حسین کاشفی در گفتوگو با «آرمان ملی» :
یکدستی ساختار قدرت
به ضعف دولتها میانجامد
آرمان ملی - احسان اسقایی: نامزدهای انتخابی در راه به قدرت رسیدن شعارهایی سر میدهند و در مسیر فعالیت خود در تلاشند بخشی از آن وعدهها را اجرایی کنند. یک سال قبل در رقابتهای ریاستجمهوری وعده کاهش تورم و رونق اقتصادی آن هم بدون گره زدن اقتصاد به مساله برجام و رفع تحریمها از سوی رئیسی مطرح شد. برخی معتقد بودند که دولت نمیتواند این شعارها را حتی به مرحله اجرا برساند زیرا گره اصلی در اقتصاد ایران با حل مسائل سیاست خارجی باز میشود. به نظر میرسد این تحلیل درست از آب درآمده زیرا حذف ارز4200 تومانی بدون حل مناقشه هستهای عملا محبوبیت و شعارهای دولت را نشانه گرفته است. هرچند دولت دستی در حل پرونده هستهای دارد اما هزینههای عدم حل مناقشه هستهای را بر دوش میکشد. این هزینهها عملا طبقه متوسط و پایین جامعه را با چالشهایی روبهرو کرده. به بهانه یک سالگی دولت ابراهیم رئیسی «آرمانملی» با حسین کاشفی، فعال سیاسی اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته که در ادامه میخوانید.
ابراهیم رئیسی در مناظره ریاستجمهوری در انتخابات 1400 وعدههایی داده تا چه میزان این وعدهها تحقق یافته است؟
رئیسجمهور مکررا اعلام کردند که بدون گره زدن اقتصاد به برجام مسائل اصلی این حوزه را حل میکنند اما این روزها اخبار مختلفی از کاهش مصرف از سوی خانوادهها به خصوص طبقه متوسط به پایین به گوش میرسد. آمارهایی که توسط مرتبطین همین دولت منتشر شده، نشان میدهد که فعلا بهبودی چندانی در وضعیت اقتصادی شهروندان به وجود نیامده است. به نظر دولت در اولین گام یعنی اجرای وعدههای خود نتوانسته به دستاورد قابل دفاعی برسد. آقای رئیسی از واژه دولت مردمی برای خود استفاده میکند و از ابتدا قصد داشت مسائل و مشکلات مردم را حل کند. مهمترین چالشی که مردم با آن روبهرو هستند مساله بیثباتی بازار، بیکاری و تورم است. این مسائل باید همانطور که برای مردم مهم است برای دولت هم از اهمیت برخوردار باشد. طبیعتا دولت هم خواستار کاهش تورم و افزایش رشد اقتصادی است. کاهش میزان فقر در جامعه آرزوی هر دولتی است. خصوصا در جوامعی که طبقه متوسط و پایین آن در انتظار بهبود وضعیت موجود هستند. چنین توقعاتی از سوی جوانان نسبت به دولت وجود دارد.
درنتیجه عدم بهبود شرایط اقتصادی چه عوارضی گریبان جامعه را میگیرد؟
مهمترین سرمایه انسانی هرجامعهای و به تبع آن مهمترین سرمایه هر دولتی نیروی انسانی تحصیلکرده است. کسانی که در زمینه پژوهشی و علمی در حال فعالیت هستند، باید پیشرفت را احساس کنند. اگر چنین احساسی از سوی نخبگان دیده نشود، از کشور مهاجرت میکنند. پدیدهای که تحت عنوان فرار مغزها از آن یاد میشود. مهمترین سرمایه ایران نیروی انسانی آن است. نیروی جوان با هزینههای هنگفت تربیت. از این منظر به نظر میرسد دولت با وجود اینکه قوای مخالف خود را در ساختار قدرت ندارد، نتوانسته موفقیت اقتصادی آنچنانی به دست آورد.
یکدست شدن حاکمیت از سوی اصولگرایان همواره مطرح شده تا جایی که هم اکنون سه قوه در راستای هم حرکت میکنند. این یکدست بودن تا چه میزان به نفع و ضرر دولت است؟
یکدست بودن ساختار قدرت، شاید از نظر اصولگرایان نقطه مثبتی باشد اما در عالم واقع چون دولت در ساختار حاکمیت نقدی را نسبت به عملکرد خود نمیبیند، متوجه پیشرفت و یا عدم پیشرفت و یا ضعف خود نمیشوند. اگر قوا نسبت به هم نگاه نقادانهای داشته باشند، نتایج دیگری از عملکرد خود میگیرند.
تنها فقدان نقد درون قدرت را عامل عدم پیشرفت دولت در عرصه اقتصادی میدانید یا اینکه مشکلات دیگری هم در مسیر راه دولت وجود دارد؟
بهطور یقین و از پیشگاه نظری، مشکلات زیادی در مسیر راه دولت وجود دارد. دولت برای کاهش فشار اقتصادی بر جامعه باید به سمت رونق اقتصادی حرکت کند. رونق اقتصادی نیاز به سرمایهدارد. سرمایه از سه بخش تامین میشود. سرمایه را یا دولت، یا مردم یا از طریق سرمایه خارجی تامین میکنند. بسیاری از کشورها به داشتههای خود در این مسیر اضافه میکنند حال اینکه سرمایههای داخلی در ایران به علت کاهش ارزش پول ملی در حال خروج است و بدون شک با توجه به شرایط بینالمللی نیز سرمایه خارجی چندانی وارد ایران نخواهد شد. دولت هم عملا با کسری بودجه مواجه است و همین که بتواند حقوق مستخدمین خود را پرداخت کند از اهمیت زیادی برخوردار است. این موارد زمانی به گوش دولت میرسد که یا مطبوعات بتوانند به خوبی بنویسند و یا دولت منتقدین خود را دعوت به گفتوگو کند ویا اینکه ساختار قدرت یکدست نباشد و مخالفان دولت در سایر قوا با نقد به کمک دولت بیایند.
به عنوان یک فعال سیاسی چه توصیهای به دولت برای عمل به وعدههایش در بهبود شرایط دارید؟
اینکه اعلام میشود که رشد اقتصادی باید افزایش یابد، نیازمند زمینهسازی است.تا زمینههای لازم برای کاهش تورم و افزایش رشد اقتصادی به وجود نیاید دولت موفق نخواهد بود. به نظر میرسد دولت در یک سالگی خود باید دست به بازنگری بزند و علت عقبمان از وعدهها را با مردم در میان بگذارد و از نیروهای توانمندتر در کابینه خود استفاده کند. تا زمانی که دولتها خود را از تجربه افراد کارکشته محروم کنند، طبیعتا اتفاقات ناخوشایندی به وجود میآید. آمارهای مسئولین ذیربط نشان میدهد که وضعیت اقتصادی بهبود نیافته است و تورم عملا مشکلات مردم را افزایش داده. از این جهت دولت با عنوان نماینده مردم باید به سمتی حرکت کند که امید روز به روز در مردم افزایش یابد.