آرمان ملي: روز دوشنبه وزيرخارجه کشورمان در سفري به آنکارا با مقامات ترکيه ديدار و گفتوگو کرد. اين سفر در حالي صورت گرفت که روابط دو کشور به دلايل گوناگوني از جمله نزديک شدن ترکيه به رژيم صهيونيستي و مسائل محيط زيستي، رو به سردي رفته است. در حقيقت اميرعبداللهيان درست 5روز بعد از سفر وزيرخارجه اسراييل، به آنکارا رسيد و مواضع ايران را در مورد حضور مقامات رژيم صهيونيستي و برخي ادعاهاي مطرح شده اخير، با شخص اردوغان در ميان گذاشت. ايران ميگويد رژيم صهيونيستي با ايجاد عمليات رواني سعي در خراب کردن روابط دو کشور دارد. آنطور که وزير خارجه اعلام کرده در اين ديدار در خصوص موضوع سوريه هم گفتوگوهايي صورت گرفته. خبرآنلاين در مورد اين سفر با دو کارشناس مسائل ترکيه به گفتوگو نشسته است:
هدف اميرعبداللهيان از سفر به ترکيه چه بود؟
رحمان قهرمانپور، کارشناس مسائل ترکيه در مورد علتهايي که باعث شد وزيرخارجه کشورمان راهي آنکارا شود گفت: روابط ايران و ترکيه در شرايط خوبي نيست. آقاي اميرعبداللهيان قبل از اين قصد داشت به ترکيه سفر کند. اما به دلايلي که بهطور رسمي اعلام نشد، اين سفر اتفاق نيفتاد. علت اينکه وزيرخارجه کشورمان در اين شرايط به ترکيه رفته ميتواند چند مساله باشد. اولين علت سفر اميرعبداللهيان به آنکارا ميتواند تحرکات در روابط ترکيه با اسراييل باشد. اين موضوع براي ايران بسيار مهم است. رژيم صهيونيستي يکي از مهمترين مخالفان بهبود روابط ايران و ترکيه در سطح منطقه است و همواره تلاش کرده تا روابط دو طرف تضعيف شود. ما فراموش نکرديم زماني که در دهه 90 ميلادي وقتي سکولارها در ترکيه تاثير داشتند، روابط تهران و آنکارا هر از چند گاهي شاهد تنش و اختلاف بود. مساله دوم تحرکاتي است که در سياست خارجي ترکيه و در ارتباط با عربستان و امارات ميبينيم. اين اتفاقات هم براي تهران اهميت دارند. ترکيه و قطر در سالهاي گذشته در محور اخواني بودند و اختلافات جدي با عربستان و امارات داشتند. بهبود روابط آنکارا با ابوظبي و رياض در حال حاضر ميتواند تاثيراتي بر منطقه داشته باشد. عامل سوم مساله سوريه است و تاثيري که جنگ اوکراين بر سوريه داشته و ترکيه را تحريک کرده که دست به اقدام نظامي در شمال سوريه بزند. بخشي از مناطقي که ترکيه ميخواهد در آن دست به عمليات نظامي بزند، به ويژه در تل رفعت، مناطقي هستند که شيعيان در آن ساکن هستند و ايران در اين مورد نگراني دارد و ميخواهد آن را به ترکيه منتقل کند. او در مورد روابط اقتصادي دو کشور توضيح داد: ميزان مبادلات تجاري و حجم تجارت دو کشور در سالهاي اخير شاهد کاهش زيادي بوده و از 10 ميليارد دلار به دو ميليارد دلار رسيده است. اين مساله هم دلايل متعددي دارد. مساله کرونا و اختلاف ايران و ترکيه در زمينه سوريه و تحريمها عليه ايران، همگي مزيد بر علت شدهاند تا روابط تجاري دو کشور در سالهاي اخير کمتر شود. اينکه امکان گسترش روابط اقتصادي وجود دارد، بايد بگوييم که بله چنين امکاني هست. اما بستگي به اين دارد که فضاي کلي روابط مثبت باشد و دو طرف در مسير بهبود روابط پيش بروند. تا شرکتهاي خصوصي و دولتي انگيزه لازم را براي روابط تجاري و اقتصادي با يکديگر داشته باشند. من اميدوار نيستم که ترکيه به درخواستهاي محيط زيستي ايران جواب مثبت بدهد. اما اگر ايران، سوريه و عراق بههمراه برخي از سازمانهاي بينالمللي هماهنگ عمل کنند، ممکن است آنکارا حاضر شود مذاکره در اين مورد را بپذيرد.
اهميت مسائل زيست محيطي در گفتوگو بين دو کشور
سيامک کاکايي در مورد سفر وزيرخارجه ايران به آنکارا ميگويد: اين سفر در چارچوب سفرهاي سياسي است که بهطور معمول انجام ميشود. اين اولين سفر در دولت جديد به ترکيه است. از لحاظ پيشينه تاريخي ايران و ترکيه دو کشور مهم در منطقه هستند که نوغ تعاملشان با يکديگر هم فرايند تحولات منطقهاي و هم مناسبات دو جانبه موثر است. به همين دليل اين رفت و آمدها بيانگر اراده سياسي است که دو طرف براي توسعه مناسبات و همکاريها دارند. در سفر اخير يک بخش از گفتوگوها به مساله سوريه ارتباط داشته. اينکه چه نوع سياستهايي و برنامههايي در سوريه اعمال شود، مذاکراتي بين دو طرف وجود دارد. کمک به تقويت روند سياسي در سوريه، نگاهي است که ايران به موضوع دارد. ولي ظاهرا نگاه ترکيه کمي متفاوتتر است. ترکيه در حال دنبال کردن سياست خارجي جديدي در منطقه خاورميانه است. در اين چارچوب عادي سازي روابط با عربستان و تلاش براي بهبود روابط با مصر قرار دارد. ايران به نزديکي روابط ترکيه و اسراييل که در ماههاي گذشته شدت گرفته، انتقاد دارد. يک موضوع جديدي وارد گفتوگوهاي ايران و ترکيه از اين پس خواهد شد و آن مسائل زيست محيطي و مرتبط با مساله آب در خاورميانه است. دليل اين امر انتقاداتي است که از سياستهاي زيست محيطي ترکيه و اثر آن بر عراق و سوريه شده است. در مورد اين مساله در رسانهها بسيار گفته شده است. اما بخش ديگر که دامنه آن تا ايران کشيده شده مرتبط با ريزگردهاست. بخش عمدهاي از اين بحران به سياستهاي آبي در زمينه دجله و فرات است. اين دو رودخانه مربوط به چند کشور است. سرچشمه آن البته در ترکيه است ولي با کشورهاي پايين دست توافقاتي در گذشته وجود داشته که در حال حاضر از سوي ترکيه رعايت نميشود و کمبود آب منجر به بحرانهاي زيست محيطي ميشود. اين مساله بايد در بررسيهاي طرفين مورد توجه قرار گيرد تا بحران کم آبي که در منطقه شدت گرفته به نحوي کنترل شود. آخرين کاري که ترکيه در اين زمينه انجام داده مربوط به سد ايلسو است. اخيرا هم بحث در مورد برنامههايي بر روي سرچشمههاي ارس وجود دارد که جاي نگراني دارد که ميتواند در گفتوگوهاي مقامات دو کشور مورد توجه قرار بگيرد.