بي علاقگي احزاب به ورود به مسائل زيست محيطي
چرا احزاب ايران سبز نميشوند؟
برخي فعالان حزبي معتقدند که آنها نقشي در مسائل زيست محيطي از جمله پيشگيري از بحرانهاي طبيعي ندارند، در حاليکه اين مسائل زندگي مردم را به صورت مستقيم تحت تاثير قرار داده است. مسائل محيط زيستي از جمله تغييرات آب و هوايي، گرماي زمين، کاهش بارندگي، خشک شدن تالابها و درياچهها و طوفانهاي ريزگرد موجب توجه بيشتر به اين حوزه شده است. تلفات سيل اخير در نقاط مختلف کشور به عددي نزديک به 80 نفر رسيده است و در اين شرايط اين پرسش مطرح است که آيا احزاب نقشي در حد مسئوليت خود در پيشگيري از اين بحرانها دارند؟ شايد احزاب بگويند ما مسئوليت اجرايي نداريم، اما با توجه به تاثير مستقيم مسائل زيست محيطي در زندگي مردم از جمله وقوع چندين باره سيل در سالهاي اخير، اين پرسش وجود دارد که چقدر احزاب دغدغه حفظ محيط زيست و مقابله با بلاياي طبيعي براي حفظ جان انسانها را داشتهاند؟ آيا تاکنون مطالبهاي در اين زمينه از دولتها و سازمانهاي مسئول داشتهاند يا فعاليت آنها به ارائه برنامههايي در زمان انتخابات برميگردد و بعد انتخابات اگر شکست خوردند به گوشهاي رفته و فقط پيام و بيانيه صادر ميکنند و اگر پيروز شوند، وعدههاي خود را هم فراموش ميکنند؟ غلامرضا ظريفيان فعال سياسي اصلاحطلب در اين زمينه به ايسنا گفت که «موضوع فعاليت احزاب بيشتر حکمراني خوب است، اما در همين موضوع حکمراني خوب، مساله توسعه پايدار و حفظ محيط زيست هم وجود دارد. با اين حال اين موضوع محيط زيست بيشتر توسط نهادهاي مدني تخصصي دنبال ميشود چون ميتوانند تخصصيتر و متمرکزتر در اين حوزه کار کنند.» وي ادامه ميدهد: «احزاب يا در قدرت هستند يا در کنار قدرت که در اين صورت دولت در سايه را تشکيل ميدهند. در دنيا مرسوم است که احزاب وقتي در قدرت هستند، برنامههاي خود را اجرايي ميکنند و وقتي در سايه هستند بايد برنامههاي آينده خود را تدوين کنند. در کشور ما مساله محيط زيست به يک مساله مهم تبديل شده است و اين مساله هم بايد از مسائل مورد توجه احزاب باشد، ولي نکته اينجاست که چون نظام انتخاباتي ما حزبي نيست، احزاب هم نقشي در انتخابات ندارند که بخواهند بعدا برنامههاي خود را اجرايي کنند.»
احزاب کمکاري کردند؟
از سويي حميدرضا ترقي فعال سياسي اصولگرا نميپذيرد که احزاب در اين زمينه کمکاري کردهاند. او معتقد است که «احزاب، سياسي هستند و مسئوليت کارهاي اجتماعي و اجرايي با ساير نهادهاست و احزاب بايد پيگير حل مشکلات مردم از سوي نهادهاي دولتي باشند.» ترقي ادامه ميدهد: « مسئوليت پيشگيري از بحرانها با دولتهاست و از آنها بايد مطالبهگري کرد و اينکه از احزاب در اين زمينه پاسخ بخواهيم، آدرس غلط دادن است. احزاب در حد خود مطالبه گري داشتهاند، ولي وقتي دستگاهي نميتواند وظيفه خود را اجرا کند، نبايد از احزاب دنبال پاسخ بود.» اين فعال سياسي در پاسخ به اين پرسش که موضوع محيط زيست چقدر در برنامههاي احزاب وجود دارد؟ گفت: «هر حزبي در حد خودش در اين زمينه فعال است، اما مسئوليت اصلي با سازمانهاي مردمنهادي است که در زمينه محيط زيست فعاليت ميکنند. در سالهاي اخير تعداد زيادي از اين سازمانها ايجاد شده و از سازمان محيط زيست هم پول گرفتهاند، ولي خروجي عملکرد آنها مشخص نيست. در حاليکه نه وظيفهاي براي احزاب در اين زمينه مشخص شده و نه پولي بابت آن به احزاب دادهاند.» واقعيت اين است که مسائل زيست محيطي داراي ابعاد اجتماعي، اقتصادي، سياسي و حتي امنيتي است و احزاب هم که يکي از کارويژه آنها کسب قدرت است، ديگر نميتوانند به مساله محيط زيست بيتوجه بوده و برنامه و مطالبه جدي در اين زمينه نداشته باشند. اين واقعيت قابل انکار نيست که در حال حاضر در شرايط وقوع بحرانهايي مثل سيل اخير، احزاب در يک گوشه بوده و اگر خيلي فعال باشند، نهايتا يک پيام تسليت صادر کرده و بدون آنکه راهکار تخصصي داشته باشند، تاکيد ميکنند که بايد مانع تکرار چنين وقايعي شد. وقتي اين احزاب در چنين شرايطي در کنار مردم نيستند، روشن است که مردم هم تمايلي به آنها نخواهند داشت. اين در حالي است که در کنار سازمانهاي مردم نهاد، احزاب هم ميتوانند در زمينه محيط زيست فعال شوند. در حاليکه سالهاست احزاب سبز با اهداف محيط زيستي(به عنوان يکي از اهداف خود) در اروپا فعال هستند، احزاب کشورمان هم ميتوانند شاخه، کارگروه يا کميتهاي داشته باشند و در کنار تدوين برنامه معمول خود براي مديريت کشور، برنامهاي هم براي حفاظت از محيط زيست داشته باشند تا فعاليت در زمينه محيط زيست محدود به نهادهاي مردم نهاد نشود و پتانسيل کارشناسي گستردهتري در اختيار دستگاههاي اجرايي که شايد فرصت کافي براي مطالعه ندارند، قرار بگيرد. اگر قانون احزاب در اين زمينه محدوديتي براي احزاب ايجاد ميکند، آنها بايد مطالبه اصلاح قانون احزاب براي گسترش فعاليت خود داشته باشند.