از سال 84 که محمود احمدينژاد به صندلي رياستجمهوري تکيه زد، همه ميدانستند که او سياستهايي را در دستور کار خود قرار داد و يکي از برنامههاي اين سياستها سفرهاي استاني بود. قرن نو نوشت: اکنون نيز سفرهاي استاني در برنامه دولت سيزدهم جايگاه ويژهاي دارد. آمارها نشان ميدهد که تنها در 90 روز نخست دولت سيزدهم، رئيسي و کابينه وي 10 سفر استاني را در کارنامه عملکرد خود به ثبت رساندهاند و اين سفرها به قوت ادامه دارد به نحوي که بر اساس آمارها رئيسي پس از تشکيل کابينه، بهطور ميانگين 9 روز رياستجمهوري (دولتداري) و يک روز سفر استاني داشته است. همچنين به گفته صولت مرتضوي، معاون اجرايي رئيسجمهور، حدوداً در 17 سفر استاني رئيسجمهوري در سال گذشته 15 هزار ميليارد تومان اعتبار تخصيص پيدا کرده است. همچنين دولت سيزدهم مبلغ 525 ميليارد تومان را براي مصوبات سفرهاي استاني در نظر گرفته است و در سرفصل بودجه 1401نهاد رياستجمهوري اضافه کرده است. اما در اين ميان آنچه مورد سئوال افکار عمومي قرار دارد اين است که اين سفرها تاکنون چه بازخوردي داشته و تا چه اندازه در حل مشکلات کشور مؤثر بوده است؟ تحليلگران و کارشناسان سياسي رويکردهاي متفاوتي را نسبت به اين سفرها دارند. گروهي بر اين باورند که سفرهاي استاني آثار مثبتي داشته و ميتواند گرهگشا باشد و برخي بر اين باورند که اين سفرها گرهي از کار مردم باز نميکند .
مزاياي سفرهاي استاني
اينکه رئيسجمهور به جاي تکيه بر صندلي و افتتاح مجازي پروژهها، ترجيح ميدهد در ميان مردم حضور داشته باشد، فرصتي مغتنم و ارزشمند براي اداره کشور است. در حقيقت سفرهاي استاني يکي از شيوههاي خوب آشنايي با چالشها و فرصتها در هر استان بوده و باعث ميشود تا دولتمردان چشماندازي از هر استان براي تصميمگيريهاي کلان در کشور داشته باشند. عدهاي بر اين عقيدهاند که سفرهاي استاني روحيه وحدت و همدلي و در نتيجه سرمايههاي اجتماعي را افزايش ميدهد. لطفا... فروزنده، فعال سياسي اصولگرا در اين باره ميگويد؛ در جريان اين سفرها و در کنار تکميل برنامهها و پروژههاي نيمهتمام، وقتي رئيسجمهور و برخي از وزرا از نزديک از مناطق مختلف استانها بازديد ميکنند، مردم بالاترين مقام اجرايي کشور را در ميان خود ديده و اين امر در روحيه مردم تأثير مثبتي دارد. چنين رفتاري باعث ميشود تا مردم مسئولان را جزئي از خود احساس کنند که در حل مسائل آنها مشارکت دارند. بهزاد رحيمي، نماينده مردم سقز و بانه در مجلس هم معتقد است سفرهاي استاني رئيسجمهور آنهم در روز تعطيل، نشانه نظارت رئيس دولت بر عملکرد مديران محسوب ميشود و موجب تلاش بيشتر مديران براي حل مشکلات مردم خواهد شد.
مصوبات سفرهاي استاني
اما نگاهي به عملکرد دولتمردان در طول سالهاي گذشته تاکنون نشان ميدهد که سفرهاي استاني مانند تيغي دولبه است که برآيند آنها با انتظارات مردم تطابق نداشته و تنها اثر مثبت آن بعد ارتباطي آن است. اصولاً هر مصوبهاي براساس درآمد و پولي که دولت دارد در قانون بودجه ميآيد؛ اگر قرار است وعدهاي داده شود و مصوبهاي شکل بگيرد بايد در بودجه وارد شد اما وقتي مصوبات در بودجه نيايد يعني پولي وجود ندارد. اگرچه بسياري بر اين باورند که برخلاف انتقادات رويکرد دولت رئيسي با دولت احمدينژاد در سفرهاي استاني متفاوت است و فرق ميکند که چه کسي به سفرهاي استاني ميرود. اما مساله اينجاست که بايستي وعدههايي که در جريان اين سفرها داده ميشود عملي شود. ناصرايماني، تحليلگر مسائل سياسي با اشاره به اينکه اين سفرها ميتواند اعتماد مردم به دولت را که در گذشته خدشهدار شده، بازسازي کند، گفت: اگر نياز بود تا مسئولان در جايي دستوري را صادر کنند بايد به دور از احساسات منطقهاي وعدهاي که ميدهند حتي اگر کوچک هم باشد، قابليت اجرايي و تحقق در کوتاهمدت داشته باشد. مسعود پزشکيان، نماينده مرم تبريز در مجلس نيز در باره اين مصوبات تاکيد دارد: گاهي اين مصوبات غيرعلمي است، مانند برخي از مصوبات زمان احمدي نژاد که خيلي از آن 100 سال ديگر هم خيليهايشان ممکن است اجرا نشوند. حشمتا... فلاحتپيشه، نماينده مجلس دهم نيز معتقد است که بسياري از سياستهاي توسعهاي ايران به دليل همين آفت دچار مشکل شدند. اين کارشناس سياسي تأکيد دارد: مشکلات مردم به حدي جدي است که اولين داور دولتها مردم هستند.
نقش استانداران و فرمانداران
از سوي ديگر سؤالي که در رابطه با اين سفرها مطرح ميشود نقش استانداران و فرمانداران است. کارشناسان سياسي تأکيد دارند که تصميمات پايتخت و مراکز تصميمگيري کشور ميتواند انواع مشکلات استانها را برطرف سازد و لزوماً نيازي به حضور فيزيکي وجود ندارد. در شرايطي که هر منطقهاي داراي استاندار منصوب دولت است و در دورهاي که مشکلات به راحتي قابل رصد و شناسايي است، آيا بهراستي انجام اين تعداد سفرهاي استاني ضروري است؟