با سفر رجب طیب اردوغان و ولادیمیر پوتین، روسای جمهور ترکیه و روسیه به ایران با هدف شرکت در هفتمین نشست سران محور آستانه که اولین دور از این دست نشستها در دولت سیزدهم است به نظر میرسد تحولات سوریه دوباره به دستور کار مشترک تهران، مسکو و آنکارا بازگشته است. با وجود برخی از اختلافات بین این سه بازیگر در ارتباط با تحولات جاری سوریه برخی بر این باورند که نشست آستانه را میتوان مدلی از مشارکت کشورها در تامین امنیت منطقهای و مبارزه با تروریسم تلقی کرد. البته که این محور (آستانه) به خصوص بعد از وقوع جنگ اوکراین و پررنگ شدن تعارض منافع طرفین برای پیشبرد اهداف و ماموریتهای ترسیمی خود با موانع و چالشهایی هم روبهرو است. روسیه، ترکیه و ایران به عنوان کشورهای ضامن آتش بس در سوریه در قالب روند آستانه تاکنون ۱۸ بار مذاکرات سه جانبه را با هدف برون رفت سوریه از بحران جنگ داخلی برگزار کردهاند که نشست آخر ۲۴ تا ۲۶ خرداد سالجاری با حضور معاونان وزارت امور خارجه سه کشور در نورسلطان قزاقستان برگزار شد. وقوع جنگ اوکراین و به دنبالش خروج روسیه از سوریه و همچنین آمادگی ترکیه برای حمله مجدد به سوریه و اشغال حلب،
نگرانیهایی را در خصوص تحولات این کشور (سوریه) ایجاد کرده است، اما نفس حضور سران روسیه و ترکیه در ایران و رایزنیها پیرامون نقاط اختلافی میتواند به تعارض منافع طرفین دامن بزند. در این بین احتمال سفر فیصل مقداد، وزیر امور خارجه سوریه به ایران همزمان با برگزاری نشست سران آستانه نشان میدهد که تهران سعی دارد اختلافات و حساسیتهای دمشق - آنکارا را در قبال اقدامات همدیگر به پایینترین میزان ممکن برساند. کما اینکه در سفر اخیر حسین امیرعبداللهیان به ترکیه و سوریه، وزیر امور خارجه کشورمان از انتقال نگرانیهای اردوغان به بشار اسد با هدف پیشگیری از حمله مجدد ارتش ترکیه به سوریه و تشدید ناامنیها در این کشور (سوریه) خبر داد. این دست تحرکات دیپلماتیک جمهوری اسلامی گویای آن است که تهران ضمن مدیریت سیاسی و دیپلماتیک تحولات سوریه به دنبال ارتقای نقش خود در منطقه است. پیرو این نکات مواضع مثبت کشورهایی مانند اردن و مصر و تمایل امان و قاهره برای تقویت روابط با تهران و نیز ادعای اخیر انور قرقاش برای بازگشایی مجدد سفارت امارات متحده عربی در ایران نشان از این دارد که به موازات سفر جو بایدن به اسرائیل و عربستان سعودی ، فصل
جدیدی از روابط جمهوری اسلامی با کشورهای منطقه در حال شکل گیری است. البته در آن سو باید در نظر داشت که روسیه به دلیل تبعات جنگ اوکراین و ترکیه هم در سایه تشدید مشکلات اقتصادی و تورم ۸۰ درصدی و همچنین آماده شدن اردوغان برای شرکت در انتخابات ریاستجمهوری سال آینده میلادی به برگهای برنده و اهرمهای فشار مدنظر خود در جهت تحقق منافع ملی نیاز دارند. لذا این احتمال وجود دارد که آنکارا و مسکو، ذیل دیدارهای دوجانبهشان در تهران شرایطی را رقم بزنند که میتواند تحولات سوریه را به سمت و سوی دیگری بکشاند. اینجاست که امتیاز میزبانی ایران و هوشمندی سیاسی تهران باید مانع از وقوع آن شود. همین نکات مثبت و منفی نشان میدهد که سفر و حضور سران روسیه و ترکیه در ایران و برگزاری نشست محور آستانه تا چه اندازه اهمیت دارد.