سفر بایدن به خاورمیانه بعد از رویگردانی آمریکا به خاورمیانه و نگاه بیشتر آمریکا به چین و روسیه اتفاق افتاد؛ زیرا آمریکا مجددا اهمیت انرژی خاورمیانه را درک کرده و این منطقه اهمیت سابق را برای آنها پیدا کرده است. از این رو میتوان چند نتیجهگیری مهم از این سفر داشت. اسرائیل که از قبل به عنوان پایگاه امنیتی و اطلاعاتی سیاسی آمریکا و اروپا و به ویژه انگلیسیها در منطقه بود بار دیگر اهمیت پیدا کرده و غرب میتواند سیاستهای آمریکایی و انگلیسیاش را از طریق اسرائیل در منطقه پیاده کند. به همین علت قدم اول سفر بایدن به اسرائیل بود زیرا هماهنگی سیاستهای منطقهای غرب با اسرائیل میتواند اجرای سیاستهای غرب در خاورمیانه را تضمین کند. در این میان بایدن در سفر خود به خاورمیانه دور هر میزی که نشست، سخن از ایران به زبان آورد. در همین راستا نشان میدهد که موضوع ایران همچنان در اولویت قرار دارد. در چنین شرایطی ایران باید جایگاه منافع ملی خود را ببیند. آنچه در مجموع به نظر میرسد این است که بهتر است هر چه زودتر برجام به نتیجه برسد حتی اگر دولت بعدی آمریکا دو سال بعد باز از این پیمان خارج شد حداقل دو سال از این امکان بهرهمند شویم. نباید فراموش کرد که اسرائیل در حال ایجاد گشایش در روابط سیاسی خود در خاورمیانه و شمال آفریقاست و این امر میتواند تنش در خاورمیانه را افزایش دهد. در این عرصه این امکان وجود دارد که سایر کشورهای دوست ایران نیز تنشهای خود را با اسرائیل کم کنند. مساله اصلی در منطقه این است که اسرائیل میخواهد با نشان دادن ایران به عنوان یک تهدید جدی، مشروعیت خود را کسب کند و به رسمیت شناخته شود. ایران باید متوجه این شرایط باشد. اسرائیل خواه ناخواه کار خود را انجام میدهد و اعراب نیز منافع خود را دنبال میکنند و آمریکاییها در صدد سپردن مسائل امنیتی منطقه به دست اسرائیل و عربستان هستند. هدف اصلی سفر بایدن به منطقه در این زمان خاص این منظور است و شاهد بودیم که عربستان نیز در سفر بایدن عنوان کرده است که با غرب همراهی میکند و انرژی غرب را تا مرحله معقول تامین خواهد کرد.