من همواره بر اين عقيده بودهام که يکدستي قوا باعث آنچه به آن برجام 1400 گفتهام خواهد شد. بسياري انتقاد ميکردند و ميگفتند که 1400 تمام شد و به رغم اينکه قوا نيز يکپارچه شده ولي از توافق خبري نيست. اما به نظر ميرسد مذاکراتي غير مستقيمي که حالا ميان آمريکا و ايران در قطر صورت ميگيرد ما را يک گام به برجام 1400 نزديکتر ساخته است. آمريکاييها مصر هستند که براي خنثي کردن وابستگي اروپا و ساير مناطق به نفت و گاز روسيه تحريم نفتي روسها را به گونهاي جبران کنند. يکي از راهها در حقيقت آزاد کردن فروش نفت ايران است. لذا حدس زده ميشود که ايران در حدود 40 ميليون بشکه نفت خام به صورت ذخيره شده دارد. يعني نفتي که در تانکرها، نفتکشها و يا آبها قرار دارند و يا در مخازني در داخل کشور هستند. اگر اين 40 ميليون به اضافه حداقل 2ميليون بشکهاي که ميتواند صادرات نفت ايران باشد به نفت بازار جهاني اضافه شود آن وقت فشار جلوگيري از صادرات نفت روسيه مقدار قابل توجهي جبران خواهد شد. بنابراين؛ اين يک فرصت طلايي براي ايران بهوجود آورده که در نتيجه جنگ اوکراين و نيازي که به نفت است ممکن است که آمريکاييها مقداري نرمش بيشتر نشان دهند و جداي از آزاد کردن صادرات نفت ايران اجازه دهند که بخشهاي بيشتري از داراييهاي ايران که در هند، چين، ژاپن و کره جنوبي بلوکه شده بتواند آزاد شود. بنابراين احتمال اينکه در قطر توافقي صورت گيرد کم نيست. البته بايد بدانيم که بسياري از جمهوريخواهان مخالف هرگونه توافقي با ايران هستند. اما به نظر ميرسد که بايدن توانسته دموکراتهاي بيشتري را با خود همراه سازد و به علاوه توانسته موافقت بيشتري هم از ناحيه اسرائيليها بگيرد که خيال آنها را از بابت فعاليتهاي هستهاي ايران تا حدودي راحت کند. اما مشاهده ميشود که جريانهاي تندرو و دلواپس همچنان چندان اعتقادي به مذاکره ندارند. در حالي که بسياري از جريانهاي اصولگرا خواهان مذاکره هستند. در نتيجه اگر قطر شکست بخورد در حقيقت آخرين مذاکره خواهد بود.