اعتماد عمومي وقتي آسيب ببيند و روند امور نيز به نحوي پيش رود که اين اعتماد کمرنگ شود طوري نخواهد بود که به راحتي احيا شده و بازگردد. چرا که اعتماد خريدني نيست که بخواهند به هر نحوي آن را بازگردانند. البته اينکه اعتماد طي برخي سالها کاهش يافته شده مشخصا به دلايل مشخصي بوده که مهمترين آن را ميتوان در عملکرد برخي مسئولان و بازخورد آن در جامعه ديد. نارضايتي موجود در جامعه به جهت وضع معيشتي مردم نشان دهنده همين امر است که برخي عملکردها و تصميمگيريها باعث شده تا امروز شاهد چنين شرايطي باشيم .اعتماد نيز باز نميگردد مگر اينکه سالها دولتها با دقت عمل و بر اساس علم، عدالت، انصاف پيش بروند و واقعا مردم ببينند که اتفاقات مثبتي در جهت ايجاد رضايت در جامعه در حال رخ دادن است تا کمکم اعتماد لطمه ديده ترميم شود. براي اينکه بياعتمادي با ديدن عملکردهاي ناموفق و عدم تحقق وعدههاي داده شده توسط دولتها ايجاد شده است. البته نکته مهمي که بايد بسيار به آن توجه کرد اين است که اعتماد عمومي با وعدههاي بدون عمل باز نميگردد. با اين حال من معتقدم که اين اعتماد قابل بازيابي و بازگشت خواهد بود در صورتي که نوعي صداقت، انصاف و عدالت در همه رفتارها و عملکردها به خصوص در گفتار براي مردم ثابت شود. هر چند که بازگشت اعتماد عمومي نيز به آساني نيست و نيازمند برنامهريزي صحيح و هدفمند است که با صبر و حوصله انجام شود که مردم واقعا نسبت به تغيير در رفتارها و عملکردها اطمينان پيدا کنند. از سوي ديگر امروز براي برون رفت از اين شرايط و حل مشکلات کشور نيازمند يک خردجمعي، همدلي و همگرايي همه نيروهاي دلسوز کشور هستيم که لزوم آن در ميان مسئولان بيشتر احساس ميشود. براي اينکه يکي از اساسيترين عنصر موثر در بازگشت اعتماد عمومي اين است که از افراد باسوادتر، با تجربهتر، متخصصتر، توانمندتر و خبره استفاده شود و آنهايي که درست تر عمل ميکنند عملکردشان در جامعه اطلاعرساني شود و پشتيباني لازم از آنها صورت پذيرد و آنهايي که کارکرد نه چندان مطلوبي دارند و نميتوانند آنطور که بايد عمل کنند نيز معرفي شوند و از کار کنار گذاشته شوند. چرا که هيچ چيزي مقدم بر منافع ملت و کشور نيست. مردم نيز تاکنون در مقاطع مختلف اين تجربهها را کسب کردهاند.