آمريکاييها يک سال است که ميگويند پنجره مذاکرات در حال بسته شدن است و اگر قرار بود که پنجره بسته شود تاکنون بسته شده بود. لذا اين نوع اظهار نظرات يا گمانهزنيها رسانهاي است يا ادعاهايي که پايه و اساس درستي ندارد و عملياتي نميشود. به عبارت ديگر چيزي جز مذاکره وجود ندارد و نه ايران ؛ نه آمريکا و نه ساير طرفهاي برجامي هيچکدام پلن B ندارند. تهديد ميکنند که ما ديگر مذاکره نميکنيم و اين دور آخر است و اگر اتفاقي نيفتد پنجرهها بسته ميشود و... ولي هيچ يک از طرفين شکست مذاکرات را اعلام نميکنند. به خصوص آمريکاييها که چيزي بجز مذاکره ندارند. حتي در دولت دونالد ترامپ نيز تاکيد آمريکاييها بر اين بود که ميخواهيم مذاکره کنيم و حتي ترامپ شماره کاخ سفيد را هم خواند که ايرانيها اگر ميخواهند به من زنگ بزنند و مذاکره کنيم. از سوي ديگر اينکه دور بعدي مذاکرات پس از دوحه قبل از سفر بايدن به منطقه آغاز شود يا اينکه پس از سفر وي شروع شود نيز اهميتي ندارد. چرا که سفر بايدن به منطقه و کشورهاي عربي به عنوان نقطه عطفي تلقي نميشود. روساي جمهور آمريکا بارها به منطقه سفر کردهاند و به اسرائيل، عربستان و ساير کشورهاي منطقه رفتهاند و اين امر جديد و عجيبي نيست و طبيعي است که رئيسجمهور آمريکا طبق روال دفعات گذشته به کشورهاي منطقه سفر کند. در اين خصوص نيز که مذاکرات از سر گرفته شود ترديدي وجود ندارد و حتي زماني هم که قرار بود مذاکرات دوحه انجام شود و گفته ميشد که اگر در دوحه اتفاقي نيفتد ديگر همه چيز به هم خواهد خورد همان موقع نيز به نظر ميرسيد که پس از دوحه نيز مذاکرات ادامه خواهد يافت و پس از آن نيز باز هم مذاکرات خواهد بود. اما اينکه مذاکرات چه زماني به نتيجه برسد فعلا نميتوان چشم انداز روشني در کوتاه مدت و 3، 4 ماه پيشرو ديد. مسالهاي که طي يک سال و اندي حل نشده خيلي بعيد است که طي چند هفته حل شود. فاصله بين مطالبات ايران و آمريکا به قدري زياد است که پل زدن به روي آن بسيار دشوار است اما اين بدان معني نيست که مذاکرات انجام نشود. آنچه مسلم است مشکل برجام مشکل تهران و واشنگتن است و اروپاييها محلي از اعراب ندارند. لذا نه مخالفت آنها با دولت ترامپ اثرگذار بود و نه همراهي کردنشان با دولت بايدن موثر است. اگر تهران و واشنگتن با هم توافق کنند اروپا ميپذيرد؛ تهران و واشنگتن با هم توافق نکنند نيز اروپا باز هم ميپذيرد. در نتيجه اروپاييها پارامتر تعيين کننده و موثري نيستند و خودشان نيز فهميدهاند و دليل اين امر اينکه 3 کشور اروپايي در مذاکرات دوحه کنار کشيدند و فقط نماينده اتحاديه اروپا به عنوان ميانجي حضور يافت.