مذاکرات دو روزه دوحه که به دليل بهانهجوييهاي آمريکا، بينتيجه ماند، قاعدتا بايد صاحبنظران از هر نوع گرايش سياسي را متقاعد کرده باشد که مانع اصلي عدم دستيابي به نتيجه در مذاکرات هستهاي، کاخ سفيد است. مواضع غيرمنطقي آمريکا در مذاکرات دوحه و نمايش عجولانه آمريکا و اروپا در شوراي امنيت براي مقصر جلوه دادن ايران بعد از نشست دوحه، نشان داد که بايدن هم همچون ترامپ ارادهاي براي بازگشت به برجام ندارد. از سوي ديگر، مطالبات حرفهاي و واقع گرايانه گروه مذاکره کننده و وزارت امورخارجه کشورمان که مبتني بر ضرورت اجراي مفاد برجام بود، حکايت از باورمندي دستگاه ديپلماسي به ضرورت لغو تحريمهاي ظالمانه از مسير مذاکره، داشت. نقطه مثبت اين مذاکرات سفر دکتر باقري، رئيس گروه مذاکره کننده به مسکو براي مطلع ساختن روسيه از روند مذاکرات و همچنين اطلاعرساني به مقامات چيني از مراجع ديپلماتيک درخصوص مذاکرات دوحه بود. اتحاديه اروپا و آقاي بورل سعي داشتند با انتقال مذاکرات به قطر و تبديل آن به يک فرآيند سهجانبه، روسيه و چين را از مدار مذاکرات خارج سازند که با اقدام حرفهاي ايران، به نتيجه دلخواه نرسيدند. شواهد نشان ميدهد که دکتر باقري در اين دور از مذاکرات، کوشش ميکند با رويکردي واقعگرايانه و مورد توافق مقامات عالي نظام، بهعنوان يک ديپلمات باورمند به لغو تحريمها، مذاکرات احياي برجام را به نتيجه برساند. استفاده از ظرفيت ملي با تشکيل اتاقهاي فکر و مشورت با کارشناسان مجرب، از مظاهر رويکرد متفاوت دستگاه ديپلماسي و گروه مذاکره کننده، براي دستيابي به نتيجه مطلوب است. حضور فعال در نشست دوحه و همچنين تداوم رايزني با مقامات چين و روسيه براي رسيدن به مواضع مشترک براي متقاعد ساختن آمريکا به اصلاح رويه خود با لغو تحريمها، مطابق با مفاد مندرج در قطعنامه 2231 شوراي امنيت سازمان ملل، نشانه باورمندي گروه مذاکره کننده به احياي برجام و تحقق خواسته اکثريت مردم است. ترديدي نيست که در سال 1392، ايران براي لغو تحريمها وارد مذاکره با کشورهاي 1+5 شد و به همين دليل محدوديتهاي پيشنهادي در برنامههاي هستهاي خود را پذيرفت. به عبارتي، ايران در قبال تعهد غرب براي رفع تحريمهاي ظالمانه، متعهد به انجام اقدامات فراپادماني در برنامههاي هستهاي خود شد. متأسفانه بهرغم رويکرد مثبت و سازنده ايران، آژانس بينالمللي انرژي اتمي تحت تاثير دروغپردازيهاي رژيم صهيونيستي با صدور قطعنامه ضد ايراني رويکردي غيرسازنده اتخاذ کرد. بعد از صدور اين قطعنامه و ابراز نارضايتي شديد ايران، آقاي جوزپ بورل مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا، براي جبران مافات به تهران آمد و جهت خروج مذاکرات از بنبست، پيشنهاد کرد مذاکرات در کشوري در منطقه و بهصورت سهجانبه (ايران، اتحاديه اروپا، آمريکا) برگزار شود. اما در اين مرحله نيز رويکرد منفي و خصمانه آمريکا که حتي مورد نقد نماينده اتحاديه اروپا نيز قرار گرفت، مانع از دستيابي به نتيجهاي عادلانه شد. مواضع غيرمنطقي آمريکا در نشست دوحه و دستپاچگي مقامات ارشد اين کشور در اتخاذ مواضع راديکال بعد از نشست، مشخص کرد که چه کشوري مانع اصلي خروج مذاکرات از بنبست است. اينک توپ در زمين آمريکاست و جمهوري اسلامي ايرآنکه اولويت خود را بر خنثي سازي تحريمها قرار داده با رويکردي مبتني بر استغنا و صبورانه، حضور بر سر ميز مذاکره را نيز براي تحقق خواسته خود مفيد ميداند. در آينده اگر آمريکا واقعبينانه عمل کند و ارادهاي جدي براي انجام تعهدات برجامي و لغو تحريمهاي ظالمانه، داشته باشد، توافق نهايي دست يافتني است. در اين برهه دلسوزان نظام و افراد باورمند به لغو تحريمها، بايد با شناخت رويکرد منفي و غيرسازنده آمريکا، با اتخاذ مواضع متحد در جهت اعمال فشار حداکثري بر آمريکا، به اين کشور بفهمانند که علت اصلي براي بينتيجه ماندن مذاکرات است. ترديدي نيست که سياست اصولي نظام که توسط شوراي عالي امنيت ملي تصويب و به تاييد رهبر معظم انقلاب رسيده است، اجراي تعهدات ايران مشروط به اجراي کامل تعهدات طرف مقابل و لغو تحريمهاي برجامي و پسابرجامي است. اين يک سياست قطعي و مطالبه عمومي و مبتني بر تامين منافع مشروع هستهاي و غيرقابل تغيير است. نبايد فراموش کنيم که آمريکا و اروپا امروز بهدليل جنگ اوکراين و نياز به کاهش قيمت نفت، بيش از ايران به اجراي مفاد مندرج در برجام نيازمند هستند و تداوم رويکرد منطقي، متين و قدرتمندانه ايران در مذاکرات، آمريکا را به واقعبيني و لغو تحريمها و دادن تضمين براي تامين منافع اقتصادي ايران وادار خواهد ساخت.