بستن
کد خبر: ۱۰۳۷۵۷۴

شب‌های بیداری یا سحرخیزی؟

شب‌های بیداری یا سحرخیزی؟
فریبا خانی روزنامه‌نگار

اگر دوباره رنگ شهرها از کرونا نارنجي و سرخ نشود؛ مردم بعد از گذران سال‌هاي سخت کرونا حالا به زندگي بازگشته‌اند. تهران از آن شهرهاي زنده است با همه‌ سفيد و سياه‌ها و خاکستري‌هايي که همه‌ شهرهاي بزرگ دنيا دارند. اين شهر زنده است... اين را مي‌توانيد از ترافيک نيمه شبش در بلوارهاي بزرگش فهميد. هنوز عده‌اي در خيابان پرسه مي‌زنند. اريک امانوئل اشميت در کتاب «اکسير عشق» مي‌نويسد: «زندگي فقط از جهش‌ها اشتياق‌ها و حرارت‌ها تشکيل نمي‌شود بلکه سازش‌ها فراموشي‌ها و سختي‌ها هم هست...» شب‌هاي تابستان و زيست شبانه‌ تهران در معبرهاي پر رفت و آمد حال خوبي دارد اگر از تصوير سارقان و زورگيرها بگذريم از چهره‌ مستأصل معتادان و بي‌خانمان‌هايش بگذريم اگر از زباله‌گردها... يا جولان جوانان تازه به دوران رسيده با ثروت‌هاي بادآورده با ماشين‌هاي چند ميلياردي که نابرابري اجتماعي و اقتصادي را نشان مي‌دهد، درز بگيريم... شب‌هاي زيبايي دارد. به هر حال تولستوي مي‌نويسد: « هر آدمي در خود عناصر خوب و بد دارد!» من مي‌خواهم بگويم شهرها هم عناصر خوب و بد دارند... زيبايي و زشتي...

فکر کن آدم‌ها مدت‌ها مي‌ايستند تا چند اسکوپ بستني ميوه‌اي بخورند يا يک آب ميوه يا جلوي اغذيه فروشي‌ها در انتظار ساندويچ و پيتزا هستند. زيست شبانه تهران مخالفان و موافقان خودش را دارد. عده‌اي از مسئولان و جامعه‌شناسان معتقدند که کشوري با اقتصاد پويا شهروندان مقرراتي مي‌خواهد که سر شب بروند خانه و بخوابند تا صبح سحر تازه و پر انرژي سرکار بيايند. اصلا مگر نه اين است که ما ايراني‌ها مي‌گوييم سحرخيز باش تا کامروا شوي... مساله‌ امنيت هم هست. نمي‌شود آن را ناديده گرفت... پس اين جمعيت عظيم که در تابستان گرم تا نيمه شب در خيابان‌ها دور دور مي‌کنند آيا مردماني بيکارند؟ اينها فردا تعهدي به محل کار خود ندارند؟ عده‌اي مي‌گويند زيست شبانه نياز به نيروهاي مجرب پليس و نيروهاي خدماتي شهرداري دارد و آلودگي نوري هم هست که معضل بزرگ دنياست. همه‌اش هزينه است اين هزينه‌هاي شهر را بالا مي‌برد. عده‌اي نگران هستند که نکند بي‌اخلاقي در زيست شبانه افزايش يابد. رانندگي‌هاي بد آدم‌هاي لايعقل از مواد مخدر صنعتي لايي مي‌کشند و جان مردم به خطر مي‌افتد. اما با گرمايش زمين و گرم شدن شهرهاي بزرگ براي فرار از گرما و روزي شلوغ و پرترافيک شايد زندگي در شب‌هاي خنک شهر ايده‌ خوبي باشد. چراغ‌هاي روشن مغازه‌ها صف آدم‌هايي که لحظه‌اي براي فرار از مشکلاتشان دنبال يک نوشيدني خنک يا يک ميان‌وعده‌ سبک... هستند و بعضي در پارک‌هاي سبز نشسته با خانواده و صفا مي‌کنند. ديدن آدم‌هايي که از زيبايي شبانه لذت مي‌برند که بد نيست... شايد اگر موزه‌ها و نمايشگاه‌هاي هنري و بازارچه‌هاي متنوع شبانه اين جامعه‌ کم حال را سر حال بياورد و آدم‌ها براي فردايي بهتر بيشتر تلاش کنند. عده‌اي از کارشناسان اجتماعي مي‌گويند زيست شبانه باعث افزايش جرايم مي‌شود. عده‌اي مي‌گويند وقتي خانواده‌ها بيرون از خانه در پياده راه‌ها هستند در حال قدم زدن و گپ و گفت جرايم کم خواهد شد و بزه کمتر اتفاق مي‌افتد... به هر حال از قرن هجدهم که چراغ گازي‌هايي که با گاز اسيتيلن کار مي‌کردند شهرهاي بزرگي مثل پاريس و ديگر شهرهاي اروپا را روشن کردند، مردم به زيبايي شب و شهر در شب توجه نشان دادند و زيست شبانه رونق بيشتري گرفت. در ايران در دوره‌ قاجار، فانوس‌هاي ديواري روي پايه‌هاي چدني نصب شدند و شهر را تا حدودي روشن کردند در هر صد و پنجاه قدم يک فانوس وجود داشت بعد چراغ گازي‌ها آمدند در خيابان اميرکبير کارخانه‌ توليد گاز اين چراغ‌ها، شروع به فعاليت کرد... ناصرالدين شاه هم جز اولين کساني بود که مولدهاي کوچک برق به تکيه دولت آورد که شب‌هاي روشني به تقليد فرنگي‌ها ايجاد کند. در کشورهاي اسلامي بعضي از ماه‌ها به ويژه ماه رمضان زيست شبانه‌ معنوي را با خود به‌همراه مي‌آورد. شب‌هاي قدر هم همان شب زنده‌داري معنوي است... به هر حال در سال‌هاي گذشته، بين مسئولان شهراختلاف نظري بر زيست شبانه به وجود آمد. عده‌اي موافق و عده‌اي مخالف آن شدند. از نظر کارشناسان گردشگري زيست شبانه باعث پويايي صنعت گردشگري است و يک فرصت بي‌نظير براي شادي شهروندان است. ولي منصفانه نگاه کنيم؛ زيست شبانه و يا زيست روزانه چه فرقي مي‌کند؟ دل خوش سيري چند؟ کاش کيفيت زندگي بهتر بود...

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی