متأسفانه تغذيه کودکان به ويژه در مناطق محروم و با وضعيت اقتصادي ضعيف مناسب نيست. اين در حالي است که کودکان بين 5 تا 12 سال نياز مبرمي به دريافت کلسيم و مواد لبني مانند شير، ماست و... دارند. کودکان اين مناطق به دليل گراني و در دسترس نبودن اين موادغذايي از مصرف روزانه يا هفتگي آنها محروم هستند. نياز هر انسان مصرف حداقل 300 سيسي لبنيات و شير در روز است، اما کودکان مناطق محروم اين ميزان شير را در طول روز مصرف نميکنند و در مقابل بسياري از افراد چندين برابر اين ميزان مصرف لبنيات و مواد لبني دارند و با استفاده از شير ساير موادلبني مانند پنير نيز براي مصرف توليد ميکنند. کودکان بايد در سهميه پروتين غذايي خود از پروتئينهاي حيواني و گياهي به يک ميزان مصرف کنند و در هفته دو، سه بار گوشت و ماهي بخورند. در سفره خانوادههاي نيازمند حتي در ماه گوشت ديده نميشود و در صورت استفاده نيز ميزان کمي از آن مصرف ميکنند. عدممصرف موادغذايي مفيد تنها در خانوادههاي نيازمند رواج ندارد و برخي خانوادهها با وضع اقتصادي مناسب نيز اکنون به استفاده از فست فودها پناه بردهاند. در اين خانوادهها در اکثر مواقع زن و مرد هر دو شاغل و در بيرون از خانه مشغول هستند و به اين دليل فرصت پخت و پز در خانه وجود ندارد. در نتيجه گوشت، شير و لبنيات از سفره اين خانواده حذف شده و جاي خود را به چيپس، پفک، سوسيس، کالباس، همبرگر و... ميدهند، موادغذايي که اطلاع دقيقي از نحوه و مواد تهيه آنها وجود ندارد. تغذيه نامناسب در نهايت بدن افراد را ضعيف ميکند. اکثريت کودکان و دانشآموزان چاق هستند، اما چاقي آنها گاهي به دليل دريافت پروتئين و موادغذايي مناسب و مقوي نيست و مصرف زياد نشاسته، برنج خالي و نان مسبب آن است. قوت روزانه اکثر بيماران که جهت درمان به مطب مراجعه ميکنند نان و سيبزميني، نان و ماکاروني است. اين افراد در اثر مصرف از اين موادغذايي بدون دريافت پروتئين، ويتامين و ريزمغذيهاي لازم چاق ميشوند، زيرا بدن انسان به ويتامينها، پروتئينها، ريزمغذيهاي مختلف احتياج دارد. متأسفانه در مدارس نيز شاهد عدم دريافت سهميه شير هستيم به رغم آنکه توزيع شير بايد در تمام مدارس وجود داشته باشد، اما انواع مختلف نوشابهها، کالباس و سوسيس در بوفههاي مدارس خودنمايي و دانشآموزان از موادغذايي نامرغوب و ناسالم تغذيه ميکنند. اکثر بوفههاي مدارس به عموم افراد جامعه و به دليل درآمدزايي بيشتر مدارس اجاره داده ميشوند. مديريت اين بوفهها و عدم رعايت نکات بهداشتي و سلامتي توسط آنها سبب ناراحتيهاي گوارشي مختلف و سوءتغذيه در ميان دانشآموزان ميشود. در گذشته افراد سالخورده 60 ساله به دليل کمردرد، دست درد و پا درد به مراکز درماني مراجعه ميکردند، اما اکنون جوان 30 ساله نيز به مطب پزشک آمده و از اين دردها شکايت ميکند. پس از بررسي استخواني اين جوانان متوجه پوکي استخوان آنها ميشويم. در حالحاضر بيماريهاياستخواني مختلفي در بين جوانان وجود دارد و ميزان اين بيماري بالاتر از سطح معمول است، به اين دليل توصيه به توزيع شير در مدارس و بين تمام دانشآموزان ميشود. گاهي مسئولان دليل عدمتوزيع شير در مدارس را نبود جاده مناسب در مناطق صعبالعبور براي عبور خودروهاي توزيع شير عنوان ميکنند. اين در حالي است که در همان مدرسه انواع و اقسام نوشابههاي گازدار وجود دارد. چگونه خودروهاي توزيع اين موادغذايي ناسالم به مدارس وارد ميشوند اما امکان حضور خودروهاي توزيع شير وجود ندارد؟! دولت بايد به حدامکان شير را در مدارس، کودکستانها و در مناطق محروم توزيع کند و به ويژه مناطق محروم شرق و غرب کشور را دريابد، زيرا اين مردم اين مناطق تقريبا از استفاده از لبنيات محروم هستند يا آن را کمتر مصرف ميکنند. در نتيجه در اين مناطق شاهد شيوع بيماريهاي کبد و سوءتغذيه هستيم، بيماريهايي که به دليل مشکلات تغذيهاي در زمان کودکي افراد در بزرگسالي در آنها نمود پيدا ميکنند. بدن کودکان نيازمند دريافت پروتئين و کالري لازم است بنابراين اگر تغذيه آنها هنگام خروج از خانه به قصد حضور در کلاسهاي درس تنها نان و چاي شيرين باشد، در اين صورت بهره آموزشي کافي از حضور در کلاس درس را نخواهند برد. اين کودکان دچار کمخوابي، کمهوشي و کاهش حافظه ميشوند و از قدرت شنوايي مناسب نيز برخوردار نيستند. در نهايت اين کودکان دچار سوءتغذيه شديد، ورم شکم و آب آوردن بدن ميشوند، البته خوشبختانه در ايران هنوز به اين ميزان سوءتغذيه در ميان کودکان نرسيدهايم، اما سوءتغذيه به دليل عدم تغذيه کافي و عدم مصرف لبنيات ديده ميشود و اين بيماري افراد را دچار رنگپريدگي، زردي و... ميکند.