در صورت آزادسازي قيمت آن است. شما فکر کنيد دولت حتي در صورت پيروزي در پرونده هستهاي و بعد از اينکه به نوعي تورم را کاهش داد بخواهد اقدام به اين کار بکند؛ آيا بازار و مردم تحمل آن شوک را دارد؟ از اين جهت دولت به سمت کاهش تورم حرکت کند بزرگترين خدمت را به جامعه خصوصا طبقه متوسط جامعه کرده است.
چرا دولت در زمينههاي ديگر اقداماتي انجام ميدهد مثلا گشت ارشاد راه مياندازد يا اينکه قرار است ليستي از هنرمندان ممنوع الکار منتشر شود؟
پرواضح است که برخي اقدام به حاشيهسازيهايي ميکنند. اين مورد در کشور بوده و مربوط به اين زمان و زمان گذشته هم نيست. ممنوع التصويري و گشت ارشاد براي مردم مساله نيست. اعلام ممنوع التصويري يا عدم ممنوع التصويري براي اقشار آسيبديده جامعه يعني کسي که همين امسال از تهران به حاشيه تهران نقل مکان کرده چون توان پرداخت اجاره خانه را ندارد، اهميتي نخواهد داشت.