در يک پرونده قتل در استان البرز، پسر کوچک خانواده با همدستي مادر خود، پدرش را مسموم کرد و به قتل رساند و پس از اين ماجرا مادر خانواده مدعي شد که همسرش گم شده و به خانه برنگشته است. مادر خانواده درباره روز حادثه گفت: روزحادثه پنجشنبه ظهر بود که پسر کوچکم با من جروبحث کرد و گفت که ديگر کاري با من ندارد و از اين به بعد، آن يکي پسرم خرجم را بدهد. من به خانه پسر وسطيام رفتم و دو روز را در آنجا گذراندم. در نهايت روز دوشنبه به خانه برگشتم. اين متهم ادامه داد: روز سهشنبه بود که پسر کوچکم به من گفت که تحت فشار است و زنش جا و مکان ميخواهد. روز پنجشنبه هم پسرم قرص گرفت و به من گفت که ميخواهد پدرش را بکشد. من هم بهخاطر اينکه عروسم نفهمد، سکوت کردم. وي با بيان اينکه خودم غذا را به همسرم دادم و بعداز اينکه همسرم غذا را خورد، به اسهال و استفراغ شديد دچار شد، بيان داشت: عروسم هم گمان ميکرد که حال همسرم به روزهاي قبلش برميگردد و نميدانست که چه اتفاقي افتاده است. پسرم هم منتظر بود که اين زمان بگذرد. مادر خانواده اظهارکرد: بعداز اينکه همسرم فوت کرد، پسرم تنهايي او را لاي پتو پيچيد و او را در صندوق عقب ماشين قرار داد و به اخترآباد برد. سرهنگ مهدي حاجيحمدي، رئيس اداره مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي استان البرز در زمان بازگويي موضوع توسط مادر خانواده خطاب به وي، تصريح کرد: علاوه بر شما، عروستان هم همراه پسرتان بود. وقتي هم همسرتان فوت کرد، شما و پسرتان جسد را از طبقه اول ميکشيد و خيلي عادي همسرتان را داخل ماشين گذاشتيد. سرهنگ حاجيحمدي، با اشاره به اينکه بالاخره عروستان هم نظارهگر اين صحنه بود، افزود: اظهارات متهم با آنچه که اتفاق افتاده، تناقض دارد. زماني هم که جسد را در داخل جاده پرتاب کرديد، بازهم عروستان حضور داشته و شاهد اين ماجرا بوده است. متهم نفر اول اين پرونده درباره اين حادثه ادامه داد: من بههمراه پسرم از ماشين پياده شديم و جسد را رها کرديم. در ادامه رئيس اداره مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي استان البرز گفت: براي اينکه موضوع را عادي جلوه بدهند، مجدد به مسافرت رفتند تا همه شکها را از بين ببرند. دو روز بعداز مسافرت، حاجخانم به پسر بزرگشان اطلاع ميدهد که پدرشان گم شده است. متهم نفر اول اين پرونده درباره اين حادثه اظهارکرد: من بههمراه پسرم از ماشين پياده شديم و جسد را رها کرديم.
پدرم در زندگيام دخالت ميکرد
مادر اين خانواده درباره خودش گفت: متولد 1338 هستم. همسرم نجار بود و مستمريبگير تامين اجتماعي بود. پسر آخرمان هم خانه و زندگي نداشت و با ما زندگي ميکرد. هيچوقت هم اختلافي بين خانواده پيش نميآمد. سرهنگ حاجيحمدي در خصوص پرونده، بيان کرد: روز شنبه بود که پسرشان اعلام فقداني کرد و سپس پرونده تحت عنوان فقداني افراد، در دايره دوم پليس آگاهي البرز مطرح و بررسي شد. وي افزود: در تحقيقات انجام شده مشخص شد که فرد فقداني داخل منزل بوده و بيرون از خانه ترددي نداشته است. بنابراين هر اتفاقي که رخ داده، داخل خانه بوده است. رئيس اداره مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي استان البرز، تصريح کرد: ما هم هر سه پسر خانواده و همسر مقتول را فراخوانديم و با توجه به مستنداتي که داشتيم، مجبور به اعتراف شدند. در ادامه، همسر مقتول در پاسخ به اين سوال که درباره گمشدن همسرتان چه جوابي براي پسر بزرگتان داشتيد، گفت: در پاسخ به سوال پسر بزرگم گفتم که پدرت همين امروز براي پيادهروي بيرون رفته و برنگشته است. در نهايت به کلانتري آمديم و اعلام فقداني کرديم. در ادامه پسر کوچک خانواده درباره پدرش بيان داشت: پدرم در زندگيام خيلي دخالت ميکرد. سه سال در خانه پدري بههمراه همسرم زندگي ميکرديم. او گفت: پدرم ميگفت که اينها دو نفر هستند و حقوق ما جوابگوي چهار نفر نيست. درحاليکه گوشت و مرغ خانه را من تهيه ميکردم. اما پدرم ميگفت که بايد دو ميليون اجاره بدهي. رئيس اداره مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي استان البرز درباره جزئيات تکميلي پرونده، افزود: در تاريخ 29 ارديبهشت سالجاري، آقايي به پليس آگاهي استان البرز مراجعه کرد و خبر از فقداني پدر 71 ساله خود داد. ماجرا به اين صورت بوده که مادر خانواده به پسربزرگ خانواده زنگ زده و اطلاع داده که پدرشان از ديروز برنگشته است. بعداز بررسي، کارآگاهان دايره دوم به اين نتيجه ميرسند که جنايت عليه فقداني در خانه مقتول صورت گرفته است. بهگفته سرهنگ حاجيحمدي، هر دو متهم پرونده مشارکت در قتل داشتند ولي از آنجا که نقش اصلي را پسرکوچک خانواده ايفا کرده، مجازاتش سنگينتر است.