آرمان ملی- حمید شجاعی: اصلاحطلبان همواره پیروزی خود در انتخاباتهای مختلف را مدیون اتحاد و اجماع جریانی و پشتیبانی حداکثری سرمایه اجتماعی بودهاند. کمااینکه اگر نگاهی به انتخابات مجلس دهم داشته باشیم خواهیم دید که با حمایت سید محمد خاتمی و مشارکت بالای مردم، اصلاحطلبان پیروز انتخابات شدهاند. در اردیبهشت 96 نیز همین اتفاق رخ داد. اما تجربه انتخابات سال 98 به اصلاحطلبان نشان داد که اگر رویکرد اجماعی نداشته باشند، به صورت تک حزبی یا چند حزبی و شخصی وارد شوند و مردم را نیز پشتسر نداشته باشند قطعا پیروز انتخابات نخواهند بود. لذا این جریان است که سرمایه اجتماعی را برای حضور در انتخابات قانع میکند و افراد به تنهایی جایگاهی ندارند حال هر قدر که میخواهند در جامعه سرشناس باشند. درک این نکته کمک میکند تا در فاصله یک و سال و نیم مانده تا انتخابات، چهرههای اصلاحطلب از اتخاذ مواضعی که اجماع را خدشهدار میکند پرهیز کنند.
اتحاد یا افتراق؟
یک سال و اندی به نزدیکترین انتخایات یعنی انتخابات مجلس دوازدهم در اسفند 1402 فاصله داریم و به جرات میتوان گفت که با توجه به شرایط حاضر در کشور، وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم، نامعلوم بودن وضعیت توافق برجام و... بحث انتخابات اکنون حتی جز موضوعات مطروحه در میان جریانات سیاسی نیست و اگر هم صحبتی در این خصوص شود صرفا ناظر بر شرایط مردم و چگونگی ترمیم سرمایه اجتماعی تا زمان انتخابات برای حضور هر چه بیشتر مردم در آوردگاه انتخابات خواهد بود. با این حال نمیتوان از این موضوع نیز به سادگی عبور کرد که جریانات سیاسی به ویژه اصلاحطلبان نیمنگاهی به برنامهریزی بلندمدت برای حضور پرقدرت در انتخابات مجلس دهم و کسب پیروزی در این انتخابات دارند. از همینرو نیز شاید اگر امروز از فعالان سیاسی اصلاحطلب یا حتی چهرههای حزبی در خصوص انتخابات پیشرو پرسش شود همه با این قید که «صحبت در باب انتخابات مجلس بسیار زود است» از پاسخ در این خصوص گذر کنند. اما نکته مهم اینجاست؛ اصلاحطلبان که طی سالهای گذشته طی 2 انتخابات 2 سنگر خود یعنی مجلس و دولت را از دست دادهاند ادامه این روند را خوش ندارند و به هر نحوی که شده تلاش خواهند کرد
که در انتخابات پیشرو شکست انتخابات اسفند 98 را در اسفند 1402 جبران کنند. اما اینکه همه افراد در داخل جریان اصلاحات به این روند تن دهند و هر چه جبهه اصلاحات در خصوص سیاستهای انتخاباتی اصلاحطلبان گفت را پذیرا باشند چندان روشن و آشکار نیست. چرا که هستند افراد و احزابی که در مقاطعی جدای از تصمیمات نهاد اجماع ساز وقت اصلاحات عمل کردهاند. در همین راستا یکی از افرادی که صحبت از احتمال حضورش جدای از سیاست انتخاباتی اصلاحطلبان و نحوه ورود آنها به عرصه انتخابات مطرح است کسی نیست جز محمد عارف. رئیس بنیاد امید ایرانیان که سابقه معاونت رئیسجمهور در دولت اصلاحات و ریاست فراکسیون امید مجلس دهم را نیز در کارنامه دارد تصمیمات این چنینی کم نداشته است. کاندیداتوری در انتخابات 92 یکی از جاهایی بود که عارف بنا به توصیه کنار کشید و اگر نبود نامه سید محمد خاتمی شاید عارف به نفع روحانی کناره گیری نمیکرد. البته عارف اخیرا نیز پالسهایی در خصوص احتمال حضور در انتخابات 1402 به بیرون داده است. جایی که چندی پیش در دیدار جمعی از نمایندگان مجلس دهم با اشاره به برخی اظهار نظرها مبنی بر تشتت و عدم هماهنگی در جریان اصلاحات و با
بیان اینکه نافی برخی اشکالات در بدنه جریان اصلاحات نیستم ولی جریان مقابل به مراتب دچار چنددستگی است، گفت: «هیچ راهی جز انسجام و یکپارچگی در جریان اصلاحات مانند شرایطی که در دهه ۹۰ حاکم بود نداریم برای موضوعات مهم پیشرو کشور هم نباید دقیقه نود عمل کرد ما ضمن همراهی و هماهنگی با جریان اصلاحات منتظر تصمیمات دقیقه نودی هم نخواهیم بود.» رویکردی که علی صوفی فعال سیاسی اصلاحطلب معتقد است منظور عارف این بوده است که بدون توجه به رأی جبهه اصلاحات وارد میدان خواهد شد. حال باید دید که با نزدیک شدن به انتخابات بازهم شاهد اجماع اصلاحطلبان و لیست واحد خواهیم بود یا اینکه اشخاصی چون عارف یا برخی احزاب راه خود را از جبهه اصلاحات جدا خواهند کرد.
سه ضلع انتخابات
یک فعال سیاسی اصلاحطلب در خصوص برنامه اصلاحطلبان برای انتخابات آینده اظهار داشت: با توجه به فاصله زیادی که تا انتخابات مجلس باقی مانده است و با عنایت به مشکلاتی که در جامعه وجود دارد، هم مردم، هم مسئولان و نخبگان سرگرم این مشکلات بوده و فرصت نمیکنند درباره انتخابات بحث کنند. حجتالاسلام رسول منتجبنیا گفت: انتخابات سه بُعد دارد. یک ضلع آن به حاکمیت مربوط میشود، یک ضلع دیگر فعالان سیاسی و کاندیداها هستند و ضلع دیگر هم مردم. اگر آن سه ضلع برای انتخابات آماده باشند ما شاهد انتخابات باشکوهی خواهیم بود. ضلع دوم این مثلث، کاندیداهای انتخابات، احزاب و فعالان سیاسی هستند که یکی از دلایل وجود آنان، حضور در صحنههایی مانند انتخابات است. اصلاحطلبان تا به الآن وارد بحثهای انتخاباتی نشدهاند؛ اما بهنظر من، اصلاحطلبان باید سازوکاری را طراحی کنند که همه احزاب به بازی گرفته شوند و همه فعالان سیاسی بتوانند نظر بدهند. بهترین راه نیز خود احزاب قانونی هستند برای معرفی کاندیداهای انتخابات. دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی بیان کرد: ضلع سوم هم مردم است. حاکمیت میخواهد انتخاباتی باشکوه و مردمی برگزار کند و احزاب و
جناحهای سیاسی نیز وارد صحنه شدند؛ اما مردم حرف آخر را میزنند. حضور یا عدم حضور مردم در انتخابات علل و عواملی دارد. مردمی که دارای مشکلات هستند آیاآمادگی برای انتخابات دارند؟ این فعال سیاسی اصلاحطلب تصریح کرد: اصولگرایان و اصلاحطلبان بین مردم نزدیک بههم هستند. منتجبنیا در خصوص اظهارات اخیر عارف و احتمال کاندیداتوری مستقل وی تصریح کرد: آقای عارف تابع نظر افراد نیستند. همانطور که در گذشته کاندیدا شدند و با اکراه در سال 92 کنارهگیری کردند. اجمالاً، فکر نمیکنم آقای عارف از اصلاحات کنارهگیری کند. ایشان چهرهای اصلاحطلب است؛ البته هر کسی نقطهنظراتی دارد و لازم نیست با همه متفقالنظر باشد. چهبسا در آینده نیز احساس وظیفه کرده و وارد انتخابات شوند.