ايران به جهت اينکه انتظاراتي از طرفين برجام براي احياي اين توافق دارد به دنبال اخذ تضمينها و شروطي است که مطرح کرده و اگر طرفين ديگر به ويژه آمريکا به درخواستهاي ايران عمل کنند قطعا ميتوان اميدوار بود که برجام احيا گردد. نکته حقوقي که در اينجا وجود دارد اين است که هيچ يک از دو طرف اعلام نميکنند که برجام با شکست مواجه شده و ما از برجام خارج شدهايم. اين يک مساله حقوقي دارد و همه طرفين تلاش ميکنند که اين کار را انجام ندهند. ولي مذاکرات آقاي مکرون با آقاي رئيسي نيز بهطور کامل در خصوص برجام و تحولات پيرامون آن نبود. بلکه مقداري از آن مربوط به زندانيان فرانسوي در ايران بوده و اکنون اروپاييها خيلي نيازمند انرژي هستند و با توجه به اينکه اکنون رهبري اتحاديه اروپا دست فرانسويهاست تلاش ميکنند که ايران را به موافقت با احياي برجام راضي کنند تا پشتوانه نفت ايران را براي اتحاديه اروپا داشته باشند، چراکه نفت ونزوئلا به دليل دوري مسافت و هزينههايي که تحميل ميشود به نفع اروپا نيست و عربستان هم که گفته تمام افزايش در بشکههاي نفت بيش از 500 هزار بشکه نيست و به جايي نخواهد رسيد. بنابراين تمام مشکل اروپاييها و صحبتي که آقاي مکرون با آقاي رئيسي کرده اين است که ايران برجام را بپذيرد و نفت ايران به اروپا مخصوصا اروپاي جنوبي يعني فرانسه، ايتاليا، اسپانيا و... سرازير شود. ايران نيز چون از اين وضعيت باخبر است با سياست خود در اين ارتباط پيش ميرود. در اين راستا ايران 2 دليل دارد که ميتواند از آنها به عنوان برگ برنده استفاده کند. يکي به دليل نياز جهان به نفت ايران و ديگر اينکه ايران چون توانسته ميزان غنيسازي را افزايش دهد در پله بالاتري نشسته و ميخواهد امتياز بيشتري از برجام بگيرد. اروپاييها و آمريکاييها نيز معتقدند که فقط زيرمجموعه قرارداد برجام براي ما اهميت دارد و ساير خواستههاي ايران را نميپذيريم همين مساله باعث شده تا اختلافات و موانع بر سر احياي برجام همچنان وجود داشته باشد. اگر برجام احيا شود ايران تا حد زيادي ميتواند اقتصاد خود را با برداشته شدن تحريمها احيا کند و اگر هم مشکلي وجود داشته باشد بر سر سوئيفت و FATF است. لذا اگر ايران بپذيرد که مسائل مروبط به FATF حل و فصل شود با احياي توافق برجام ميتوان به گشايشهاي اقتصادي در کشور اميدوار بود.