جو بايدن رئيسجمهور ايالات متحده بعد از هفتههاي گمانهزني بالاخره اولين سفر منطقهاي خود به غرب و جنوب غرب آسيا را آغاز کرد. سفر او با ديدار از اسرائيل شروع شد و قرار است در مورد روابط دو جانبه و نيز مسائل کليتر امنيت منطقهاي با رهبران منطقه گفتوگو کند. جو بايدن قرار است براي اولين بار با يک پرواز مستقيم از تلآويو به سوي جده پرواز کرده تا آنجا با رهبران عربستان سعودي گفتوگو و در نهايت در اجلاس مشترک شوراي همکاري خليج فارس شرکت کند. بايدن در حالي سفر خود را به منطقه آغاز کرده که مسائل کلان بينالمللي و نيز مسائل منطقهاي و مسائل داخلي آمريکا به اين سفر گره خورده است. از سويي بايدن به منظور جبران قيمتهاي بالاي ناشي از حذف منابع انرژي روسيه از بازار نيازمند ياري متحدان منطقهاي است و از سوي ديگر متحدان منطقهاي بايدن از او انتظار همکاري و مشارکت بيشتر در مسائل منطقهاي را دارند؛ مسالهاي که خيلي براي دولت دموکرات بايدن خوشايند نيست. بايدن در حالي به اسرائيل سفر کرده است که دولت نوپاي بنت - لاپيد که در سال 2021 موفق به سرنگوني دولت نتانياهو شده بود، در نتيجه بحرانهاي متعدد داخلي با کنارهگيري بنت از قدرت فرو پاشيد. در نتيجه کنارهگيري بنت، لاپيد رهبر حزب ميانه «يش عاتيد» مسئوليت دولت انتقالي اين کشور تا زمان برگزاري انتخابات نوامبر سالجاري را بر عهده گرفته است. اين در حالي است که بايدن نيز با يک انتخابات حياتي ميان دورهاي کنگره طي ماه نوامبر سالجاري مواجه است که انتظار ميرود جمهوريخواهان موفق به تصرف کنگره شوند. فارغ از مباحث سياسي ميان اسرائيل و ايالات متحده آمريکا، روابط واشنگتن - تلآويو اين روزها در مسائل متعدد منطقهاي از جمله روابط اعراب و اسرائيل، مشکلات ناشي از ادامه شهرکسازيها و نيز پرونده هستهاي جمهوري اسلامي ايران دچار پيچيدگيهايي شده است. اين در حالي است که آمريکاييها اميدوار هستند که با حمايت از خط لوله مشترک اسرائيل - امارات موسوم به «ايست مد» بخشي از منابع گاز درياي مديترانه را به اروپا منتقل کنند تا بتوانند قيمتهاي جهاني انرژي را تحت تاثير قرار بدهند. طبق گفتههاي رسانههاي غربي قرار است طي اين سفر توافق تنگه تيران ميان اسرائيل و عربستان سعودي نهايي شده تا طي آن با واگذاري نهايي جزاير تيران و صنافير به عربستان، رياض به جمع پيمان ابراهيم ملحق شود. اين در حالي است که محمد بنسلمان بارها به صورت رسمي و غيررسمي از تمايل نهايي خود براي عاديسازي روابط با اسرائيل سخن گفته است، اما اين مهم را منوط به پذير پيشنهاد صلح سال 2005 ملک عبدا... کرده است؛ طرحي که به «طرح رياض» معروف شده است.
تاثير سفر بايدن بر تحولات سياسي خاورميانه
يکي از مهمترين زمينههاي سفر بايدن، تحولات سياسي امنيتي منطقه است؛ آن هم در زماني که تحولات پرونده هستهاي جمهوري اسلامي ايران و نيز تحولات بازار انرژي بر مسائل منطقهاي سايه افکنده است. اين مساله مخصوصا در بازه زماني نشست مشترک شوراي همکاري خليج فارس و شوراي اتحاديه اروپا که منجر به امضا بيانيه اقدام مشارکت راهبردي ميان شوراي همکاري خليج فارس و اتحاديه اروپا شد، حائز اهميت است؛ بيانيهاي که مهمترين بندهاي آن اختصاص به مبارزه مشترک با فعاليتهاي منطقهاي جمهوري اسلامي ايران داشت. طي ماهها و هفتههاي گذشته نيز بحث امضا قراردادهاي مشارکت راهبردي و امنيتي دوجانبه و چند جانبه ميان ايالات متحده آمريکا و متحدان منطقهاي بالا گرفته است. از جمله «نشست نقب» با حضور وزراي خارجه اعضاي پيمان ابراهيم از جمله امارات، اسرائيل آمريکا، بحرين و مراکش و در نهايت مصر و نيز نشست محرمانه شرمالشيخ با حضور مقامات نظامي و امنيتي اعضا پيمان ابراهيم به علاوه مصر و عربستان و قطر که به ترتيب در فروردين و تير سال گذشته صورت گرفته است. در سالجاري نيز مباحثي مانند تشکيل «ناتوي خاورميانه» که از سوي پادشاه اردن در گفتوگو با شبکه خبري سي. ان. بي. سي آمريکا بر آن تاکيد کرده بود و نيز مباحثي مانند تشکيل پيمان مشترک دفاع هوايي و دريايي ميان اعضاي شوراي همکاري خليج فارس و اسرائيل و ايالات متحده زير نظر فرماندهي مرکزي آمريکا در خليج فارس يا سنتکام بر وزن نتايج امنيتي سفر بايدن افزوده است. بهخاطر داشته باشيم که سال 2018 زماني که ترامپ رئيسجمهور پيشين آمريکا طرح «معامله قرن» را با ادعاي برقراري صلح خاورميانه کليد زد، بسياري از شکست اين طرح صحبت ميکردند. اما در سال 2020 با اعلام توافق تاريخي صلح ميان برخي از کشورهاي عربي و اسرائيل موسوم به پيمان ابراهيم، ترامپ براي اولين بار توانست زمينه سياسي يک توافق چند جانبه امنيتي را در منطقه ميان اعراب و اسرائيل را فراهم کند.
سفر بايدن چگونه ايران را تحت فشار قرار ميدهد؟
در صورت الحاق عربستان به اين پيمان و نيز در صورت استقرار يک پيمان مشترک نظامي دفاعي به رهبري آمريکا، ثبات منطقه از چند جهت ميتواند دستخوش تغييراتي شود، چراکه توازن قدرت در جنوب خليج فارس و شرق مديترانه به ضرر جمهوري اسلامي ايران تغيير خواهد کرد. اگر پيامدهاي فاز اول پيمان ابراهيم در حوزه امنيتي باشد، قطعا پيامدهاي فاز دوم پيمان ابراهيم که در قالب طرح پيمان مشترک دفاعي منطقهاي يا ناتوي منطقهاي شکل خواهد گرفت را ميتوان در فاز نظامي تصور کرد. اين در حالي است که بايدن به دليل نياز به حسن نيت عربستان سعودي در بازار انرژي در حال تدارک يک بسته پيشنهادي به منظور لغو دستورالعمل ممنوعيت فروش تسليحات تهاجمي به عربستان است. امري که در صورت اجرا ميتواند توان بن سلمان براي پيگيري برنامههاي منطقهاي خود را تقويت کند. با اين اوصاف اگر بحث تشکيل يک پيمان دفاعي مشترک در حوزه دفاع هوايي - موشکي و نيز دفاع دريايي بين شوراي همکاري خليج فارس و اسرائيل نهايي شود، اسرائيل ميتواند با استقرار برخي از سامانههاي پيشرفته خود از جمله رادارها و سيستمهاي پدافندي از جمله سيستم گنبد آهنين يا ساير سيتستمهاي ضد موشکي، حضور نظامي و امنيتي خود را در اطراف مرزهاي ايران تشديد کند. افزايش حضور نظامي اسرائيل از دو جنبه براي جمهوري اسلامي ايران خطرآفرين خواهد بود، چراکه از سويي توان آفندي کشورهاي عرب جنوب خليج فارس در برابر راهبرد نظامي جمهوري اسلامي ايران تقويت خواهد شد و از سوي ديگر توان عمليات آفندي امنيتي - اطلاعاتي اسرائيل در اطراف مرزهاي جمهوري اسلامي ايران تشديد ميشود.