آرمان ملي - مطهره شفيعي: حاميان ديروز صدا و سيما لباس رزم بر تن کرده و خواستار تعطيلي برخي شبکههاي اين رسانه هستند مانند کيهان. اين رسانه با اعتراف به ريزش مخاطبان صداوسيما خبر داد که در آيندهاي نزديک دو شبکه تلويزيوني به علت ريزش مخاطب تعطيل خواهند شد. بر اساس اين گزارش، شبکههاي تلويزيوني «شما» و «ايران کالا» به علت ضعف در جذب مخاطب، تعطيل خواهند شد. کيهان همچنين از وضعيت نامناسب شبکه «سلامت» نيز خبر داد و اعلام کرد که به اين شبکه نيز اخطار داده شده است تا فکري به حال مخاطبانش بکند، چراکه ممکن است بهزودي اين شبکه نيز حذف شود.
فقط ما خوبيم!
اما چرا صداوسيما با اين شرايط مواجه شده است؟ 17 مهر سال گذشته بود که مراسم معارفه پيمان جبلي به عنوان رئيس سازمان صداوسيما برگزار شد. او در اين مراسم بيش از همه بر لزوم تحول در صداوسيما اصرار داشت و به «هويتمحوري و عدالتگستري» تأکيد کرد. اولين اظهارنظرهاي رسمي رئيس جديد صداوسيما هم مورد توجه اهالي رسانه و کارشناسان قرار گرفت که در آنها گفته بود «صداوسيما به عنوان مصداق واقعي رسانه مردمي، رسانه کساني خواهد بود که صدايشان به جايي نميرسد.» اما هيچگاه مشخص نشد او از کدام بخش جامعه سخن ميگويد که صدايشان به جايي نميرسد و تا به امروز کدام صداها را پخش کرده که تاقبل از اين به جايي نميرسيده است! جبلي بايد بهخاطر بياورد که روزي هم گفته بود: « اگر صداوسيما سرجاي خودش نشسته باشد هيچ مسئولي حق ندارد چُرت بزند و نسبت به مسائل مردم بيتفاوت باشد.» آيا اظهارات آن روز او با شرايط امروز همخواني دارد؟ در شرايطي جبلي امروز با نارضايتيهايي از عملکرد صداوسيما مواجه است که بايد بهخاطر بياورد چه نقدهايي به مديران سابق صداوسيما داشت به عنوان نمونه عنوان کرد که «موضوع عادل فردوسي پور در زمان من اتفاق نيفتاد» اما امروز اين سوال مطرح است که چرا خودش براي بازگرداندن فردوسي پور کاري نکرد. جبلي تصور ميکرد با به کارگيري برخي نيروهايي که ميتوانند ضربه گير صداوسيما شوند، سبب افزايش مخاطبان صداوسيما از طريق تبليغات نيروهاي انقلابي شود و در همين راستا يک ماه و نيم پس از انتصاب جبلي، جليلي هم به ميدان آمد. فردي که از مدتها قبل نامش به عنوان همراهِ رئيس جديد صداوسيما، به گوش ميرسيد. وحيد جليلي، برادر سعيد جليلي است و در حکمي که از جبلي گرفت به عنوان قائم مقام رئيس صداوسيما در امور فرهنگي و دبير ستاد تحول در اين سازمان معرفي شد. جليلي هم نتوانست بر مخاطبان صداوسيما بيفزايد . جالب اينجاست که کيهان هم چنين به جبلي انتقاد کرده بود: «برنامههايي را براي پخش از آنتن تهيه و توليد کنند که مورد قبول و تاييد مردم انقلابي باشد و اين امر ميطلبد که فضايي در صداوسيما شکل گيرد که برنامهسازان جوان و انقلابي و همچنين نيروهاي با تجربه دلسوز انقلاب در اين فضا وارد شوند و با مشارکت و همراهي مردم در تحول جديد سازمان صداوسيما سهيم و مشارکت داشته باشند.»
تلاشهاي ناکام جبلي
تصور نميشد جبلي به فاصله کوتاهي از مديريت بر صدا و سيما اينچنين با مشکل کاهش مخاطب مواجه شود بنابراين براي رفع اين چالش از هر اقدامي دريغ نميکند که نمونه بارز آن تلاش براي تعطيلي شبکههاي خانگي است. او براي بياثر کردن اين آثار مدعي شده بود: « در بخش نمايش خانگي در دولت قبل فيلمها و سريالهايي مجوز گرفتهاند، که وقتي فيلمنامهشان را ميخوانيم، دچار حيرت ميشويم چه برسد به اينکه اين آثار ساخته شوند، در چنين شرايطي مسئولين سازمان سينمايي و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با نگاه ارزشي و انقلابي مجبورند فيلمهايي را اکران کنند که ذاتاً با آن همسو نيستند.» بسياري از کارگردانان به اين اظهارات واکنش نشان دادند مانند مصطفي کيايي که نوشت: « جناب آقاي جبلي، خوش به حالمان که شما هستيد و بر ما نظارت ميکنيد. کمتر از چند ماه ديگر، حاصل کار شما و تيمتان نه تنها در راديو و تلويزيون کشور بلکه در عرصه نمايش خانگي و پلتفرمها را خواهيم ديد. نتيجه سليقه فرهنگي شما و همفکرانتان اتفاق امروز صدا و سيما است؛ روزگاري در اوج دوران جنگ و موشک و توپ و آژير قرمز، تنها خاطرات ما عروسکها و سريالها و برنامههاي خاطرهانگيز صدا و سيما بود، اما حالا کجاييم؟ بچههايمان پاي برنامههاي ماهوارهاي و کارتنهاي روز دنيا هستند و جوانانمان سريالهاي دانلودي ميبينند. در اين چند سال هم که به لطف شبکه نمايش خانگي و پلتفرمها با همه معايب و مزايا، خانوادهها از پاي ماهوارهها به سمت توليدات داخلي رفتهاند، باز با زدن برچسب تکراري مبتذل و مستهجن، قصد نابودي آن داريد.» بيژن بيرنگ کارگردان باسابقه در پاسخ به اينکه پيشنهادش به مديران جديد تلويزيون و معاون جديد سيما چيست؟ تصريح ميکند: «پيشنهادم اين است که اگر اين کاره نيستند، استعفا بدهند و بروند. با پيشنهاد، کسي کاري ياد نميگيرد!» اکنون ساترا در نقش بازوي جبلي به ايفاي نقش ميپردازد تا با ممانعت از پخش توليدات پر مخاطب از شبکههاي اجتماعي به مخاطبان صداوسيما بيفزايد که به نظر نميرسد توفيقي داشته باشد و در نهايت شبکههاي صداوسيما به تدريج تعطيل ميشوند.