آرمانملي: عليرضا طبايي (1324- شيراز)، شاعر، روزنامهنگار، غزلسرا و ترانهسراي پيشکسوت که سالها سابقه موانست با آثار شعراي بزرگ زمانه خود را داشته، اشعار زندهياد ابتهاج را «آينه روزگار» ميخواند؛ آنچنانکه ميتوان با نقبزدن در دل اين آثار و پيگيري نمادها و استعارهها، به درک محسوسي از تجربههاي زيستي جامعه و مقتضيات سياسي و اجتماعي در دورههاي مختلف رسيد. او همچنين درباره جنبههاي ادبي شعر سايه، معتقد است: «سايه، نشان داد که اگر شاعر حرفي براي گفتن داشته باشد، در هر شکل و قالبي ميشود اثري تاثيرگذار آفريد؛ فرقي نميکند؛ غزل يا شعر نيمايي.»
ابتهاج در شعر معاصر پارسي، چه جايگاه و پايگاهي داشت و اين موقعيت را در سايه چه شاخصهايي بهدست آورده بود؟
اميرهوشنگ ابتهاج يا صاحب امضاي «ه. الف. سايه» از چهرههايي است که تاثيرگذاريشان بر شعر معاصر، خصوصا بر غزل معاصر، تاثيري انکارنشدني است. او توانست با نوآوري و خلاقيتهاي ناب خود، هم در شکل و هم در محتواي غزل، تحولات ملموسي را ايجاد کند و آثار تاثيرگذاري را از خود بهجا بگذارد. شعر ابتهاج، از ابعاد مختلفي قابل بررسي است: نخست، جنبه ادبي آثارش و دوم، زيست شخصي و آميخته با مسائل اجتماعي و سياسي در دورههاي مختلف زندگياش. بايد بگويم او، هم از زمانه خود تاثير پذيرفت و هم با سرودههاي خود بر آن تاثير گذاشت. در شعر معاصر، سايه يکي از چهرههايي است که خصوصا در چند دهه اخير، نشان داد که ميشود در غزل نيز، نوآوري داشت. او همراه چند چهره سرشناس ديگر توانست، ظرفيتهاي تازهاي از غزل را به نمايش بگذارد و در اين کار به موفق باشد. او نشان داد که اگر خلاقيت و نوآوري در نهاد يک شاعر وجود داشته باشد و در انديشه و زبان، حرفي براي گفتن داشته باشد، در هر شکل و قالبي ميشود اثري تاثيرگذار آفريد؛ فرقي نميکند غزل باشد يا شعر نيمايي. البته او در نيمايي هم آثار قابلتوجهي سرود، اما در غزل، به ارزشگذاري و مرزگذاريهاي خاصي رسيد و در آن درخشيد.
بهنظر شما، نسبت شعر ابتهاج با مسائل اجتماعي چطور قابل تبيين است؟
محتواي سرودههاي ابتهاج، آينهاي در مقابل روزگاري بود که در آن ميزيست. غزلهاي او، در عينحال که حال و هوايي عاشقانه و غنايي داشتند، از شرايط زمانه، غافل نبودند. در آثار «سايه» ميتوان رگههايي روشني از تعلق و توجه او به مسائل اجتماعي و سياسي را در دورههاي مختلف زندگياش ديد. او هميشه گوشه چشمي به مسائل و رويدادهايي که پيرامونش رخ ميداد، داشت. شعر سايه از روزگار و شرايط زمانه، حکايتها دارد. بههرحال او در دورهاي زندگي کرد که سرشار از حوادث و رويدادهاي تاثيرگذار بود و ابتهاج نيز از آنها تاثير ميگرفت. از اين منظر، ميشود با خواندن غزلهاي او، به درک هنرمندانهاي از زمانه و مقتصيات آن در دورههاي مختلف رسيد. شعرهاي او، به مخاطبانش يادآوري ميکند که چه بر مردم و سرزمينش گذشته و شاعر چه روزگاري را به خود ديده است.
و از اين منظر، شعر سايه را شعري نمادگرا ميدانند.
بله. استفاده از استعاره و نمادگرايي، از بارزههاي شعر سايه است. طبيعتا در برخي برهههاي زماني، امکان انتقال صريح مطالب و محتواها وجود نداشت. اهل هنر و شعر، معمولا در چنين شرايطي، سمت نماد و استعاره ميروند چون مجال صريحگويي ندارند. اتفاقا با بررسي همين استعاره و نمادگراييها، ميتوان جنبههاي تاريخي، سياسي و اجتماعي تاريخ معاصر را در آثار شاعر، پيگيري کرد. اين جنبهها، به ما ميآموزد که از تجربه گذشتگان بياموزيم و ما را به سوي آيندهاي روشنتر، رهنمون ميشود.
بهعنوان يک ترانهسرا، نظرتان درباره تصويري که از ابتهاج در وادي موسيقي بهجا مانده چيست؟
سايه البته بهعنوان يک ترانهسرا، مطرح نبود و نامش در اين عرصه، پررنگ نيست. اگر بسياري از آثارش توسط اهالي موسيقي، اجرايي موسيقايي ميشد، اتفاقي بود که آهنگسازان و خوانندگان رقم ميزدند. درواقع، آنها به غزلهاي ابتهاج، توجه نشان دادند و تصميمگرفتن قطعاتي را با تکيه بر غزلهاي او بسازند. سايه، غزل سروده؛ نه ترانه. حال آنکه بخشي از اين غزلها، به زيباترين شکل ممکن، اجراي موسيقايي شدهاند؛ آثاري که در ذهن و خاطر مردم، ماندگار شد.
فکر ميکنيد آيندگان چه رويکردي به کارنامه ادبي هوشنگ ابتهاج خواهند داشت؟
مرگ، جبر روزگار است. کسي ميآيد و کسي ميرود. آنچه اهميت دارد، اثري است که از هر شخص باقي ميماند. سوال اين است که اثر يک شاعر يا هنرمند در زمانه خود، چقدر پررنگ و محسوس بوده است. بدونشک چهرههايي همچون ابتهاج، با تکيه بر توانايي، خلاقيت، دغدغهمندي و انديشههاي انساني خود، نقش پررنگي در شعر معاصر داشت. به همين خاطر انديشه و هنر او، براي مردم به يادگار ميماند و از آن تاثير ميگيرند.
آينده را نميشود پيشگويي کرد. نميشود گفت ذائقه فکري و ادبي آيندگان، چگونه خواهد بود و به چه شعري بيشتر علاقه نشان ميدهند. اما تجربه تاريخي ما ميگويد، کسي که هنر و انديشهاش را صرف روشنگري در زمانه خود کرده، فراموش نميشود. ابتهاج آثارش را به دست زمانه سپرده و به ثبت رسانده است. اينکه پسند آيندگان چه باشد، بحث ديگري است. اميدوارم روح سايه شاد باشد و همواره شاهد تاثيرپذيري آيندگان از آثار اين شاعر بزرگ باشيم.