اميررضا واعظ آشتياني در گفتوگو با «آرمان ملي»:
نياز کشور به پوستاندازي مديريتي
حقوق مردم وجه المصالحه انتخاب وزرا نباشد
آرمان ملي- سهيل ثابت: قريب به يک سال از دولت سيزدهم آيتا... رئيسي ميگذرد و با وجود اينکه دولت در طول اين يک سال در حوزههاي مختلف عملکردهاي نسبتا خوبي داشته اما رويکردها و عملکردهاي دولت در حوزه اقتصاد و معيشت مردم به نحوي نبوده که براي مردم راضي کننده باشد. در اين ميان گرچه دولت با افزايش يارانهها به 300 و 400 هزار تومان تلاش کرد تا افزايش قيمتها تاثير و فشار زيادي بر وضع معيشتي مردم نگذارد اما اين رويکرد نيز چندان توفيقي نيافته است. حال بسياري از کارشناسان و صاحب نظران مطرح ميکنند که دولت بايد با تغيير در برنامهها و برخي از کارگزاران دولتي گامي در جهت عزيمت به سوي وضعيت مطلوب بردارد. در اين راستا براي بررسي عملکرد يک ساله دولت سيزدهم؛ لزوم تغييرات در دولت و وضعيت معيشتي جامعه «آرمان ملي» با اميررضا واعظ آشتياني، فعال سياسي اصولگرا و معاون وزير صمت در دولت نهم به گفتوگو پرداخته است که ميخوانيد.
با توجه به گذشت قريب به يک سال از دولت سيزدهم؛ عملکرد دولت آقاي رئيسي به ويژه در حوزه اقتصادي را چطور ارزيابي ميکنيد؟
براي بررسي عملکرد اقتصادي دولت بايد به اين موضوع نگاه کنيم که اساسا اقتصاد سالمي داشتيم يا نه و آيا آقاي رئيسي يک اقتصاد سالم را تحويل گرفته که از وي انتظار داريم که استمرار آن دولت سالم را داشته باشد يا اينکه حداقل دولت متوسط سالم را تحويل گرفته است. ماحصل يک اقتصاد بهم ريخته تحويل آقاي رئيسي شده است. آقاي رئيسي در اقتصادي که 85 درصد آن دولتي، دستوري، سياسي است بهرهوري پاييني دارد و کاهش توليد ناخالص داخلي را از گذشته به ارمغان داشته و در نهايت رکود، سوء مديريت و ناتواني در حوزههاي اقتصادي و توليدي به ارث برده است. لذا اينکه همه چالشهاي امروزي را به گردن آقاي رئيسي بيندازيم نهايت بيانصافي است. در مديريت ميگويند وقتي ميخواهيد تصميم گيري کنيد چون تصميم گيريها کموني است و براي يک حوزه خاصي تصميم گيري ميشود بايد به گونهاي تصميمات اتخاذ شود که تبعاتش در آينده روشن و بيِن باشد. نه اينکه تصميمي بگيريم که آيندگان نيز تاوان تصميمات گذشتگان را بدهند. برخي تصميمات در گذشته در حوزه اقتصاد به دليل عدم آگاهي و استفاده از ظرفيت خالي در حوزه توليد و اقتصاد به گونهاي بوده که امروز وارث آن دولت آقاي رئيسي است و امروز هم دولت براي اقتصاد و توليد بايد به گونهاي تصميمگيري کند که در آينده دولتهاي بعد متضرر شرايط اقتصادي آن زمان نباشند. تصميمات بايد فکورانه باشد و به سمت و سويي برود که عقلانيت درون آن ديده شود. بارها و بارها مقام معظم رهبري از اقتصاد به عنوان يک علم ياد کردهاند اما ما در دولتهاي گذشته شاهد بوديم که اين نگاه علمي را فاکتور گرفتند و نگاه آزمون و خطا را جزو برنامههاي خودشان قرار دادند. لذا اين آزمون و خطاهاي گذشته که به نظر من در آن هم جهل دانش و هم عدم عقلانيت بوده امروز بايد تبعاتش را تحمل و اصلاح کرد. اصلاح يک کار تخريبي بسيار مشکلتر از آن است که بخواهيد رويهاي را از نو اصلاح کنيد. من دفاعي از دولت آقاي رئيسي ندارم ولي ميخواهم بگويم که دولت آقاي روحاني را ميشود قضاوت کرد براي اينکه 8 سال در مصدر امور بود. ولي امروز از يک دولت يک ساله انتظار داريم عملکرد يک دولت هشت ساله را پاسخ دهد. در حالي که اين انصاف نيست. تصور و تحليل من اين است که همه دولتها داراي نقاط قوت و ضعف هستند و دولت آقاي رئيسي نيز از اين قاعده مستثني نيست. دولت در زمينه اقتصادي داراي نقاط ضعفي است که بايد نسبت به آن اصلاحاتي داشته باشند و اگر احيانا صاحب نظران نقد يا پيشنهاداتي دارند مطرح کنند و دولت هم بايد با ديده باز نسبت به انتقادات توجه داشته باشد.
بسياري بر اين باورند که امروز دولت سيزدهم به ويژه در تيم اقتصادي و برخي وزرا نياز به تغييرات و انتخاب افراد کاردان تر، مجربتر و کارآمدتر دارد چه ميزان با اين گزاره موافق هستيد؟
دولت آقاي رئيسي اگر ميبيند در حوزه مديريت اقتصاد يا در تيم اقتصادي مشکل دارد بايد اصلاح کند. آقاي رئيسي خيلي شجاعانه در مورد وزير کار تصميم گيري قاطعانهاي داشت. قطعا اگر براي ساير وزرا نيز همين چالش و قاطعيت را داشته باشد تصميمگيري خواهد کرد. مطالبه من از آقاي رئيسي اين است که حقوق مردم وجه المصالحه دوستيها براي انتخاب وزرا قرار نگيرد بلکه کارآمدي، تعهد، تخصص و تجربه مدنظر قرار گيرد و در کنارش اگر ميخواهند جوانگرايي کنند جوانها را نيز کنار با تجربهها قرار دهند و يک پوستاندازي مديريتي صورت گيرد. امروز کشور به پوستاندازي مديريتي نياز دارد ولي اين مساله بايد به قيمتي باشد که آسيبي به کلان کشور به لحاظ مديريتي وارد نشود و اين اتفاق به آرامي بيفتد. در عين حال نبايد حوزه مديريت در حوزههاي مختلف مطلقا پا به سن گذاشتهها را به کار بگيريم. لذا در حوزه مديريت کساني که موي سپيد دارند بايد فرايند جذب نيروهاي جوان با تجربيه يا همان پوستاندازي را با مکانيزم تعريف شده جلو ببرند. ما از دولت آقاي رئيسي اين انتظار را داريم که شرايط از وضع موجود بهتر شود.
مولفههاي تغييراتي مناسب در دولت را چه ميدانيد؟
بايد اين واقعيـــــت مهم را بپذيريم که در تصميمگيريهايمان مهارت؛ تخصص، دانش و آينده ديده شود. آقاي رئيسي اولين کاري که کرد اين بود که وقتي ديد يک وزارتخانه با چالش روبهرو است تغييراتي در آن اعمال کرد و استعفاي وزير را پذيرفت تا شخص بهتري جايگزين شود. من معتقدم هر جا در دولت ناکارآمدي به وجود آمد بايد اصلاح شود.