بستن
کد خبر: ۱۰۴۰۵۰۹

عبرت تاريخي از کودتاي 28 مرداد از نگاه آيت الله جوادي آملي

عبرت تاريخي از کودتاي 28 مرداد از نگاه آيت الله جوادي آملي

شعار رسمي مرگ بر شاه بود. چه وقتي؟ نه و نيم صبح! ده شد و کودتا شد و مصدق به زندان افتاد و کابينه‌اش به زندان افتادند و بعد از ظهر زاهدي روي کار آمد و دولت زاهدي تشکيل شد، همين مردم همين مرگ بر شاه را به ( جاويد شاه ) تبديل کردند!! آيت الله جوادي آملي گفت: مگر ما ايراني نبوديم؟ مگر ما در جنگ جهاني اول ايراني نبوديم؟ مگر در جنگ جهاني دوم ايراني نبوديم؟ مگر به ما هر چه گفتند، نگفتيم (چشم)؟ مگر نگفتند هفده شهر بدهيد، گفتيم چشم؟ مگر ما در کودتاي ننگين بيست و هشت مرداد که شصت سال قبل بود ...؛ ما آن سال، سن مان تقريباً بيست سال يا بيست و يک سال بود. در بيست و هشت مرداد سال هزار و سيصد و سي و دو هجري شمسي، ما تقريباً بيست سالمان بود. در همين تهران شعار رسمي مردم تهران (مرگ بر شاه) بود. من بارها اين را به دوستان مان گفتم! جنوب تهران، نزديک مولوي يک ميداني داشت به نام ميدان شاه که الآن شده ميدان قيام. در آن ميدان، بيست و هشت مرداد گلابي ها به بازار مي آيد. يک دستفروشي گلابي را از ميدان خريد، آورد روي طبق دستفروشي، داشت روي طبق مي چيد، داد مي زد: «آي شاه ميوه، آي شاه ميوه»؛ همه ريختند روي بساطش، همه ميوه‌هايش را جمع کردند ريختند دور که چرا مي گويي شاه ميوه، بگو مرگ بر شاه !! چون شعار رسمي مرگ بر شاه بود. چه وقتي؟ نه و نيم، يعني نه و نيم صبح! ده شد و کودتا شد و مصدق به زندان افتاد و کابينه‌اش به زندان افتادند و بعد از ظهر زاهدي روي کار آمد و دولت زاهدي تشکيل شد، همين مردم همين مرگ بر شاه را به «جاويد شاه» تبديل کردند!! ما ايراني بوديم ديگر! گفتند هفده شهر را در جنگ جهاني بدهيد، گفتيم چشم؛ در کودتاي ننگين بيست و هشت مرداد گفتند گاز را به شوروي بدهيد، گفتيم چشم؛ نفت را به انگليس و آمريکا بدهيد، گفتيم چشم؛ از ما غير از «چشم» کار ديگر که ساخته نبود! ولي وقتي امام آمد و قيام شد و انقلاب اسلامي شد و حسينيه و مسجد به ميدان آمدند، هر چه ما گفتيم، گفتند چشم! اين مي شود هنر.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی