شرايط احياي برجام را اگر با گذشته مقايسه کنيم وضعيت قابل قياس نيست و اميدواريهايي که در گذشته وجود داشت اکنون وجود ندارد. يعني اختلافات و بندهايي که ايران و آمريکا بر روي آن تاکيد ميکنند شايد بيشتر هم شده باشد. اما اروپاييها و به ويژه فرانسويها نگرانند و نميخواهند همه چيز به هم بخورد و تنش در منطقه بالا برود. آنها فکر ميکنند که غنيسازي ايران سرعت ميگيرد و دوربينهاي آژانس نيز کار نميکند. لذا احتمال آن ميرود آقاي مکرون يک پيشنهاداتي را اضافه کرده باشد که ايران روي آن پيشنهادات کار کند. حال احتمال دارد که اروپاييها و آمريکاييها صحبت کرده و امتيازاتي داده باشند. هر چند که بعيد به نظر ميرسد اين امتيازات احتمالي ايران را راضي کند. با توجه به صحبتهاي رئيس شوراي راهبردي روابط خارجي که اخيرا مشاهده کرديم ايران خيلي آمادگي ندارد که وارد قراردادي شود و امضا کند که آمريکاييها باز هم 2 سال ديگر آن را نقض کرده و از آن خارج شوند. مثلا خانم نيکي هيلي يا افرادي مثل مايک پنس که خود يکي از کانديداهاي انتخابات رياستجمهوري آينده آمريکا هستند ميگويند که برجام را پاره ميکنيم. خب اينها مسائلي است که بايد حل شود. آقاي بايدن ميگويد ما نميتوانيم قول دهيم که در زمان رئيسجمهور بعدي چه اتفاقاتي در خصوص برجام بيفتد؛ خب پس بيايند و راههاي ديگري پيدا کنند. قبل از اينکه مذاکرات وين به پايان برسد پيشنهاداتي را داديم که از اين طريق ميتوان به توافق رسيد. خب طرفين راهکار سومي پيدا کنند که اطمينان ايران را جذب کنند. علاوه بر آن غربيها به ويژه آمريکا چه اصراري روي مسائل پادماني و آژانس دارند. اينکه بخواهند تاکيد کنند و شوراي حکام زمان 3 ماهه براي ايران در نظر بگيرد که اگر ايران همکاري نکند قطعنامه دومي صادر شود. اينها حرکاتي نيست که بگوييم در راستاي به نتيجه رسيدن يک توافق است. غربيها اگر ميخواهند از طريق فشار بر روي ايران کار کنند و به نتيجه برسند طبيعتا جواب نميدهد و تا حالا نيز جواب نداده است. اروپاييها بايد روي آمريکا فشار بياورند و فضا را براي ايران باز کنند که چراغ سبزهايي را براي رسيدن به توافق به ايران نشان دهند. نه اينکه صرفا بگويند که تا بسته شدن پنجره توافق چند هفته بيشتر وقت نيست. هر چند که سالهاست گفته ميشود چند هفته بيشتر وقت نيست و اتفاقي نيفتاده است.